زنان ژاپن ملکه فوتبال جهان شدند...

 

تیم ملی فوتبال زنان ژاپن برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شد ، رقابت‌های جام جهانی فوتبال زنان در آلمان با قهرمانی ژاپن به پایان رسید. در دیدار پایانی این رقابت‌ها كه در ورزشگاه شهر فرانكفورت و در حضور ۴۸ هزار و ۸۱۷ تماشاگر برگزار شد، ژاپن با پیروزی ۳ بر ۱ در ضربات پنالتی مقابل آمریكا توانست قهرمان جام جهانی فوتبال زنان شود.

دو تیم در پایان وقت قانونی و اضافه مسابقه با تساوی ۲ بر ۲ به كار خود پایان داده بودند. نیمه نخست بازی گلی در بر نداشت. در نیمه دوم "مورگان" در دقیقه ۶۹ دروازه‌ آسیایی‌ها را باز كرد اما، ۹ دقیقه مانده به پایان مسابقه "میاما" بازی را به تساوی و وقت‌های اضافه كشاند.

"وامباخ" در دقیقه ۱۰۴ با ضربه سر سانتر مورگان را به گل دوم آمریكا تبدیل كرد، اما این برتری تنها ۱۳ دقیقه پا بر جا بود. "ساوا" در دقیقه ۱۱۷ این مسابقه دراماتیك پاس میاما را به گل تبدیل كرد تا قهرمان جام جهانی با ضربه‌های پنالتی مشخص شود. در ضربه‌های پنالتی ژاپن بهتر عمل كرد و توانست سه بر یك آمریكا قهرمان دو دوره جام‌های جهانی را شكست داده و نخستین قهرمانی خود را در جام جهانی به ثبت برساند.

این مسابقه بازیكن اخراجی هم داشت. "ایوا شیمیزو" بازیكن ژاپن در آخرین دقیقه این ماراتن یكصد و بیست دقیقه با خطای شدید بر روی مورگان كارت قرمز "ببیانا اشتاین هاوس"، داور آلمانی مسابقه را برابر خود دید و ناچار شد زمین مسابقه را ترك كند.

آمریكا كه پیش از این دو بار قهرمان جام جهانی شده بود، قصد داشت با رسیدن به سومین عنوان خود آلمان را كنار زده و پر افتخارترین تیم فوتبال زنان جهان شناخته شود. همانند بسیاری از مسابقه‌های این دوره ژاپن در حالی حریف خود را شكست داد كه تیم برتر مسابقه نبود. با این حال با در نظر گرفتن تمام بازی‌های جام جهانی در آلمان باید عنوان كرد كه برای رسیدن به عنوان قهرمانی شایستگی اش را داشت.

"هوماره ساوا"، بازیكن ژاپن در پایان مسابقه گفت: "همه ما تا پایان مسابقه اعتماد به نفس خودمان را حفظ كردیم و خودمان را باور داشتیم، از همین رو در پایان به پیروزی رسیدیم. از قهرمانی در جام جهانی بسیار خوشحالیم، ما اكنون شماره یك جهان هستیم."

"پیا ساندهیج"، سرمربی آمریكا هم گفت: "در بیشتر زمان بازی صاحب توپ بودیم و به خوبی بازی كردیم، ولی فوتبال همین است. سه شوت اشتباه در ضربه‌های پنالتی را به سادگی نمی‌توان توضیح داد. ما باید از فرصت‌هایمان در نیمه نخست بهره می‌گرفتیم. همین چیزهای كوچك است كه میان برد و باخت تمایز ایجاد می‌كند."

ژاپن در حالی با شكست آمریكا نخستین قهرمانی خود را در جام جهانی جشن گرفت كه برای نخستین بار به دیدار پایانی این رقابت‌ها راه یافته بود. سامورایی‌ها در 25 بازی گذشته خود برابر آمریكا هرگز برنده از زمین بیرون نرفته بودند. دو تساوی و ۲۳ شكست نتیجه‌ رقابت‌ها میان آمریكا و ژاپن پیش از فینال جام جهانی 2011 زنان بود.

ساوا هافبك ۳۲ ساله ژاپن در پایان مسابقات با ۵ گل به عنوان برترین گلزن و بهترین بازیكن جام انتخاب شد.

 

بيوگرافی استـــاد اکبر گلپايگاني (گلپا)

 

نام : علي اكبر گلپايگاني
روز تولد : 10 بهمن 1312
محل تولد : محله تکيه زرگرها ی تهران
همسر : گلرخ گلرايلی
فرزندان : ساقي و ساغر گلپايگاني
خواهران و برادران : عباس ، حسن (مدرس آواز و استاد دانشگاه)، محمد (با نام هنری گلريز) که خواننده ميباشند ، محمود (مهندس و مدرس آواز) ، و يک خواهر بنام مريم .
تيم هاي مورد علاقه : رئال مادريد – بارسلونا – بايرن مونيخ – منچستر
فوتباليست مورد علاقه : پله – زيدان – گرد مولر – بكن باوئر
فوتباليست هاي ايراني : همايون بهزادي – علي پروين – مهدوي كيا – كريمي – كعبي
خواننده مورد علاقه : اديب خوانساري
خوانندگان مورد علاقه نسل امروز : شجريان – افتخاري – اصفهاني – مرحوم ايرج بسطامي
فيلم ايراني مورد علاقه : سوته دلان
بازيگران ايراني مورد علاقه : فردين – بهروز وثوق – جمشيد مشايخي – اكبر عبدي – هديه تهراني – نيكي كريمي – خسرو شكيبايي – پرويز پرستويي
كارگردان ايراني مورد علاقه : تهمينه ميلاني
تحصيلات : ديپلم و فارق التحصيل از دانشگاه نقشه برداري دانشگاه افسري و كارشناس بانك مسكن
يك بيت : به خدا قطع كند خصم اگر سر ز تنم به جهاني ندهم ذره خاك وطنم

تحت توجهات پدرش با اصول اول موسيقي تا حدودي آشنا شد ، تا اين که گذرش به منزل (حسن يکرنگي) که مردي پاک طينت و داراي صدايي خوش بود مي افتد او که به خوبي به گوشه ها و رديفهاي موسيقي ايراني وارد بود گلپاي جوان را مورد تشويق قرار مي دهد . مدت زيادي از آمد و شد نمي گذارد که او يک شب با استاد ((نور علي برومند)) در آن منزل آشنا مي شود ... استاد (( نور علي برومند)) از صداي او خيلي خو شش مي آيد و تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار ميدهد. تا اين که ((داوود پير نيا)) مبتکر برنامه گلهاي جاويدان براي شرکت در برنامه گلها از وي دعوت مي کند ... اكبرجوان و با استعداد به زودى خواننده اصلى اركستر گل ها و گل هاى جاويدان شد .... و شد گلپا . گلپا آواز را هم طورى خواند كه ورد زبان ها شد و بعد از اين دوره موفق به ترانه خوانى روى آورد و از آنجا كه از ريشه محكمى برخوردار بود بسيارى از آثارش خيلى سريع مشهور شد .
گلپا از محضر استاداني نظير : ((حاج آقا محمد ايراني)) ، ((اديب خوانساري)) و صفحات ((طاهر زاده)) بهره مي گيرد ولي به هيچ وجه کوششي به عمل نمي آورد که از آنها تقليد نمايد.
گلپا در سال 1956 ميلادي ( 1334-35 ش ) به همراه ((علي اصغر بهاري استاد کمانچه)) و (( نورعلي برومند رديف دان و استاد تار )) در سازمان بين المللي ((يونسکو)) دو تصنيف يکي در دسگاه سه گاه و ديگري در مايه اصفهان با اشعار سعدي و حافظ اجرا نمود و بدين ترتيب مي توان گفت گلپايگاني و برومند و بهاري از پيشروان معرفي آواز و موسيقي ايراني در سطح جهان هستند .
سال 1961 ميلادي بنا به دعوت دانشکده "ميوزيک بيلدينگ" يو.اس.ال.ا کاليفرنيا با استاد ((فرهنگ شريف)) و توني که از استاد تار مي باشد 18 جلسه تدريس کرد و اولين ايراني است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دريافت دکتراي افتخاري در رشته آواز از دانشگاه کلمبياي آمريکا شده است.

چند سال پيش در منزل ((عبدالرزاق وحدت)) مراسمي براي بزرگداشت از استاد گلپايگاني برگزار شد . در اين بزرگداشت خودماني اساتيدي مثل ((فرهاد فخرالديني)) و ((استاد جليل شهناز)) و ((مرحوم استاد علي تجويدي)) و ((استاد اسدالله ملک)) و ((استاد محمد رضا شجريان)) و همچنين همايون خرم و ميلاد کيايي و بيژن ترقي و فريدون حافظي و ..... حضور داشتند . اين بزرگداشت به همت هنرمندان و به پاس قدرداني چند دهه فعاليت ارزشمند استاد گلپا در عرصه آواز ايران ترتيب داده شده بود .

اکبر گلپایگانی( مرد حنجره طلايي ) بدون کوچکترین تردید یا شک و شبهه ای برترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی در طول تاریخ این سرزمین و در مدت قریب به یک صد سال از شکل گیری آن در قالب نوین به شمار می رود .
استاد گلپا مبدع و مروج شیوه جدیدی از تصنیف خوانی در قالب های اصیل به شمار می رود که در آن پیش از او هیچ خواننده دیگری تا آن اندازه در ژرفای ترکیبات الحان، ملودی ها، و سازها غور و تفحص نکرده بود . ایشان در تمام ادوار خوانندگی خود تنها حول و حوش 50 ترانه خوانده اند که الحق والانصاف اغلب در نوع خود بی بدیلند . وسواس خاص استاد در گزینش اشعار، سازها، و ملودی ها وجه فراق و تمایز ایشان از سایرین است .
با مطرح شدن نام اکبر گلپایگانی و اوج گیری این بزرگمرد آواز ایرانی، تقریبا همگی آوازخوانان معروف و مردمی کنار زده شدند و برای مردم و صاحبان فن و ذوق تنها چهار نام دیگر بازتابی سنگین و قابل اعتنا و قابل قیاس با گلپا داشتند : مرضیه، بنان، ایرج، و شجریان. این درست که استادانی چون محمودی خوانساری و قوامی و حتی عبدالوهاب شهیدی و نادر گلچین و سایرین نیز عرصه پهناوری از بی کرانه موسیقی ایرانی را تصرف کرده بودند، لیکن به واسطه امکانات محدودتر در ضبط صدا و ترانه، کم کاری، و دوری گزینی از هیاهوی عصر، و عوامل دیگر، نتوانستند پا به پای این چهار استاد گام بردارند . البته نام بانو دلکش نیز نمی تواند از اذهان زدوده شود ، اما ایشان در مبحث آواز دستگاهی همانند مرضیه کمتر وارد شده اند .
برای این بزرگمرد آواز ایرانی عمری مستدام و طولانی آرزومندیم و امیدواریم اکنون که گلو و حنجره مرمرین ایشان از قید ( پلمپ بیست و پنج ساله ) آزاد شده ، بیست و پنج سال دیگر بخوانند و با به فراموشی سپردن آنچه در این مدت گذشت ، از زنگار غم و اندوه رهایی یافته و نسیم شور وشادی و امید را در قلب جوانان این سرزمین به وزیدن وا دارند ، جواناني که به نسل کنونی تعلق دارند و تنها نامی از ایشان و استادان دیگر

شنیده اند .

كره مريخ - پنج شهريور

 

از اتفاق روز 5 شهریور مطلع باشید و به دیگران هم خبر دهید. امسال را به خاطر بسپارید ..
 
روز 5 شهریور تمام دنیا در انتظار ……
کره مریخ به بالاترین درجه درخشش دراسمان شب در 5 شهریور خواهد رسید
اون به اندازه کره ماه تمام بزرگ با چشم غیر مسلح به نظر خواهد رسید
این وقتی است که در روز 5 شهریور کره مریخ به فاصله 634 مایلی خود به زمین میرسد.
حتما در راس ساعت 12:30 بعد از ظهر ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید .
به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد !!!
این امر 1200 سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد
این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید...!
 

ایــــرانــــم دوستت دارم...

 

زندگی یعنی چه؟

 

شب آرامی بود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

:با خودم می گفتم

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ
!!!


زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند



زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم.


زنده یاد سهراب سپهری

خ و ش بـــ ختــــی...

 

دلبسته ي کفشهایم بودم. کفش هايي که يادگار سال هاي نو جواني ام بودند
دلم نمي آمد دورشان بيندازم .هنوز همان ها را مي پوشيدم
اما کفش ها تنگ بودند و پایم را مي زدند
قدم از قدم اگر بر مي داشتم زخمی تازه نصیبم مي شد
سعي مي کردم کمتر راه بروم زيرا که رفتن دردناک بود
 

مي نشستم و زانوهایم را بغل مي گرفتم
و مي گفتم:چقدر همه چیز دردناک است
چرا خانه ام کوچک است و شهرم و دنيایم

مي نشستم و می گفتم : زندگیم بوي ملالت مي دهد و تکرار
 
می نشستم و می گفتم:خوشبختي تنها يک دروغ قديمي است
می نشستم و به خاطر تنگی کفشهایم جایی نمیرفتم
قدم از قدم بر نمیداشتم .. می گفتم و می گفتم
 
 
......... پارسايي از کنارم رد شد
عجب ! پارسا پا برهنه بود و کفشی بر پا نداشت
مرا که ديد لبخندي زد و گفت: خوشبختي دروغ نيست
اما شايد تو خوشبخت نشوي زيرا خوشبختي خطر کردن است
و زيباترين خطر..... از دست دادن
 

تا تو به اين کفش هاي تنگ آويخته اي ....برایت دنيا کوچک است و زندگي ملال آور
جرات کن و کفش تازه به پا کن.شجاع باش و باور کن که بزرگتر شده اي
 
 
رو به پارسا کردم ، پوزخندی زدم و گفتم
اگر راست مي گويي پس خودت چرا کفش تازه به پا نمي کني تا پا برهنه نباشي؟
 

پارسا فروتنانه خنديد و پاسخ داد :من مسافرم و تاوان هر سفرم کفشی بود
که هر بار که از سفر برگشتم تنگ شده بود و
پس هر بار دانستم که قدري بزرگتر شده ام
 

هزاران جاده را پيمودم و هزارها پاي افزار را دور انداختم
تا فهميدم بزرگ شدن بهايي دارد که بايد آن را پرداخت
 

حالا دیگر هيچ کفشی اندازه ي من نيست
 

وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست

سر تا پاي‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ مي‌كنم، مي‌شوم‌ قد يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌
كه‌ ممكن‌ بود يك‌ تكه‌ آجر باشد توي‌ ديوار يك‌ خانه
يا يك‌ قلوه‌ سنگ‌ روي‌ شانه‌ يك‌ كوه
يا مشتي‌ سنگ‌ريزه، ته‌ته‌ اقيانوس؛
يا حتي‌ خاك‌ يك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همين‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره

يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ وقت
هيچ‌ اسمي‌ نداشته‌ باشد و تا هميشه، خاك‌ باقي‌ بماند، فقط‌ خاك
اما حالا يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد
ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.
 

يك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود،
انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغيير كند

واي، خداي‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم
همان‌ خاكي‌ كه‌ با بقيه‌ خاك‌ها فرق‌ مي‌كند
 

من‌ آن‌ خاكي‌ هستم‌ كه‌ خدا از نفسش‌ در آن‌ دميده
من‌ آن‌ خاك‌ قيمتي‌ام


که می خواهم تغییر کنم......... انتخاب‌ کنم
وای بر من اگر همین طور خاك‌ باقي‌ بمانم

 
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..

بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم

پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم...!