مـاسـولـه

کاری از بهرام عظیمی
با آهنگسازی خوب علی میرآقاسی
http://www.mediafire.com/?mukcx54n95qk895






پاینده باشی وطنم...

جایزه برترین فیلم غیرانگلیسی زبان گلدن گلوب شصت و نهم، به اصغر فرهادی برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» رسید تا نماینده ایران در اسکار، یک گام بلند به سمت تصاحب این عنوان ارزشمند بردارد و شمارش معکوس برای نخستین اسکار سینمای ایران شتاب بگیرد.
اگرچه «پوستی که در آن زندگی می کنم» با کارگردانی پدرو آلمودوار برنده جایزه اسکار و بازی خاص آنتونیو باندراس، «گل های جنگ» با حضور جدی ژانگ ییمو و کریستین بیل بهره می برد و «پسربچه ای با دوچرخه» برادران داردن به عنوان برندگان نخل طلای جشنواره کن نیز رقبای سرسختی برای فرهادی محسوب می شدند اما باید گفت، او در این رویداد باید جایزه را از چنگ آنجلینا جولی درمی آورد که اسمش به خودی خود تعداد قابل توجهی رای دارد! جولی با نخستین فیلم بلندش «در سرزمین خون و عسل» در مقام سفیر حسن نیت سازمان ملل به فجایع جنگ بوسنی پرداخته بود و همه اینها باعث شده بود، برنده فیلم غیرانگلیسی زبان را آنجلینا بدانند و او برای اسکار غیرانگلیسی زبان نیز خودش را مهیا سازد.
با این حال ساختار قوی، ساده و در عین حال پیچیده جدایی نادر از سیمین که به خوبی دروغ، مصلحت ها و اخلاقیاتی که بخشی از آن در دیگر کشورهای جهان و به طور خاص با مغرب زمین نیز ملموس است، موفق شد دغدغه هایش را به همان اندازه که در ایران پرورش دهد و جمعیتی میلیونی را به سالن های سینماهای ایران بکشاند، در غرب نیز سالن های سینماها را پرکند و نشان دهد یک فیلم سیاه برای جشنواره های کوچک نیست و این باور به وجود آید که می توان دلمشغولی های ایرانیان را در عرصه جهانی با چنان ادبیاتی طرح کرد که مخاطب خارجی نیز فراتر از جشنواره ها او را بستاید.

این گونه بود که سر منتقدان بزرگ سینمای جهان به نشانه تواضع مقابل این کارگردان ایرانی خم شد و بزرگ ترین نشریات تخصصی سینمایی و پرتیراژترین روزنامه های جهان همچون نشریات تخصصی ایران، او را ستودند و پس از آنکه به فاصله اندک از کسب سیمرغ بلورین کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری و صدابرداری و جایزه منتخب تماشاگران و دیپلم افتخار بازیگر نقش مکمل برای شهاب حسینی و ساره بیات در جشنواره فجر، خرس طلایی بهترین فیلم و خرس نقره ای برای مجموعه بازیگران مرد و زن آن در شصت و یکمین دوره جشنواره برلین از ان او شد و این آغاز امواج بود که آخرین ساخته فرهادی در اقیانوس سینمای جهان بر پا کرد.
پس از آن این، «جدایی نادر از سیمین» که سطح بین المللی با عنوان «یک جدایی» نام گذاری شده، برنده جایزه بهترین فیلم مستقل خارجی در جوایز فیلم مستقل بریتانیا، برنده جایزه بهترین فیلم و نامزد جوایز بهترین کارگردانی، بازیگری و فیلمنامه در جشنواره آسیاپاسیفیک، برنده جایزه بهترین فیلم خارجی و نامزد بهترین فیلمنامه اورژینال انجمن منتقدان فیلم شیکاگو، نامزد جوایز بهترین فیلم سال، بهترین کارگردانی سال، بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان سال، فیلمنامه سال و بازیگر زن نقش مکمل سال از سوی انجمن منتقدان فیلم لندن، برنده جایزه بهترین فیلمنامه منتقدان فیلم لس آنجلس، بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان انجمن منتقدان فیلم نیویورک، بهترین فیلم جشنواره سیدنی، برنده جایزه بزرگ بهترین فیلم جشنواره ایروان، برنده جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان و نامزد جایزه بهترین فیلمنامه انجمن منتقدان آنلاین شد و این تمام جوایز نبود!

جوایزی چون بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان انجمن ملی منتقدان آمریکا، نامزد جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان منتقدان تورنتو، نامزد جایزه بهترین فیلم بین المللی از جوایز اسپیریت، برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه جشنواره دوربان، برنده جایزه پرطرفدارترین فیلم بلند جشنواره ملبورن، برنده طوطی نقره ای بهترین کارگردانی جشنواره بین المللی فیلم هندوستان، برنده جایزه تماشاگران جشنواره فوکواوکا و به همراه جوایزی دیگر از جشنواره های اسلو، سن سباستین، ریگا و پولا نیز در کارنامه افتخارات فرهادی ثبت شد که به نظر می رسید برای از میدان خارج کردن ساخته جولی از میدان انگار کافی باشد!
این گونه بود که اقبال صورت پذیرفته در سطح وسیع جهان و همچنین در رویدادهای بین المللی سینمایی نسبت به «جدایی نادر از سیمین»، به گوی طلایی نیز تنه زد تا ساخته ارزشمند فرهادی نخستین فیلم ایرانی باشد که موفق به کسب جایزه گلدن گلوب شود و پس از چرخش دوربین فیلمبردار مراسم گلدن گلوب بر روی چهره مدعیان جایزه «بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان»، این اصغر فرهادی باشد که برای گرفتن جایزه به روی استیج دعوت شود و این جایزه مهم را نیز از آن خود سازد و به یقین فاصله بسیار بسیار کمتری نسبت به «بچه های آسمان» مجید مجیدی برای کسب «جایزه فیلم غیرانگلیسی زبان اسکار» دارد.
اصغر فرهادی در این مراسم پس از آنکه به همراه پیمان معادی(نادر) بازیگر نقش اول مرد «جدایی نادر از سیمین» روی استیج حاضر شد، گفت: «فکر می کردم که اگر جایزه را گرفتم از کی تشکر کنم از مادرم یا پدرم یا همسر مهربانم و یا از گروه فیلمم؟ اما حالا می خواهم از مردمم بگویم. آنها مردمی واقعاً صلح دوست هستند... متشکرم.»
ای کوروش کبیر کجایی بیا ببین با وجود همه سختی ها و مشقت ها فرزندانت چکار میکنن.
بیا ببین فرزندانت چگونه نام ایرانت را سربلند کرده اند
درود بر تو دورود بر ایرانت و فرزندانت...
|
این جوابیه را حامد بهداد در پاسخ به فریبرز عربنیا نوشته است که در برنامه تلویزیونی هفت بی اشاره مستقیم، بهداد را به مجنون وار رفتار کردن به بهانه مارلون براندو بودن متهم کرده بود. یادداشت حامد بهداد امروز برای کافه سینما فرستاده شد.
متن یادداشت حامد بهداد خطاب به فریبرز عربنیا را در ادامه مطلب بخوانید... | |

بقیه در اذامه مطلب...
"هرکدوم از عکسها باز نشد راست کلیک کنید و گزینه show picture رو انتخاب کنید"
این اولین بار است که فیلمی از ایران برنده جایزه اصلی جشنواره برلین می شود
فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی برنده جوایز بهترین فیلم و بهترین هنرپیشه های زن و مرد جشنواره برلین شده است.
این فیلم سه شنبه گذشته در این جشنواره به نمایش درآمد و مورد استقبال تماشاگران و منتقدان قرار گرفت.
هیات داوران روز شنبه جدایی نادر از سیمین را بهترین فیلم جشنواره امسال اعلام کرد و جایزه خرس طلایی را برای آن در نظر گرفت. این نخستین بار است که فیلمی از سینمای ایران جایزه خرس طلایی جشنواره برلین برای بهترین فیلم را از آن خود می کند.
تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی جدایی نادر از سیمین را اصغر فرهادی برعهده دارد و لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی، علی اصغر شهبازی، شیرین یزدان بخش، کیمیا حسینی و مریلا زارعی در این فیلم بازی کرده اند.
جایزه بهترین بازیگر زن (خرس نقره ای)، نیز به طور گروهی به هنرپیشه های زن در این فیلم اعطا شده است.
جایزه خرس نقره ای برای بهترین بازیگر مرد هم به طور دسته جمعی به هنرپیشه های مرد این فیلم اختصاص یافت.
اصغر فرهادی در این اثر سینمایی داستانی از جامعه شهری امروز ایران را به تصویر می کشد.
او در سال ۲۰۰۹ جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم درباره الی در جشنواره برلین را به خود اختصاص داده بود.
داستان فیلم جدایی نادر از سیمین درباره اختلاف زناشویی یک زوج جوان از طبقه متوسط است.
سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر (پیمان معادی) و دخترش ترمه از ایران برود و مقدمات این کار را فراهم کرده اما نادر نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد، تنها رها کند و اختلاف اینها باعث می شود که پای طلاق به میان کشیده شود.
اصغر فرهادی می گوید این فیلم درباره بحران انسان امروز و اخلاقیات است.
به گفته وی: "ما کارهایی را که امروز میکنیم، با معیارهای گذشته مقایسه میکنیم. آن معیارهای اخلاقی را دیگر نمیتوان مستقیما به کار گرفت، و به همین دلیل معیاری وجود ندارد که بتوان در کارهای خود به آن رجوع کرد."
آقای فرهادی گفت: "انسان مدرن در زندگی مدرن درگیریها و تناقضات زیادی دارد، بنابراین به نظرم آدمها در پی تعریفهای تازهای از اخلاقیاتاند."

بهترین فیلم: «جرم» مسعود كیمیایی
جایزه ویژه هیئت داوران: «آسمان محبوب» داریوش مهرجویی
دیگر نامزدها: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، «آلزایمر» احمدرضا معتمدی، «33 روز» جمال شورجه
بهترین كارگردانی: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: مسعود كیمیایی «جرم»، داریوش مهرجویی «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، محمد بزرگنیا «راه آبی ابریشم»
بهترین فیلمنامه: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، مسعود كیمیایی «جرم»، نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینههای روبرو»، علی رفیعی «آقا یوسف»، علیرضا طالبزاده «ندارها».
بهترین بازیگر مرد: مهدی هاشمی «آقا یوسف»
دیگر نامزدها: پرویز پرستویی «سیزده 59»، فرخ نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، علی مصفا «آسمان محبوب»، پولاد كیمیایی «جرم»، پژمان بازغی «ندارها»، حسین یاری «پاریس تا پاریس»
بهترین بازیگر زن: ویشكا آسایش «ورود آقایان ممنوع»
دیپلم افتخار: مهتاب كرامتی «آلزایمر»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «جدایی نادر از سیمین»، لادن مستوفی «گلچهره»، غزل شاكری «آینههای روبرو»، هانیه توسلی «ندارها»، فاطمه معتمدآریا «اینجا بدون من»
بهترین بازیگر مكمل مرد: حامد بهداد «جرم»
دیپلم افتخار: شهاب حسینی «جدایی نادر از سیمین» و محسن تنابنده «ندارها»
دیگر نامزدها: بهروز بقایی «سیب و سلما»، حسین محباهری «گلچهره»، كامران تفتی «مرگ كسب و كار من است»، شاهرخ فروتنیان «آقا یوسف»
بهترین بازیگر مكمل زن: مهناز افشار «سعادت آباد»
دیپلم افتخار: ساره بیات «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: ریما رامینفر «یه حبه قند»، شایسته ایرانی «آینههای روبرو»، آنا نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، فریده سپاه منصور «آسمان محبوب»، سارینا فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
بهترین فیلمبرداری: محمود كلاری «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: تورج منصوری «جرم»، فرخ مجیدی «آسمان محبوب»، بهرام بدخشانی «راه آبی ابریشم»، مسعود سلامی «سیزده 59»
بهترین تدوین: واروژ كریم مسیحی «ندارها»
دیگر نامزدها: هایده صفییاری «جدایی نادر از سیمین»، مصطفی خرقهپوش «جرم»، حسن حسندوست «آسمان محبوب»، حسین غضنفری «برف روی شیروانی داغ»، نازنین مفخم «گلچهره»، حسن ایوبی «33 روز»
بهترین موسیقی: كارن همایونفر «جرم»
دیگر نامزدها: بهزاد عبدی «فرزند صبح»، علیرضا كهندیری «سیزده 59»، حیدر ساجدی «ورود آقایان ممنوع»، محمدرضا درویشی «باد و مه»
بهترین طراحی صحنه و لباس: ایرج رامینفر «جرم»
دیگر نامزدها: پروین صفری «راه آبی ابریشم»، سارا سمیعی «گزارش یك جشن»، بابك پناهی «33 روز»، محسن شاهابراهیمی «یه حبه قند»
بهترین چهرهپردازی: سعید ملكان «فرزند صبح»
دیگر نامزدها: محمدرضا قومی «جرم»، سعید ملكان «آلزایمر»، مهرداد میركیانی «جدایی نادر از سیمین»، عبدالله اسكندری «یه حبه قند»
بهترین صدابرداری: محمود سماكباشی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: اسحاق خانزادی «جرم»، آرش برومند «گزارش یك جشن»، بهمن اردلان «یه حبه قند»، طاهر پیشوا «ندارها»
بهترین صداگذاری: اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق «جرم»
دیگر نامزدها: محمدرضا دلپاك «باد و مه»، محمدرضا دلپاك «جدایی نادر از سیمین»، حسین مهدوی «33 روز»، محمدرضا دلپاك «آسمان محبوب»
بهترین جلوههای ویژه رایانهای: امیررضا معتمدی «راه آبی ابریشم»
دیگر نامزدها: امیر سحرخیز، فرخ مجیدی و هادی اسلامی «آسمان محبوب»، امیررضا معتمدی «33 روز»، هدیش بیگدلی شاملو «خیابانهای آرام»، شهروز وظیفهشناس «سیزده 59»
بهترین جلوههای ویژه میدانی: محسن روزبهانی «33 روز»
دیگر نامزدها: نجف فتاحی «راه آبی ابریشم»، جواد شریفیراد، «سیزده 59»، عباس شوقی «خیابانهای آرام»، داود یوسفیان «پایاننامه»
بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی
* برگزیدگان بخش مسابقه فیلمهای اول
بهترین فیلم: سفر سرخ» حمید فرخنژاد
دیگر نامزدها: «آینههای روبرو» فرشته طائرپور، «قلب سیمرغ»
بهترین كارگردان:
دیپلم افتخار: حمید فرخنژاد «سفر سرخ» و امیر ثفقی «مرگ كسب و كار من است»
دیگر نامزدها: فردین صاحب زمانی «چیزهایی هست كه نمیدانی»
بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینههای روبرو»
دیگر نامزدها: حمید فرخنژاد «سفر سرخ»
بهترین بازیگر مرد:
دیپلم افتخار: پژمان بازغی «مرگ كسب و كار من است»
جایزه ویژه: صادق صفایی «سفر سرخ»
دیگر نامزدها: علی مصفا «چیزهایی هست كه نمیدانی»، امیر آقایی «مرگ كسب و كار من است»، حبیب دهقان نسب «سفر سرخ»
بهترین بازیگر زن:
دیپلم افتخار: غزل شاكری «آینههای روبرو»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «چیزهایی هست كه نمیدانی»، ماهچهره خلیلی «پرندهباز»، آیلین حسینیان «بیانتها»
بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: وحید نصیریان «قلب سیمرغ»
* برگزیدگان بخش مسابقه ویدئوسینما
بهترین فیلم: مهدی كبیری، صدا و سیما مركز بوشهر برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: مجید اسماعیلی، مجتبی امینی برای فیلم «آفریقا»، مركز سیما فیلم، كیانوش عیاری برای فیلم «قصه داود و قمری»
دیپلم افتخار به كودك خردسال هلیا خالقی برای ایفای نقش در فیلم «ماجون»
بهترین كارگردان: هومن سیدی برای فیلم «آفریقا»
دیپلم افتخار: آیدا پناهنده برای فیلم «قصه داود و قمری»
دیگر نامزدها: احسان عبدیپور برای فیلم «همسنگار»
بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: احمد حامد برای فیلم «فقط بیست»
دیگر نامزدها: پوریا آذربایجانی برای فیلم «عاشقانهای برای سرباز وظیفه رحمت»، آیدا پناهنده و ارسلان امیری برای فیلم «قصه داودو قمری»
بهترین بازیگر نقش اول زن:
دیپلم افتخار: آزاده صمدی برای فیلم «آفریقا»
دیگر نامزدها: هلیا خالقی برای فیلم «ماجون»، حدیث میرامینی برای فیلم «قصه داود و قمری»
بهترین بازیگر نقش اول مرد:
دیپلم افتخار: حمید باغكی برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: احمد مهرانفر برای فیلم «عاشقانهای برای سرباز وظیفه رحمت»، هومن سیدی برای فیلم «قصه داود وقمری»
بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: اشكان اشكانی، «سربازان اعدام» (تصویربرداری) و حمید سلیمانی، «اشلو» (جلوههای ویژه)
دیگر نامزدها: «همسنگار» (تصویربرداری)، «همسنگار» (طراحی صحنه)، «ماجون» (تصویربرداری
|
| |
|
![]() |
خاطره:
شبنم قلی خانی، لادن طباطبایی، |
![]() |
دیگری
خلاصه داستان:"دیگری" داستان سفر ناخواسته پسر بچه ای شود. پردیس سینمایی ملت ******************** |
![]() |
آناهیتا
پوریا پور سرخ، مولکول های ******************** |
![]() |
لطفا مزاحم نشوید.
******************** |
|
|
ملک سلیمان کارگردان: شهریار بحرانی تسلط خود در بیاورد و... |
![]() |
لطفا مزاحم نشوید.
******************** |
![]() |
دردسر بزرگ
******************** |
![]() |
هر چه خدا بخواهد کارگردان: نوید میهن دوست ******************** |
|
|
ملک سلیمان کارگردان: شهریار بحرانی ******************** |
![]() |
سنپطرزبورگ
|
![]() |
شکلات داغ کارگردان: حامد کلاهداری ******************** |
![]() |
بعدازظهر سگی سگی
|
سینماگران ایرانی از این جشن استفاده کرده و زبان به انتقاد از وضعيت حاکم بر سینما پرداختند
چهاردهمین دوره جشن خانه سینما همزمان با روز ملی سینما در شرایطی برگزار شد که شکاف بین بدنه سینمای ایران و دولت (امور سینمایی وزارت ارشاد) روز به روز عمیق تر شده و به حد نگران کننده ای رسیده است.
آنچه که شب پنج شنبه گذشته در چهاردهمين دوره جشن خانه سینما اتفاق افتاد، بیانگر تشویش ها و نگرانی های سینماگران ایرانی از وضعيت امروز سينمای ايران و هراس آنها از عدم وجود امنیت شغلی در حوزه فعالیت حرفه ای آنها بود.
سینماگران ایرانی از فرصتی که این جشن برای آنها فراهم کرد استفاده کرده و زبان به انتقاد از وضعيت حاکم بر سینمای ایران پرداختند.
اين انتقادها چند محور عمده داشت. مهم ترين محور اين انتقادها، فقدان امنيت شغلی اهالی سينمای ايران بود که از زبان رخشان بنی اعتماد کارگردان و محمدرضا موئينی تدوين گر سينما بیان شد.
رخشان بنی اعتماد گفت: تاريخ شاهد و ناظر است كه هيات مديره خانه سينما در وانفسای شرايط حاضر چقدر در رابطه با امنيت شغلی تلاش كرد و چقدر سد و مانع وجود دارد اما مهم اين است كه ما خانواده سينما اينجا هستيم.
محمدرضا موئینی، تدوين گر سينما نیز در همين زمينه، اين پرسش را مطرح کرد: "فقدان امنیت شغلی و كوشش علیه ایجاد امنیت سینماگران سوگند چه كسانی است؟"
سخنان اين دو سينماگر نشان می دهد که سينماگران ايرانی، نگران امنيت شغلی و گرفتاری های صنفی خودند و از خانه سينما به عنوان تنها نهاد صنفی مستقل سينما، انتظار دارند که مسئوليت حل آن را به عهده بگيرد اما در اين ميان، دولت و وزارت ارشاد با دخالت مستمر خود می خواهند قدرت خانه سينما را محدود کرده و کنترل آن را در دست خود گيرند. اين مسئله، زمينه اصلی اختلاف بين خانه سينما و وزارت ارشاد اسلامی و تنش ميان اين دو دستگاه در چند سال اخیر بوده است.
برخی از سینماگران مثل علیرضا خمسه و مهران رجبی، نيز در این مراسم حرف های خود را در قالب گلایه و به زبان طنز مطرح کردند. حرف های آنها نيز به طورغیرمستقیم متمرکز بر امنيت شغلی و مسائل صنفی حوزه سينما بود.
موضوع ديگری که از زبان سينماگران در جشن خانه سينما مطرح شد، وضعيت اسفبار اکران و نمایش عمومی فيلم ها بود که در حرف های هوشنگ گلمکانی منتقد سينما و سردبير مجله فيلم منعکس بود.
گلمكانی، هنگام اهدای دیپلم افتخار بهترین كارگردانی اول به مجید برزگر برای فیلم «فصل بارانهای موسمی»، زبان به انتقاد از وضعیت فیلم های روی پرده سینماها گشود و از اهل سینما و خانه سینما خواست كه در حد توانشان فكری به حال این سینما بکنند که به گفته او دارد "آبروی سینمای ایران را میبرد".
سينمایی که هيچ تناسبی با آنچه که از سينمای ايران به دنيا معرفی شده ندارد. سينمایی که بسیار سطحی تر و ساده انگارانه تر و شلخته تر از سينمای فارسی قبل از انقلاب است و همان تم ها را در فضای جديد دارد بازسازی می کند و اين در شرايطی است که بسیاری از فيلم هایی که در ده سال گذشته در سينمای ايران توليد شده اند، به دلايل مختلف امکان نمایش نداشته اند. برخی مشکلات مميزی داشته و برخی قربانی دسته بندی ها، باندبازی ها و زد و بندهای مافيایی حاکم بر سينمای ايران شده اند.
موضوعی که قبلا در بيانيه 46 سينماگران ايرانی نسبت به حذف سينمای مستقل منعکس شده بود. عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، رخشان بنی اعتماد، احمدرضا درویش، کیانوش عیاری و کیمورث پور احمد از جمله 46 سینماگر امضاء کننده این بیانیه بودند که با هشدار نسبت به حذف سینمای مستقل تاکید کردند که "در شرایط کنونی، ملاک برای نمایش عمومی یک فیلم ، فیلمساز آبرودار و فیلم آبرومند نیست. میخواهند سینمای مستقل را حذف کنند و یا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند."
اما تند ترين انتقاد در مراسم جشن خانه سينما، از طرف اصغر فرهادی کارگردان فيلم درباره الی صورت گرفت که بيانگر وضعيت سينمای امروز ايران و فضای امنيتی و پليسی حاکم بر آن بود. وضعيتی که مسئولان سينما، فيلمسازان را به خاطر طرح واقعيت های تلخ اجتماعی به جاسوسی متهم می کنند. وضعیتی که سينماگر و بازيگر ايرانی را مجبور به مهاجرت از وطن می کند.
آرزوهای اصغرفرهادی، خواست همه سینماگران ایرانی است. اینکه روزی برسد که هیچ سینماگر و بازیگر ایرانی به خاطر فشارهای سیاسی و اجتماعی مجبور به مهاجرت نشود، اینکه فیلمسازان مجبور به مهاجرت شده مثل امیرنادری، به وطن برگشته و بتوانند دوباره فیلم بسازند و اینکه هیچ فیلمسازی به خاطر عقاید سیاسی و فرهنگی اش، زندانی نشود و از حقوق فردی و شهروندی مثل حق مسافرت به خارج از کشور و شرکت در فستیوال ها برخوردار باشد.
به اعتراف بسیاری از سینماگران مستقل ایرانی، سینما در ایران در سال های اخیر به ويژه بعد از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد به شدت تحت فشار بوده است.
این فشارها و محدودیت ها که در دوره هایی تنها محدود به سینماگران سکولار و دگراندیش بود در دوران جدید دامنه وسیع تری یافته و بسیاری از سینماگران مذهبی معتقد و نزدیک به حکومت از جمله رضا ميرکريمی، ابراهيم حاتمی کيا و مجيد مجيدی را که روزگاری "خودی" تلقی می شده اند، دربر گرفته است.
امروز این تنها بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و عباس کیارستمی یا بهمن قبادی و جعفر پناهی نیستند که نسبت به وضعیت سینمای ایران معترضند بلکه بسیاری از سینماگران جوان مثل اصغر فرهادی، سامان سالور و عبدالرضا کاهانی نیز از منتقدان جدی این وضعیت به حساب می آیند.
اختلاف بین خانه سینما و دولت (دستگاه وزارت ارشاد) در دوران آقای احمدی نژاد شدت گرفته و در ماه های گذشته به نقطه بحرانی خود رسیده است.
دولت خواهان کنترل همه جانبه بر سینما و اعمال سلیقه و تحمیل دیدگاه های تنگ نظرانه و ایدئولوژیک خود بر اهالی سینماست. به باور مسئولان خانه سینما، وزارت ارشاد می خواهد نگاه امنیتی خود را بر سینما حاکم کند.
وزیر ارشاد و همفکران او قادر به تعامل درست با بدنه سینما نیستند. بین دولت و سینمای ایران شکاف عظیمی به وجود آمده و سینماگران ایرانی هر روز بیشتر خود را با دولت بیگانه تر احساس می کنند.
وزارت ارشاد با صدور بخشنامه ها و احکام تند و شدید، همه تلاش خود را برای مهار سینما و جهت دادن آن به کار بسته اما غافل از آن است که این نوع نگاه های امنیتی و پلیسی با روح هنر و سینما در تعارض است و سینماگران و هنرمندان آن را برنمی تابند.
رویکرد وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ و هنر، رویکردی تمامیت خواهانه و انحصارطلبانه است. به گفته محمد مهدی عسگرپور، مدیر عامل خانه سینما، دولت می خواهد "هم سیاست گذار، هم هدایت کننده و هم مجری باشد و خودش تشخیص بدهد به چه کسی کمک کند و به چه کسی خیر".
مدیر عامل خانه سینما که یکی از منتقدان سیاست های وزارت ارشاد در عرصه سینماست، مهم ترین معضل امروز در عرصه مدیریت فرهنگی در ایران را غلبه نگاه امنیتی بر حوزه فرهنگ و هنر در ایران می داند.
عسگرپور در انتقاد از این نگاه می گوید: کسی که فرهنگ و هنر را مدیریت می کند باید بخش قابل توجهی از نگاهش فرهنگی باشد، و البته از مشاورین امنیتی استفاده کند. اما نه اینکه دارای نگاهی امنیتی باشد و از مشاور فرهنگی استفاده کند.
به اعتقاد آقای عسگرپور، " دولت به دنبال آن است تا همه نقش های یک جامعه را خودش داشته باشد. شعار حمایت از بخش خصوصی را می دهد اما در عمل به آن متعهد نیست".
نگاه امنیتی مدیران سینما در ایران تا حدی گسترش یافته که جواد شمقدری، معاون امور سینمایی و سمعی بصری وزارت ارشاد، چندی قبل، پیداکردن نقاط تاریک و بزرگ کردن آنها در فیلم های ایرانی به قصد جایزه گرفتن از دیگران را از "جاسوسی" بدتر خواند.
حرف های معاونت امور سينمایی، نتیجه ای جز ياس و دلمردگی برای سينماگران ایرانی ندارد. من گمان نمی کنم که هيچ فیلمساز ایرانی بخواهد با نشان دادن سیاهی های مملکت خود جایزه بگیرد اگرچه نمایش «سياهی ها» (تقسیم بندی پديده های اجتماعی به سياه و سفید نیز محل اعراض است) را حق مسلم هنرمندان و سينماگران می دانم.
سينماگر ایرانی باید اطمینان داشته باشد که می تواند فیلمی را که ساخته (هرچند انتقادی و تابوشکن)، بدون ترس از متهم شدن به «سياه نمایی و جاسوسی»، به جشنواره ها بفرستد.
بدبینی مسئولان وزارت ارشاد به خانه سینما تا حدی است که به گفته مدیر عامل خانه سینما، برخی از آنان، خانه سینما را "پایگاه دشمن" خوانده و قرار گرفتن نام گلشیفته فراهانی در میان نامزدهای دریافت جایزه بهترین هنرپیشه زن جشن خانه سینما را مصداق رخنه کردن دشمن در ساختار خانه سینما دانستند.
سینمای هنری و مستقل ایران به جای کنترل و هدايت، نیاز به حمایت و تشويق دارد و به نظر می رسد که لازم است سانسور و مقررات ممیزی از سر راه سينماگران ایرانی برداشته شود تا آنها بتوانند با آزادی عمل و اختیار بیشتری فيلم بسازند، نه اینکه دائما نگران توقیف فيلم و يا امنیت شغلی خود باشند.
شابرول طی پنجاه سال کار سینمایی، بیش از ۶۰ فیلم سینمایی کارگردانی کرد
کلود شابرول، سینماگر نامی فرانسه که هفته پیش درگذشت، در پاریس به خاک سپرده شد.
جمعیت بزرگی از هنرمندان و دوستداران سینما، تابوت سینماگر نامی فرانسه را در مراسمی رسمی از جلوی بنای فیلمخانه در پاریس مشایعت کردند.
مراسم خاکسپاری شابرول روز جمعه (۱۷ سپتامبر) با حضور جمع بزرگی از همکاران و دوستداران سینماگر در پرلاشز، گورستان بزرگ پاریس، برگزار شد...(بقیه در ادامه مطلب)
به ادامه مطلب بروید