استــاد اقبال آذر (اقبال سلطان)

 

استاد "ابوالحسن اقبال آذر" ملقب به "اقبال السلطان" از جمله شخصیت‌های برجسته موسیقی آوازی ایران زمین است که در اعتلای موسیقی تلاش بسیاری کرد و در سوم اسفند ‪ ۱۳۴۹‬در ‪ ۹۷‬سالگی درگذشت.

اقبال آذر سرآمد سبک تبریز در سال ‪ ۱۲۵۲‬شمسی در روستای الوند قزوین از پدر و مادری به نام "ملا موسی"و"عزت خانم"متولد شد.

ملاموسی از مجتهدان پارسا ودارای رساله بود که در الوند و روستاهای مجاور حتی درقزوین تعداد کثیری مقلد داشت ودرمدرسه "حاجی ملامحمدصالح برغانی" به تدریس اشتغال داشت.

ابوالحسن از کودکی پدرخود را از دست داد و برای امرار معاش ناچار شد در مسجد الوند به نوحه خوانی بپردازد.
طبیعت زیبا ودلپذیرروستای الوند وزمزمه پرندگان تاثیر به سزایی در او گذاشت به طوری که همه روزه به تمرین آواز می‌پرداخت.

وی در یادداشت‌هایش می‌نویسد: از کودکی به خواندن علاقه‌مندبودم واز پرندگان تقلید می‌کردم، در زیر درختان آواز سر می‌دادم و پرندگان از شنیدن صدایم به وجد در می‌آمدند.

وی می‌افزاید: در‪ ۱۵‬سالگی صدایم تغییر یافت و به دلیل افت کیفیت تقریبا دوسال غیرقابل استفاده‌ماند،من که عاشق خواندن بودم دراین مدت ضمن توسل به خداوند، با ممارست فراوان واستفاده از گیاه‌های دارویی به تدریج صدایم قابل استفاده شد.

میرزا حسن ثقفی به منظور شناخت ابوالحسن با دستگاه‌های موسیقی ایرانی وی را نزد استاد"حاج ملا جناب" برد،استادنیز باپی بردن به قابلیت ابوالحسن به تعلیم صدای او پرداخت.

وی که محیط قزوین را برای جولان دادن خود تنگ می‌دید به‌فکر محیط مناسب تری برای عرضه هنر بی‌نظیرش افتادو در اردیبهشت سال ‪، ۱۲۷۷‬چند روز قبل از فرا رسیدن ماه محرم همراه با دسته شبیه خوانان میرزا حسین ثقفی به تبریز رفت.

این هیات همه ساله دراین ایام از سوی دربار ولایت‌عهدی‌تبریز دعوت می‌شدند که در تکایای دولتی وملی آذربایجان به شبیه خوانی بپردازند.
این گروه بعد از رسیدن به تبریز،وارد عمارت عالی قاپوی این شهر شدند،سپس مراسم تعزیه خوانی با تشریفات فراوانی به رهبری میرزا حسن ثقفی وفرزندش به مدت ‪ ۱۰‬روز درتکیه دولتی آذربایجان با حضور محمد علی میرزا ولیعهد، برپا گردید.

ابوالحسن دراین مراسم چنان خوش درخشید که تحسین همگان بویژه ولیعهد را برانگیخت و قرار شد به عنوان پیشخدمت مخصوص، در دربار ولایت عهدی بماند.

دراین ایام براثر بی‌عدالتی‌های اجتماعی،و خشونت طاقت فرسای حکومت قاجاری، پیمانه صبرمردم لبریز و جنبش مشروطه خواهی در ایران برپا شد و سرانجام براثر پافشاری آزادی خواهان،مظفرالدین شاه قاجار به ناچار تقاضای مشروع مشروطه طلبان را پذیرفت ودر ‪ ۱۳‬مرداد ‪ ۱۲۸۵‬فرمان مشروطیت صادر شد.

هنگامی که مظفرالدین شاه به بستر بیماری افتاد و محمد علی میرزا را به تهران فراخواندن وی ابوالحسن را با خود به تهران آورد و در میان مردم پایتخت به عنوان پیشخدمت و آوازه‌خوان شناخته شد.

وی پس از چندی به تبریز مراجعت کرد وضمن پیوستن به آزادی خواهان، درکنار میرزا علی ثقته‌الاسلام و یارانش خدمات ارزنده‌ای برای مشروطیت انجام داد.

اقبال آذر در سال ‪ ۱۲۹۲‬به اتفاق درویش‌خان،باقرخان رامشگر،سیدحسین طاهر زاده،وعبدالله‌خان دوامی، برای پر کردن صفحه گرامافون راهی تفلیس شدند.

اقبال آذر پس از ورود به تفلیس به دیدن "سید شوینسکی" خواننده مشهور آن کشور رفت، سید نیز با تهیه لباس فراک برای اعضای گروه آنان را به صحنه راهنمایی کرد،در این کنسرت قطعاتی را در "بیات شیراز" و "راست" اجرا کرد و تمام بینندگان را به حیرت فرو برد.

"وانوسارا جاشویلی" بنیان‌گذار اپرای گرجستان نیز ضمن شرکت در کنسرت اقبال آذر، او را یکی از خوانندگان متبحر شرق دانست.

کنسرت "علی‌اکبرشهنازی"،"حسین سنجری"،"حسین استوار"با صدای اقبال السلطان درسال ‪۱۳۱۰‬در تبریز از جمله برنامه‌هایی بود که با استقبال مردم روبه‌رو و در افزایش محبوبیت وشهرت این خواننده اثرگذاشت.

اقبال آذر در ‪ ۱۳۲۱‬به ریاست کارگزینی شهرداری تبریز و پس از دو ماه‌به کفالت شهرداری این شهر منصوب شد.
در سال ‪ ۱۳۲۴‬اقبال‌آذر از ریاست شهرداری تبریز برکنار وبه ریاست شعبه موسیقی اداره هنرهای ظریفه برگزیده شد.
چهره استثنایی وتکرار نشدنی او موجب شد تا از سوی صاحب نظران بی‌غرض به عنوان سلطان موسیقی ایران لقب گیرد.

به عقیده صاحب نظران اقبال سرآمد خوانندگان قرن مااست وشناخت او وآثارش می‌تواند مارا با شکوه وعظمت موسیقی کهن ایران آشنا کند.
استاداقبال آذر علاوه بر صدای بی‌نظیر، روایتی سنجیده و صحیح از ردیف آوازی را برای ما به یادگار گذاشت که تدوین ردیف او می‌تواند به عنوان یک مرجع ارزشمندبه رشد و کمال آواز ایرانی کمک کند و براعتبار آن بیافزاید.
امتیاز ردیف آوازی اقبال آذر برسایر ردیف‌ها،در دانش بالای او از موسیقی، احاطه کامل به ردیف آوازی در طول ‪ ۸۰‬سال زندگی هنری، قدرت اجرای بالا و وجود ویژگی بارز آواز ایرانی است.
از آثار استاد اقبال آذر می‌توان به :"ابوعطا"،"حجاز"، "بیات ترک"،"بیات کرد"،"مثنوی ترک"،"شهناز شور"،"تصنیف افشاری"،"همایون"،"شوشتری"،"بیات اصفهان"،"دلکش ماهور"،"راک ماهور"،"عراق ماهور"،"تصنیف ماهور"،"نوا"، "چهارگاه"،"سه‌گاه" اشاره کرد.

بیوگرافی اســتاد ایــرج (حسین خواجه امیری)

 

حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند .

پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید ، غیر از دربار

، او خیلی مواقع برای مردم عادی نیز می خواند و در محافل شرکت می کرده و می خوانده ، پدر حسین خواجه امیری که از صدایی خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسین را تحت تعلیم خود قرار می دهد و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها حسین تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . حسین مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد .

در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم .

حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کرد ، صاحب نظران در موسیقی ایران ، متفق القولند که وی یکی از بهترینهای آواز ایران بوده که هیچوقت خاطره او در آواز و موسیقی سنتی ایران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بیفتد ، اصلیت خود را از دست نخواهد داد و حسین خواجه امیری ( ایرج ) هم حکم همین در و گوهر را دارد .

ایشان چندی پیش پس از سالها سکوت! آلبومی رو بنام قصه ی زندگی منتشر کردن

که کار زیبای دیگری از این آوازه خوان قدیمی کشورمان است.

در انتها میخواستم از شما دوستان خوبم تقاضا کنم که اولاً سعی کنید حتماً این آلبوم رو تهیه

کنید و از اون لذت ببرید و دومین درخواست من این هست که خواهشاً حتماً این آلبوم رو

خریداری کنید و از دانلود اون پرهیز کنید تا از این استاد گرانقدر حمایت کنیم...

 

پ ن:زود قضاوت نکنید! (ربطی به این پست نداشت گفتم که گفته باشم...!)

پــیــروز بــاشید...

بیوگرافی بــانــو حـمیــرا


نام اصلی: پروانه امیرافشاری
ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در… شهر تهران می‌‌باشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح انگیز، بنان، ملوک ضرابی و … بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد.
در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است.
وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانه‌ای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا می‌‌کند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند.
صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجره‌ای به باغ گل و … اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.
شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

27شهریور سالگرد وفـات استــاد شــهریـــار


سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است


زندگی

شهریار به سال  ۱۲۸۵ در روستای خشکناب آذربایجان متولد شد.دوران طفولیت خود را در روستای مادری قایش قورشاق و روستای پدری خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران سپری نمود . پدرش حاج میر آقا خشکنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت و به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه تبریز وی را يکی از پاسداران شعر و ادب ميهن خواند و عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبيات تبريز را نیز به وی اعطا نمود.

شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرا در تبریز دفن شد. شهریار دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.


عشق و شعر

شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد.پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا
...

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می شود به صورت جدی به شعر روی می آورد و منظومه های زیادی را می سراید. وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذری، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهمترین آثار ادبی ترکی آذری شناخته می‌شود.


شعرها و کتاب ها

حیدر بابایه سلام، شعر ترکی

کلیات محمد حسین شهریار، مجموعه اشعار به زبان فارسی



عید خون
نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند
تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند
لاله از خاک جوانان می‌دمد بر دشت و هامون
یا درفش سرخ بر سر، انقلابیون گرفتند
خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند
زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند
با دمی پنهان چو اخگر عشق را کانون بیفروز
کوره افروزان غیرت کام از این کانون گرفتند
خوف کابوس سیاست جرم خواب غفلت ما
سخت ما را در خمار الکل و افیون گرفتند
کار با افسانه نبود رشته‌ی تدبیر می‌تاب
آری ارباب غرائم مار با افسون گرفتند
خاک لیلای وطن را جان شیرین بر سر افشان
خسروان عشق درس عبرت از مجنون گرفتند
شهریارا تا محیط خود تنزل کن بیندیش
کاین قبا بر قامت طبع تو ناموزون گرفتند


بزرگانمون رو از یاد نبریم...

روحش شـــاد


خواننده ی محبوب من "Bruno Mars"


پیتر گنه هرناندز (زاده ۸ اکتبر ، ۱۹۸۵) که با نام برونو مارس شناخته می‌شود

خواننده, آهنگساز و نوازنده گیتار و درام اهل آمریکا است.

مارس در هاوایی در خانواده ای اهل موسیقی بزرگ شد و از زمانی که سن کمی داشت به دنبال خوانندگی رفت و پس از مدتی به آهنگسازی نیز پرداخت.


مارس از سال ۲۰۰۷ خوانندگی خود را به طور رسمی و با خواندن به همراه خوانندگانی چون بی.او.بی در آهنگ "Nothin' on You" و با تراوی مک‌کوی در آهنگ "Billionaire" انجام داد.همچنین مارس در دوباره نویسی آهنگ های "Right Round" از فلو رایدا و کشا و "Wavin' Flag" از کینان شرکت داشت.پس از آن در اکتبر ۲۰۱۰ اولین آلبوم رسمی خود به نام "Doo-Wops & Hooligans" را روانه بازار کرد که دو آهنگ "Just the Way You Are" و "Grenade" به مقام سوم بیلبورد 200 دست پیدا کردند.





پیشنهاد میکنم حتماً موزیک ویدئوی "Grenade" رو ببینید , محشره!

Grenade

The Lazy Song

بیوگرافی مایکل جکسون



نام كامل:MICHAL JOSEPH JACKSON

اسامي مستعار:KING OF THE POP-WACKO JACKO-MJ
تاريخ تولد: 29 آگست 1958.
محل تولد: اينديانا آمريكا.
شغل: خواننده، ترانه سرا، رقصنده.
سبب شهرت: خـوانـنـده اصـلي گـروه THE JACKSON 5. آلـبـوم
THE THRILLER در سال 1982.
قد: 178 سانتي متر.
نام پدر:JOSEPH WALTER JACKSON--شغل: گيتاريست، اپراتور جرثقيل و مدير اجرايي گروه جكسون.
نام مادر:KATHERINE ESTHER JACKSON(NEE SCRUSE)
برادرها:
SIGMUND ESCO(JACKIE)-TORIANO(TITO)-JERMAINE LA JUANE-MARLON DAVID
STEPHAN RANDELL(RANDY)
خواهرها:
REBBIE(MAUREEN)-LATOYA-JANET

همسران:

1-DEBBIE ROWE----شغل: پرستار
ازدواج: 1966----طلاق: 1999.


2- LISA MARIE PRESLEY---- دختر الويس پريسلي
ازدواج: 1994----طلاق: 1996.

فرزندان:
1-PRINCE MICHAEL JACKSON---پسر----8 ساله---- نام مادر:DEBBIE ROWE

2-PRINCE MICHAEL JACKSON 2(MICHAEL JOSEPH JACKSON)----پسر----3 ساله----هويت مادرش مشخص نميباشد.

3-PARIS MICHAEL KATHERINE JACKSON---دختر----8 ساله--- نام مادر:DEBBIE ROWE

شمار آثار بفروش رفته وي در سراسر جهان: 200 ميليون.

جوایز دریافتی:

18بارGRAMMY AWARDS

15مرتبه AMERICAN AWARD

3 مرتبه BILLBOARD MUSIC AWARD
4 مرتبه MTV AWARDS

آلبومها:

1972: Got to Be There

1972: Ben

1973: Music and Me

1975: Forever, Michael

1979: Off the Wall

1982: Thriller

1987:Bad

1991: Dangerous

1995: HIStory

2001:Invincible

2001:GREATEST HITS

2002: LOVE SONGS

2003:MAXIMUM MICHAEL JACKSON

2004:NUMBER ONES

2005:ESSENTIAL COLLECTION

 


يوگرافي:
مـايـكـل در يـك خـانـواده 11 نـفري بـدنيا آمد. پدر مايكل به
سبب تنگدستي ناچار به كنار گذاشتن گيتار خود و كار در
كـارخانـه ذوب آهـن بـود. بـه عـلت درآمــد ناچيز پدرمايكل
هـمـگي اعـضاي خانواده ناچار بودند در يك خانه كوچك دو
اتـاق خوابه سر كنند. پدر مايكل مرد بيرحم و سخت گيري
بـود بــطوري كه شبها در مـواقعي كه شب كار بود فرزندان
خـود را در اتـاق محبوس ميكرد تا از خانه خارج نگردند. اما
مـايـكـل و بـرادر و خـواهـرهـايـش پـنـهـانـي از مـنــزل خارج
ميگشتند و به خانه هاي همسايگان خود رفته و براي آنها ساز نواخته و آواز ميخواندند.

سرانجام پدر مايكل به استعداد و علاقه فرزندانش به موسيقي پي برد و تصميم گرفت بروي آنها سرمايه گزاري كند. ابتدا JACKIE,TITO,JERMAINE و دو جوان همسايه ديگر بنامهاي MILFORD وREYNARD JONES به كمك پدر مايكل گروهي را بنام TEH JACKSON BROTHERS تشكيل دادند (در سال 1962). دو سال بعد مايكل و برادر بزرگترش مارلون به گروه پيوستند.

در سال 1996 نام گروه به THE JACKSON 5 تغيير يافت. در آن گروه مايكل 9 ساله به خواننده اصلي گروه برگزيده شد. گروه جكسون در كلوبهاي محلي شروع به فعاليت كردند و نخستين آلبوم خود در سال 1967 بنام BIG BOY را عرضه كردند. سپس گروه جكسون با قراردادي جديد در سال 1969 به MOTOWN آمدند. در سال 1969 گروه جكسون توسط DIANA ROSS بطور رسمي به مردم معرفي گرديدند. در سال 1976 گروه جكسون فايو مجددا قراردادي با EPIC RECORS به امضاء رسانيده و نام گروهشان به JACKSON تغيير يافت.

مايكل در سال 1979 از گروه خارج گرديد و بعنوان تك خواننده شروع به فعاليت كرد. نخستين آلبوم مايكل در سال 1979 به نام OFF THE WALL منتشر گشت.



مطالبي ديگر در رابطه با مايكل جكسون:

1-مايكل در مصاحبه اي اعلام كرد كه از پدر خود بيزار است. وي پدر خود را فردي بيرحم و ظالم معرفي ميكند.

2-مايكل و برادرانش در كودكي به درخواست مادرشان خانه به خانه به تبليغ مسيحيت ميپرداختند.

3- وي در جريان جنگ سارايو در رساندن غذا و كمكهاي پزشكي به مناطق جنگ زده سارايو پيشگام بود.

4-ترانه "WE ARE THE WORLD" با همكاري مايكل و LIONEL RICHIE سروده گرديد. ساخت اين تك ترانه بمنظور جمع آوري اعانه براي مردمان فقير آفريقا صورت گرفت. اين ترانه توسط 44 خواننده اجرا گشت. اين تك ترانه 7 ميليون كپي در سراسر جهان فروش داشت.

4-آلبومهاي THRILLER-DANGEROUS-BAD به ترتيب با 30،40و 29 ميليون كپي پرفروش ترين آلبومهاي جهان ميباشند.

5-مايكل گياه خوار بود.

6-مايكل پدر خوانده پسر خواننده گروه BEE GEES بود.

7- علت تغيير رنگ پوست مايكل از تيره به روشن عمل جراحي نميباشد. وي مبتلا به بيماري پوستي VITILIGO بود. در اين بيماري دستگاه ايمني بدن به اشتباه ملانين (رنگدانه) پوست را از ميان ميبرد كه سبب ميگرد پوست فاقد رنگدانه گرديده و بتدريج سفيد شود.

8-به گفته خود مايكل وي تنها 3 بار عمل جراحي روي بيني و يك مرتبه عمل جراحي گونه انجام داده است اما همواره جراحي هاي متعدد مايكل بحث داغ رسانه ها و مردم عادي بوده است. به گفته برخي وي در بيني خود ديگر غضروفي ندارد و از تكه اي پروتز به عنوان بيني استفاده میکرد.
9- مـايـكـل در نوامبر سال 2002 پسر دوم خود را از پنجره
اتـاق هـتـلـي در آلـمـان آويـزان كــرد كــه مــوجــب حــيـرت
هــوا دارانش گشت. به گفته خود مايكل وي هيچگاه قصد
رها كردن پسرش را نداشته است.

10-وي در سال 1993 و همچنين در سال 2005 به اتهام 10 مورد كودك آزاري مورد محاكمه قرار گرفت كه سرانجام بي گناه شناخته گرديد.

11-وي پس از پايان محاكماتش به خاطر كم آبي و كاهش وزن در بيمارستان يستري گشت.

12-محل سكونت فعلي وي NEVERLAND نام دارد كه 11
كـيـلومتر مربع وسعت داشته و در كاليفرنيا واقع است. در
نورلـنـد بـاغ وحـش و شـهـــربازی نيز وجود دارد. هر هفته
مايكل پذيراي يك اتوبوس از كودكاني است كـه بـه دعـوت
وي براي تفريح به آنجا مي آيند.

13-مايكل ميگويد كه رابطه بسيار قوي و صميمي با حيوانات و كودكان دارد. وي علت اين امر را چنين بيان ميكند كه كودكان و حيوانات همچون افراد بزرگسال خيانت كار نبوده و فرد را مورد قضاوت منفي قرار نميدهند.

14- سرگرميهاي مايكل شامل: بازي با كودكان ( با تفنگ آب پاش)- وي علاقه زيادي نيز به بالا رفتن از درخت داشت.




مایکل جکسون زیبا و افسانه ای بدون ماسک و آرایش قیافه جالبی نداشت و از کابوسهای او برداشتن نقابش بود
 تا مبادا زیبایی ساختگی اش نابود شود، به عقیده من مایکل جکسون سیه چهره خیلی زیبا تر از مایکل جکسون سفیدی بود که مجبور به درد کشیدن و مسکن مصرف کردن باشد، او هوادارانش را از خودش محروم کرد، خودش را از زندگی و دنیای هنر را از خودش
 خیلی زود بیفروغ شد…
 
با دیدن فیلم زندگی مایکل و کنسرت بسیار مشهور و استثنایی Moonwalker همه چیز را در مورد مایکل جکسون خواهید دانست!




روحـش شـــاد....

بیوگرافی داریوش ارجمند

 

شروع فعالیت سینمایی با فیلم گفته به زیر سلطه من آیید به عنوان نویسنده و کارگردان در سال ١٣٦٢
با بازی در فیلم ناخدا خورشید ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و با دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.
فارغ التحصیل رشته تاریخ و جامعه شناسی از دانشگاه مشهد در سال ١٣٥١.

فوق لیسانس تاتر و سینما در سال ١٣٥٣
کارمند وزارت فرهنگ و هنر در سال ١٣٤٩
فعالیت در سینمای آزاد مشهد در سال ١٣٥٢
 
در دهه شصت بازیهای ماندگاری از خود به جای گذاشت.

نام اصلی: داریوش

نام خانوادگی اصلی: ارجمند

سمت (در بخش های): بازیگران،صحنه و لباس،

تاریخ تولد: 1323

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

مدرک تحصیلی: فوق لیسانس تاتر و سینما

روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان :

امیر ارجمند (فرزند)

 انوشیروان ارجمند (برادر)

 برزو ارجمند (برادرزاده)

بیوگرافی :

فارغ التحصیل رشته تاریخ و جامعه شناسی از دانشگاه مشهد در سال ١٣٥١

فوق لیسانس تاتر و سینما در سال ١٣٥٣

کارمند وزارت فرهنگ و هنر در سال ١٣٤٩

فعالیت در سینمای آزاد مشهد در سال ١٣٥٢

شروع فعالیت سینمایی با فیلم گفته به زیر سلطه من آیید به عنوان نویسنده و کارگردان در سال ١٣٦٢

با بازی در فیلم ناخدا خورشید ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و با دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.

در دهه شصت بازیهای ماندگاری از خود به جای گذاشت:

در فیلمهای کشتی آنجلیکا، جستجوگر، پرده آخر توانا و قدرتمند ظاهر شد. در دهه هفتاد اما کم کار بود. بازی معرکه اش در سه فیلم ماندگار آدم برفی، اعتراض و سگ کشی نشان از توانایی های او دارد. به شرطی که کارگردانی حرفه ای او را هدایت کند.

دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش دوم مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در نقش کوتاهی در فیلم سگ کشی آخرین تقدیر از او بود.

داریوش ارجمند در زمینه اجرا هم توانا نشان داده است. اولین بار اجرای نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی امام علی (ع) را با مهارت هر جه تمام تر بر عهده گرفت و بعدها در یک برنامه تلویزیونی پای ثابت اجرا شد.

داریوش ارجمند یک سخنور چیره دست نیز هست

بخشی از فیلم شناسی:

1385 رئیس ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]

1384 قاعده بازی ( احمدرضا معتمدی ) [بازیگر]

1384 شاهزاده ایرانی ( محمد نوری‌زاد ) [بازیگر]

1383 ازدواج به سبک ایرانی ( حسن فتحی ) [بازیگر]

1381 تب ( رضا کریمی ) [بازیگر]

1379 سگ کشی ( بهرام بیضایی ) [بازیگر]

1379 مسافر ری ( داود میرباقری ) [بازیگر]

1378 اعتراض ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]

1377 شور زندگی ( فریال بهزاد ) [بازیگر]

1374 فرار مرگبار ( تورج منصوری ) [بازیگر]

1374 شیخ مفید ( فریبرز صالح سیروس مقدم ) [بازیگر]

1373 آدم برفی ( داود میرباقری ) [بازیگر]

1373 زمین آسمانی ( محمدعلی نجفی ) [بازیگر]

1372 هبوط ( احمدرضا معتمدی ) [بازیگر]

1370 قربانی ( رسول صدرعاملی ) [بازیگر]

1370 ناصرالدین شاه آکتور سینما ( محسن مخملباف ) [بازیگر]

1369 تیغ آفتاب ( مجید جوانمرد ) [بازیگر-طراح صحنه و لباس]

1369 پرده آخر ( واروژ کریم‌مسیحی ) [بازیگر]

1368 جستجوگر ( محمد متوسلانی ) [بازیگر]

1367 کشتی آنجلیکا ( محمدرضا بزرگ نیا ) [بازیگر]

1367 سفر عشق ( ابوالحسن داودی ) [بازیگر]

1366 پاییزان ( رسول صدرعاملی ) [بازیگر]

1365 ناخدا خورشید ( ناصر تقوایی ) [بازیگر]

1362 گفت به زیر سلطه من آیید ( داریوش ارجمند ) [کارگردان-چهره پرداز]

جوایز و انتخابها:

>> برنده لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (ناخدا خورشید)

[ دوره 5 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1365 ]

.................................................................

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (جستجوگر)

[ دوره 8 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1368 ]

.................................................................

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (اعتراض)

[ دوره 18 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1378 ]

.................................................................

>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سگ کشی)

[ دوره 19 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1379 ]

................................................................

>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سگ کشی)

[ دوره 5 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1380 ]

.................................................................

>> برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (سگ کشی)

[ دوره 2 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1381 ]

.................................................................

>> برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (اعتراض)

[ دوره 1 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1380 ]

.................................................................

>> 4 - چهارمین بازیگر نقش اول مرد سال (اعتراض)

[ دوره 15 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1379 ]

.................................................................

>> 2 - دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال (سگ کشی)

[ دوره 16 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1380 ]

 

من عاشق بازیش توی ستایشم...! اُفتاااااااااااااد؟؟؟!!!

بيوگرافی استـــاد اکبر گلپايگاني (گلپا)

 

نام : علي اكبر گلپايگاني
روز تولد : 10 بهمن 1312
محل تولد : محله تکيه زرگرها ی تهران
همسر : گلرخ گلرايلی
فرزندان : ساقي و ساغر گلپايگاني
خواهران و برادران : عباس ، حسن (مدرس آواز و استاد دانشگاه)، محمد (با نام هنری گلريز) که خواننده ميباشند ، محمود (مهندس و مدرس آواز) ، و يک خواهر بنام مريم .
تيم هاي مورد علاقه : رئال مادريد – بارسلونا – بايرن مونيخ – منچستر
فوتباليست مورد علاقه : پله – زيدان – گرد مولر – بكن باوئر
فوتباليست هاي ايراني : همايون بهزادي – علي پروين – مهدوي كيا – كريمي – كعبي
خواننده مورد علاقه : اديب خوانساري
خوانندگان مورد علاقه نسل امروز : شجريان – افتخاري – اصفهاني – مرحوم ايرج بسطامي
فيلم ايراني مورد علاقه : سوته دلان
بازيگران ايراني مورد علاقه : فردين – بهروز وثوق – جمشيد مشايخي – اكبر عبدي – هديه تهراني – نيكي كريمي – خسرو شكيبايي – پرويز پرستويي
كارگردان ايراني مورد علاقه : تهمينه ميلاني
تحصيلات : ديپلم و فارق التحصيل از دانشگاه نقشه برداري دانشگاه افسري و كارشناس بانك مسكن
يك بيت : به خدا قطع كند خصم اگر سر ز تنم به جهاني ندهم ذره خاك وطنم

تحت توجهات پدرش با اصول اول موسيقي تا حدودي آشنا شد ، تا اين که گذرش به منزل (حسن يکرنگي) که مردي پاک طينت و داراي صدايي خوش بود مي افتد او که به خوبي به گوشه ها و رديفهاي موسيقي ايراني وارد بود گلپاي جوان را مورد تشويق قرار مي دهد . مدت زيادي از آمد و شد نمي گذارد که او يک شب با استاد ((نور علي برومند)) در آن منزل آشنا مي شود ... استاد (( نور علي برومند)) از صداي او خيلي خو شش مي آيد و تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار ميدهد. تا اين که ((داوود پير نيا)) مبتکر برنامه گلهاي جاويدان براي شرکت در برنامه گلها از وي دعوت مي کند ... اكبرجوان و با استعداد به زودى خواننده اصلى اركستر گل ها و گل هاى جاويدان شد .... و شد گلپا . گلپا آواز را هم طورى خواند كه ورد زبان ها شد و بعد از اين دوره موفق به ترانه خوانى روى آورد و از آنجا كه از ريشه محكمى برخوردار بود بسيارى از آثارش خيلى سريع مشهور شد .
گلپا از محضر استاداني نظير : ((حاج آقا محمد ايراني)) ، ((اديب خوانساري)) و صفحات ((طاهر زاده)) بهره مي گيرد ولي به هيچ وجه کوششي به عمل نمي آورد که از آنها تقليد نمايد.
گلپا در سال 1956 ميلادي ( 1334-35 ش ) به همراه ((علي اصغر بهاري استاد کمانچه)) و (( نورعلي برومند رديف دان و استاد تار )) در سازمان بين المللي ((يونسکو)) دو تصنيف يکي در دسگاه سه گاه و ديگري در مايه اصفهان با اشعار سعدي و حافظ اجرا نمود و بدين ترتيب مي توان گفت گلپايگاني و برومند و بهاري از پيشروان معرفي آواز و موسيقي ايراني در سطح جهان هستند .
سال 1961 ميلادي بنا به دعوت دانشکده "ميوزيک بيلدينگ" يو.اس.ال.ا کاليفرنيا با استاد ((فرهنگ شريف)) و توني که از استاد تار مي باشد 18 جلسه تدريس کرد و اولين ايراني است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دريافت دکتراي افتخاري در رشته آواز از دانشگاه کلمبياي آمريکا شده است.

چند سال پيش در منزل ((عبدالرزاق وحدت)) مراسمي براي بزرگداشت از استاد گلپايگاني برگزار شد . در اين بزرگداشت خودماني اساتيدي مثل ((فرهاد فخرالديني)) و ((استاد جليل شهناز)) و ((مرحوم استاد علي تجويدي)) و ((استاد اسدالله ملک)) و ((استاد محمد رضا شجريان)) و همچنين همايون خرم و ميلاد کيايي و بيژن ترقي و فريدون حافظي و ..... حضور داشتند . اين بزرگداشت به همت هنرمندان و به پاس قدرداني چند دهه فعاليت ارزشمند استاد گلپا در عرصه آواز ايران ترتيب داده شده بود .

اکبر گلپایگانی( مرد حنجره طلايي ) بدون کوچکترین تردید یا شک و شبهه ای برترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی در طول تاریخ این سرزمین و در مدت قریب به یک صد سال از شکل گیری آن در قالب نوین به شمار می رود .
استاد گلپا مبدع و مروج شیوه جدیدی از تصنیف خوانی در قالب های اصیل به شمار می رود که در آن پیش از او هیچ خواننده دیگری تا آن اندازه در ژرفای ترکیبات الحان، ملودی ها، و سازها غور و تفحص نکرده بود . ایشان در تمام ادوار خوانندگی خود تنها حول و حوش 50 ترانه خوانده اند که الحق والانصاف اغلب در نوع خود بی بدیلند . وسواس خاص استاد در گزینش اشعار، سازها، و ملودی ها وجه فراق و تمایز ایشان از سایرین است .
با مطرح شدن نام اکبر گلپایگانی و اوج گیری این بزرگمرد آواز ایرانی، تقریبا همگی آوازخوانان معروف و مردمی کنار زده شدند و برای مردم و صاحبان فن و ذوق تنها چهار نام دیگر بازتابی سنگین و قابل اعتنا و قابل قیاس با گلپا داشتند : مرضیه، بنان، ایرج، و شجریان. این درست که استادانی چون محمودی خوانساری و قوامی و حتی عبدالوهاب شهیدی و نادر گلچین و سایرین نیز عرصه پهناوری از بی کرانه موسیقی ایرانی را تصرف کرده بودند، لیکن به واسطه امکانات محدودتر در ضبط صدا و ترانه، کم کاری، و دوری گزینی از هیاهوی عصر، و عوامل دیگر، نتوانستند پا به پای این چهار استاد گام بردارند . البته نام بانو دلکش نیز نمی تواند از اذهان زدوده شود ، اما ایشان در مبحث آواز دستگاهی همانند مرضیه کمتر وارد شده اند .
برای این بزرگمرد آواز ایرانی عمری مستدام و طولانی آرزومندیم و امیدواریم اکنون که گلو و حنجره مرمرین ایشان از قید ( پلمپ بیست و پنج ساله ) آزاد شده ، بیست و پنج سال دیگر بخوانند و با به فراموشی سپردن آنچه در این مدت گذشت ، از زنگار غم و اندوه رهایی یافته و نسیم شور وشادی و امید را در قلب جوانان این سرزمین به وزیدن وا دارند ، جواناني که به نسل کنونی تعلق دارند و تنها نامی از ایشان و استادان دیگر

شنیده اند .

بیوگرافی Justin Timberlake

 

نام: جاستين راندال تيم برليک
تاریخ تولد: ۳۱ ژانويه ۱۹۸۱
محل تولد: ممفيس - تنسی - آمريکا
لقب:جی . تی
نام پدر: رندی تیمبرلیک
نام مادر: لین هارلس
قد:1.82

جاستين راندال تيم برليک در صبح ۳۱ ژانويه ۱۹۸۱ در ممفيس تنسی آمريکا به دنيا آمد .
پدرش" رندی تیمبرلیک "و مادرش"لین هارلس" هستند.وقتی جاستین 5 سال داشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و هر دو ازدواج مجدد کردند. مادر او صاحب یک کمپانی تولید برنامه های سرگرمی و تفریحی است .جاستین صاحب یک خواهر ناتنی بود از پدرش که پس از تولد فوت کرد و بعدا" جاستین آهنگی را به یاد او خواند.
او کار خود را از دوره نوجوانی و هنگامی که 11 سال داشت در کلوپ معروف "ميکی موس" شروع کرد جايی که خوانندگان ديگری همچون بريتنی اسپيرز ، کريستينا آگوريلا و همچنين دوست هم گروهيش "جاشوا چار " آنجا حضور داشتند . اما معروفيت او از زمانی آغاز شد که او و جاشوا گروه "انسينک" را به وجود آوردند و جاستين خواننده اول گروه بود و از همان زمان بود که جاستين با بريتنی روابطی را آغاز کرد و چون آن زمان اوج شهرت بريتنی بود بنابراين به شهرت جاستين هم اضافه شد و دليلش هم آن بود که جاستين در يک مصاحبه تلويزيونی به شرح روابط عاشقانه و خصوصيش با بريتنی پرداخت و بريتنی هم بعد از آن در يک مصاحبه ديگر در برابر عموم گفت که ميخواهد با ازدواج با جاستين خودش را نجات بدهد. چون اولین رابطه جنسی او با جاستین بوده است .پس مدتی روابطشان به دلیل اینکه بریتنی اول با یکی از رقـاص های همکارش بنام "وید راسون" و بعد هم با شـوهر فعلیش "کوین فدرلاین "رابطـه برقرا کرد به هم خورد.
در سال ۲۰۰۲ جاستين اولين آلبوم تک صدايی خودش را انتشار داد که تحسينهای منتقدانه ای را دريافت کرد به طوری که در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر جهان بود و بيش از ۳ ميليون کپی در آمريکا و بيش از ۷ ميليون در سراسر جهان فروش داشت .
بعد از آن جاستين روابطی را با کريستينا آغاز کرد و توسط توری مشترک در سال ۲۰۰۳ با کريستينا از آلبوم خودش حمايت کرد . اما دوستی او با کريستينا فقط برای نفع شخصی و افزايش معروفيت او بود چون رابطه آنها هم خيلی زود به جدايی کشیده شد.
او در اوايل سال ۲۰۰۳ شروع به برقراری رابطه با کامرون دياز کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ در يک فيلم هيجان انگيز به نام "ادیسون" بازی کرد. و بعد از آن هم در فيلم "الفبای سگ" که بر اساس زندگی واقعی "جیس جانز"تهيه شده بازی کرد .
جاستين هم مثل بريتنی و کريستينا با عکسها و پوسترهايی که از او تهيه شده است تجارت میکرد و این گونه توانست از تهيه مخارج آلبومش بر بيايد. او در اجراهای گوناگونی با خوانندگان مختلفی مثل جانت جکسون و ...همکاری داشته است.
در سال 2004 او در یک نمايش با جانت جکسون همکاری داشت که در اين نمايش در جلوی بيش از ۱۰۰ ميليون تماشاچی هنگامی که جانت در حال اجرای بخشی از شعرش" ميخواهم تو را تا پايان اين آواز لخت کنم " بود جاستين بخشی از لباس او را پاره کرد به طوری که سينه جانت جکسون به طور کامل نمايان شد. و اين کار آنها با انتقاد شديد مردم روبرو شد و به معروفيت از دست رفته جانت جکسون اضافه کرد و جاستين را به اوج معروفيت خود رساند . اما چون کار آنها از نظر جامعه غير معمول بود آنها تصميم به معذرت خواهی گرفتند و هر دو معذرت خواهی خود را به صورت کتبی به عموم اعلام کردند.
و در همان زمان بود که جاستین برنده 2 جایزه یکی برای بهترین آلبوم پاپ و دیگری برای بهترین خواننده مرد شد.
در پنجم ماه می ۲۰۰۵ جاستين در هنگام ضبط آلبوم جديدش با "اسنوپ دوگ"(خواننده و يکی از حاميان بزرگ جاستین) متوجه بيماريش شد . او غده کوچکی در گلويش داشت که با عمل جراحی برداشته شد و اگه دير متوجه اين بيماری ميشد اين غده ميتوانست مسیر خوانندگيش را با مشکل مواجه کند.. بعد از آن او همکاری خودش را با گروه معروف "چشم سیاه" آغاز کرد و دریک آهنگ به صورت هم خوان همکاری کرد و بعد از آن نيز در تورها و کنسرت ها اين گروه را همراهی کرد.
جاستین از طرفداران کایلی مینگو میباشد. او از بهترین دوستان" جاستین تریک آیالا "می باشد. جاستین فعلا با جسیکا بیل رابطه دارد.
او در سال 2007 جایزه بهترین ویدیو "ام تی وی" را دریافت کرد.همچنین آلبومش در سال 2006 بنم " " برنده دو جایزه"گرمی"شد.
آلبوم ها:
ان ساینس(1995)
جاسفید و بازی بزرگ (2002)
همکاری و فعالیت(2004)
آینده سکس،صدای عشق(2006)
همکاری و فعالیت(2007)
و...

فیلم ها:
تیر و کمان(2000)
روی خط(2000)
نوع رفتار(2001)
نیروی ادیسون(2005)
آلفبای سگ(2006)
شکایت اژدهای سیاه(2007)
فریاد سوم(2007)
خبر چین جنوب(2007)
عشق به معلم مذهبی(2008)
جاده باز(2008)
و...

بیوگرافی بهروز وثوقی

 

نام: بهروز وثوقی

تاریخ تولد: 1316

همسر سابق گوگوش (فائقه آتشین)

برادر چنگیز و شهراد وثوقی (بازیگران سینما)


- فعالیت در زمینه دوبله (1337)

- فعالیت در زمینه تئاتر (1356)

- مهاجرت به آمریكا (1359)

شاید نزدیك به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی كشف شود. او از سال 1337 با بازی در فیلم « طوفان در شهر ما » به سینما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد. انتخاب او برای بازی در فیلم قیصر توسط مسعود كیمیایی كافی بود تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در « قیصر » پس از سالها توانست بت فردین را شكسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.

بهروز وثوقی بازیهای ماندگار و متفاوت بسیاری در كارنامه هنری دارد:

قیصر، طوقی، داش آكل، تنگسیر، بلوچ، بت و ...

بازی تحسین برانگیز و خارق العاده بهروز وثوقی در فیلمهای « گوزنها » (مسعود كیمیایی، 1354) و « سوته دلان » (علی حاتمی) برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به یادگار ماند.

وثوقی در سال 1359 ایران را برای همیشه ترك كرد. او خارج از ایران در فیلمهایی هم بازی كرد

زندگینامه :
بهروز وثوقی Behrouz Vossoughi با نام اصلی خلیل وثوقی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی برابر سال ۱۹۳۷ میلادی در شهر خوی متولد شد.
وی برادر چنگیز و شهراد وثوقی می باشد و هر دو درایران به کار هنرپیشگی مشغولند .

تحصیلات وی در حد دیپلم می باشد و همسرسابق گوگوش می باشد اولین فیلم سینمائی اش فیلم صدکیلوداماد (۱۳۴۱به کارگردانی عباس شباویز) می باشد و فیلمی که درسال ۱۳۴۸ بهروز درآن بازی کرد وهرگز به نمایش عمومی درنیامد (هوکانی .به کارگردانی سیاوش یاسمی)اول بوده است ، از مشهورترین نقش های بهروز وثوقی نقش قیصر در فیلم قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ بود. جوان اول آن سالهای سینمای ایران در بسیاری از فیلمهای فارسی به هنرنمایی پرداخته است که از جمله فیلمهای بهروز وثوقی می‌توان به بازی هنرمندانه او در فیلم (سوته دلان) که از دسته فیلمهای هنری و ماندگار در تاریخ سینمای ایران نیز هستند اشاره کرد ضمن اینکه اثار دیگری چون { کندو ، داش اکل ، همسفر ، ممل آمریکایی ، ماه عسل ، دشنه ، طوقی و گوزنهاوبسیاری دیگر) جزو اثار به جا مانده از وی است.بهروز وثوقی جزو معدود هنرپیشگان سینمای ایران است که توانایی بازی در انواع گونه‌های سینمایی را دارد از کمدی تا تاریخی از عرفانی تا تجاری. البته به ایشان (کلینت ایستوود) ایران لقب داده اند. او پس از آن به آمریكا رفت تا در فیلم « گربه در قفس » ساخته بهمن زرین دست بازی كند كه اقامت او با انقلاب اسلامی مصادف شد. یكی از اتفاقات مهم در حضور هنری وثوقی در سالهای اخیر جایزه ای است كه داوران جشنواره لس آنجلس در سال ۱۹۷۹ به عباس كیارستمی اهدا كردند و او نیز تقدیم وثوقی كرد

عمده فیلمهایش :
۱)صد کیلو داماد (۱۳۴۰خ / ۱۹۶۲م)
۲)گل گمشده (۱۳۴۱خ / ۱۹۶۲م)
۳)فرشته ای درخانه من (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۴)دخترولگرد (۱۳۴۳خ / ۱۹۶۴م)
۵)لذت گناه (۱۳۴۳خ / ۱۹۶۴م)
۶)دزد بانک (۱۳۴۴)
۷)عروس دریا (۱۳۴۴خ / ۱۹۶۵م)
۸)امروزوفردا (۱۳۴۵)
۹)بیست سال انتظار (۱۳۴۵)
۱۰)خداحافظ تهران (۱۳۴۵)
۱۱)هاشم خان (۱۳۴۵خ / ۱۹۶۶م)
۱۲)ایمان (۱۳۴۶)
۱۳)دالاهو (۱۳۴۶)
۱۴)زنی به نام شراب (۱۳۴۶)
۱۵)وسوسه شیطان (۱۳۴۶خ / ۱۹۶۷م)
۱۶)برآسمان نوشته (۱۳۴۷)
۱۷)بیگانه بیا (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م)
۱۸)تنگه اژدها (۱۳۴۷)
۱۹)دشت سرخ (۱۳۴۷)
۲۰)گرداب گناه (۱۳۴۷)
۲۱)من هم گریه کردم (۱۳۴۷)
۲۲)هنگامه (۱۳۴۷)
۲۳)دزدسیاهپوش (۱۳۴۸)
۲۴)دنیای آبی (۱۳۴۸)
۲۵)قیصر (۱۳۴۸خ / ۱۹۶۹م)
۲۶)پنجره (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م)
۲۷)دور دنیا با جیب خالی (۱۳۴۹)
۲۸)رضاموتوری (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م)
۲۹)طوقی (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۱م)
۳۰)قهرمانان (۱۳۴۹) (The Invincible Six) (مشترکا با ایالات متحده)
۳۱)لیلی و مجنون (۱۳۴۹)
۳۲)داش اکل (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م)
۳۳)رشید (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م)
۳۴)فرارازتله (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م)
۳۵)یک مرد و یک شهر (۱۳۵۰)
۳۶)بلوچ (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م)
۳۷)دشنه (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م)
۳۸)غریبه (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م)
۳۹)تنگسیر (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۴م)
۴۰)خاک (۱۳۵۲)
۴۱)گرگ بیزار (۱۳۵۲)
۴۲)نفرین (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۳م)
۴۳)سازش (۱۳۵۳خ / ۱۹۷۴م)
۴۴)گوزن ها (۱۳۵۱)
۴۵)ممل امریکائی (۱۳۵۳)
۴۶)ذبیح (۱۳۵۴)
۴۷)کندو (۱۳۵۴خ / ۱۹۷۵م)
۴۸)همسفر (۱۳۵۴)
۴۹)بت (۱۳۵۵) (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۵۰)بت *** (۱۳۵۵) (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۵۱)ماه عسل (۱۳۵۵) (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۵۲)ملکوت (۱۳۵۵خ / ۱۹۷۶م)
۵۳)سوته دلان (۱۳۵۶خ / ۱۹۷۸م)
۵۴)کاروان ها (۱۳۵۶خ / ۱۹۷۸م) (مشترکا با ایالات متحده)
۵۵)نفس بریده (۱۳۵۷)
۵۶)گربه در قفس (۱۳۵۷خ / ۱۹۷۸م) (در ایالات متحده)
۵۷)دفینه (۱۳۵۹خ / ۱۹۶۳م) (در ایالات متحده)
۵۸)گروگان (۱۳۶۲خ / ۱۹۶۳م) (در آلمان غربی)
۵۹)چشمهایش (۱۳۶۵خ / ۱۹۶۳م) (در آلمان غربی)
۶۰)تهدید (۱۳۶۹خ / ۱۹۶۳م) (در ایالات متحده)
۶۱)وحشت در بورلی هیلز (۱۳۶۹خ / ۱۹۹۱م)
۶۲)(۱۹۹۱) The Crossing
۶۳)(۲۰۰۵م) Zarin


جوایز :
الف) برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره جهانی فیلم هند در دهلی در سال ۱۹۷۳ برای بازی در فیلم تنگسیر
ب) برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران در سال ۱۳۵۳ برای بازی در فیلم گوزن ها

عکسهای جدید الناز شاکردوست

 

شاکردوست در ۱۳۶۳ به‌دنیا آمد در بیست سالگی (۱۳۸۳) با بازی در فیلم گل یخ به کارگردانی کیومرث پوراحمد به سینما وارد شد. او در فیلم‌هایی مانند مجردها، عروس فراری، چند می‌گیری گریه کنی، چه کسی امیر را کشت، بی‌وفا، قتل آنلاین، قاعده بازی، خدا نزدیک است و باد در علفزار می‌پیچد بازی کرده‌است. وی تا به حال دو بار نامزد دریافت تندیس خانه سینما شده‌است. شاکردوست هم از سال ۱۳۸۳ و با بازی در فیلم سینمایی «گل یخ» به کارگردانی کیومرث پوراحمد وارد سینما شد. او در این سال​‌ها در ۲۵ فیلم سینمایی که اغلب فیلم‌هایی تجاری بودند بازی کرده‌است که از جمله این کارها می‌توان به «بی​وفا»، «کیش و مات»، «مجنون لیلی» و «عروس فراری» اشاره کرد.

 

تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست تصاویر جدید از الناز شاکردوست

استاد شجريان

 
محمدرضا شجریان (۱ مهر ۱۳۱۹ در مشهد) خواننده، موسیقی‌دان و خطاط ایرانی است. وی پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی و یکی از نام‌دارترین هنرمندان در عرصهٔ موسیقی جهان است...(به ادامه مطلب برويد) 
ادامه نوشته

استاد ابولحسن صبا


خاندان صبا از فرزندان فتحعلی خان متخلص به صبا و ملقب به ملک اشعرای هستند. وی در اصل از مردم ‏آذربایجان و از خاندان امرای دنبلی است.‏ ابو الحسن صبا، استاد فقید موسیقی ایران، نواده محمود خان ملک الشعرا و فرزند کمال السلطنه در سال 1281 به ‏دنیا آمد.‏
پدرش پزشکی نامدار و با کمال بود و به شعر و موسیقی علاقه داشت به همین جهت هم پسران خود عبد الحسین و ‏ابو الحسن را برای فراگیری موسیقی به استادان زمانه سپرد.‏
ابو الحسن صبا محضر اغلب استادان بزرگ مانند میرزا عبد الله، حسن خان اسماعیل زاده، حاجی خان ضربی، ‏حسین خان هنگ آفرین، علی اکبر شاهی، نایب اسد الله نی زن، اکبر خان فلوتی، درویش خان، علی نقی وزیری ‏را درک کرد و از هر یک از این شاخه ها گلها چید و به کمک استعداد و هوش سرشار خداداد،سبکی خاص در ‏موسیقی ایران به وجود آورد و آن را به هنرجویان تعلیم داد و یادگاری هایی نفیس از خود باقی گذارد که همواره ‏مورد استفاده هنر پژوهان خواهد بود.‏


ابو الحسن صبا از اوان کودکی گوشش به موسیقی آشنا بود و به تحصیل آن اشتیاق فراوان داشت. زیرا ندیمه عمه ‏اش ربابه روان بخش که پیوسته در خانه آنها بود خوانندگی می کرد و ضرب می گرفت و کمال السلطنه نیز در ‏ایام فراغت خود به نوازندگی سه تار مشغول بود. صبا مقدمات نواختن سه تار را از پدر و ضرب را از ربابه فرا ‏گرفت و مدت چند سال از محضر استاد زمان میرزا عبد الله در نوازندگی سه تار استفاده فراوان برد و پس از ‏درگذشت آن هنرمند بزرگ برای تکمیل این ساز نزد درویش خان رفت و چند دوره ردیف را هم پیش ان نابغه هنر ‏موسیقی کار کرد.‏
صبا به نواختن انواع سازهای موسیقی علاقه فراوان داشت. از اینرو مدتی نیز پیش درویش خان تار زد و نواختن ‏سنتور را نزد علی اکبر شاهی فرا گرفت، پس از در گذشت این هنرمند در سال 1317 شمسی به مدت یک سال ‏نزد حبیب سماعی به فراگیری سنتور پرداخت ولی چون حبیب سماعی مردی پریشان و نا منظم بود نتوانست ‏نوازندگی این ساز را به پایه سه تار و ویلون برساند.‏
صبا برای تکمیل نوازندگی ضرب، استاد معروف ضرب حاجی خان عین الدوله را انتخاب کرد و برای نواختن ‏ویلون را از روی کمانچه شروع کرد، ولی چون تکنیک و خصوصیات نوازندگی ویلون با کمانچه فرق داشت ‏جزو شاگردان حسین هنگ آفرین که نوازندگی ویلون را در شعبه موزیک دارا فنون از معلمین اروپایی فرا گرفته ‏بود فرا گرفت، نزد این استاد با نت موسیقی نیز آشنایی پیدا کرد.‏
در سال 1302 ش کلنل علی نقی وزیری از اروپا به ایران آمد و مدرسه موسیقی را تاسیس کرد و صبا برای ‏تکمیل هنر خود به آن مدرسه رفت و با استفاده از سبک وزیری و در اثر آشنایی با اسلوب صحیح ویلون، روشی ‏نو برگزید ولی از آنجا که سوابق کافی در موسیقی ایرانی داشت مانند سایر نوجوانان مفتون عظمت موسیقی ‏اروپایی نشد و از نغمات موسیقی محلی که به آن دلبستگی داشت جدایی نگرفت و کوشش کرد آنها را به سبکی نو ‏بسازد.‏
در سال 1308 مدیریت مدرسه جدید التاسیس صنایع ظریفه در رشت به عهده صبا گذارده شد. بعد از دو سال و ‏نیم که از عمر مدرسه صنایع ظریفه گذشت استاد صبا در اثر ناسازگار بودن آب و هوای رشت با وضع جسمی ‏اش به تهران برگشت و کلاس درس موسیقی خود را در محل فعلی ( موزه صبا) واقع در کوچه ظهیر الا سلام، ‏تشکیل داد.‏
از سال 1320 به سمت هنر آموزی به خدمت وزارت فرهنگ در امد. و بعد استاد هنرستان موسیقی ملی و نیز ‏سرپرستی ارکستر شماره یک هنرهای زیبای کشور را به عهده گرفت.‏
صبا ساز ویلون را که سازی خارجی بود به عنوان سازی کامل در خدمت موسیقی ایرانی گرفت و امروز این ساز ‏در موسیقی ما شناسنامه ای همپایه شناسنامه خود در اجرای موسیقی دارد.‏                                         
آثار ابو الحسن صبا:‏


آثار غیر مستقل:‏






‏1. کتاب دوره اول، دوم، سوم ویلون ‏2. کتاب دوره اول و دوم، سوم، چهارم سنتور.‏ ‏3. کتاب دوره اول سه تار ‏1. سلوی ای وطن کتاب دستور ویلون وزیری‏ ‏2. چهار مضراب سه گاه، کتاب دستور ویلون وزیری ‏3. رنگ بیات ترک، کتاب 23 قطعه ضربی‏ ‏4.پیش درآمد ترک، 18 قطعه پیش درآمد‏ ‏5. نوید بهار، کتاب اول ویلون ‏6. چهار مضراب ساده در ماهور، کتاب اول ویلون ‏7. دستور ضرب ‏8. ردیف کامل اوازهای ایرانی

آثار صبا ملهم از موسیقی محلی:‏ ‏1.دیلمان(دشتی)‏
‏2. امیری یا مازندرانی(دشتی)‏
‏3. زرد ملیجه( دشتی)‏
‏4. به زندان(شوشتری)‏
‏5. در قفس(دشتی)‏
‏6. رقص چوبی( دشتی)‏
‏
7. کوهستانی(دشتی)‏ 

استاد ابو الحسن صبا موسیقی دان بزرگ ایران در تاریخ 29 آذر 1336 در ساعت 5 بامداد بر اثر پاره شدن یکی ‏از شریانهای قلبش جهان را در 55 سالگی به درود گفت و جامعه موسیقی ایران را برای همیشه در سوگ خود ‏فرو برد، مدفن این بزرگ مرد و یگانه موسیقی ایران در ظهیر الدوله شمیران است.‏

فرهاد;صداي مبارز

فرهاد مهراد

فرهاد مهراد
Farhad.jpg
اطلاعات هنرمند
نام اصلی فرهاد مهراد
نام مستعار فرهاد
تولد ۲۹ دی ۱۳۲۲
لنگرود
مرگ ۹ شهریور ۱۳۸۱
پاریس
سبک‌ها موسیقی پاپ فارسی
فعالیت(ها) خواننده ، آهنگ‌ساز و نوازنده
وب‌گاه وب‌گاه فرهاد مهراد

فرهاد مِهراد ( زادهٔ ۲۹ دی ۱۳۲۲، لنگرود - درگذشتهٔ ۹ شهریور ۱۳۸۱ ، پاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ ایرانی بود. از معروف‌ترین آهنگ‌های او می‌توان به «جمعه»، «کودکانه»، «وحدت»، «گنجشکک اشی مشی» و «شبانه» اشاره کرد.

 زندگی‌نامه:

 سال‌های کودکی

فرهاد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی می‌کرد†. برادر بزرگ فرهاد ویولن می‌نواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده فرهاد می‌خواهد که سازی برای او تهيه کنند. با اصرار برادرش يک ویولن‌سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود. ولی عمر تمرینات ویولن‌سل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.†

 سال‌های جوانی و شهرت

بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد.

پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.

تصویر «فرهاد مهراد» بر جلد مجلهٔ «اطلاعات هفتگی»

در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد. در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند.

در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد.

پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد.

در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد. در ماجرای محاکمهٔ غلامحسین کرباسچی یادداشتی در روزنامهٔ توس (۱۸ مرداد ۱۳۷۷) چاپ کرد تحت عنوان «معرفت آقای شهردار» که در آن به حمایت از کرباسچی پرداخته بود.

سال‌های پایانی و بیماری

پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور† همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد.

آثار

آهنگ‌سازی

آلبوم‌ها

 ترانه‌ها

صدای همیشه زنده

Mohammad Nouri.jpg
اطلاعات هنرمند
تولد ۱ دی ۱۳۰۸
اصل/ملیت ایرانی
مرگ ۹ مرداد ۱۳۸۹
سبک‌ها پاپ
فعالیت(ها) خواننده

محمد نوری (زادهٔ ۱ دی ۱۳۰۸–درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۹) خواننده ایرانی بود. 

نوری در تهران زاده شد و در جوانی آواز را نزد خانم اولین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند.

دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها - سنین نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌بود، کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سال‌های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونهٔ آوازیِ خویش دهد.

آوازهای این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرده‌است. این هنرمند در حاشیهٔ سال‌های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهٔ آوازی، تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او اخیراً چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار، و برای نسل امروز، آفرینندهٔ شیرین‌ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است. یکی از مهمترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود نوری است.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه» و«مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه‌ای که به سختی می‌توان آن را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.

محمد نوري در حال امضاي يكي از عكس هاي خود

او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همکاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت. 

اجرای ترانه‌های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.

وی به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

او فارغ‏‌التحصیل از هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود. این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرد. این هنرمند در حاشیه سال‌های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعه آوازی، تقریر و ترجمه مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او در سال‌های آخر عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار، و برای نسل امروز، آفریننده شیرین‌ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است که هر یک اوج حس وطن دوستی را در دل ایرانیان بیدار می‌کند. یکی از مهم‌ترین، زیباترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد.

سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران به دیار باقی شتافت. 

 فهرست آلبوم‌ها

۱. در شب سرد زمستانی ۲. داستان زندگی من ۳. قو ۴. بر سر قایقش ۵. تو را من چشم‌درراهم ۶. از دور ۷. داستانی نه تازه ۸. هنگام که گریه می‌دهد ساز ۹. ری‌را ۱۰. پدرم ۱۱. خانه‌ام ابری‌ست ۱۲. اجاق سرد

۱. چوپان ۲. تو بیو ۳. سرزمین خورشید ۴. ای دیار خوب من ۵. مارال ۶. شالیزار ۷. ای وطن ۸. بخفته دل ۹. نُشو نُشو ۱۰. گیلان جان ۱۱. لالایی

۱. ایران ایران ۲. دلاویزترین ۳. با نام تو ۴. قایقی باید ساخت ۵. دوران عاشق‌ها ۶. کوچ ۷. غم بیهودگی‌ها ۸. بی تو ۹. تولدت مبارک

۱. ساقی ۲. مرغ سپیده ۳. آسمان روشن ۴. از روزگاران ۵. مژده نور ۶. همه آبی ۷. در ماه باران

محمد نوري در حال نواختن پيانو
  • جاودانه با عشق (آهنگساز: محمد سریر)

۱. اگر تو آمده‌بودی ۲. آواز با عشق ۳. باران ۴. سخن عشق ۵. روزی با غروب ۶. در سفر گم شدن ۷. کهکشان عشق ۸. شب‌های تهران

  • شکوفهٔ خاطرات، گل مریم (آهنگساز: شهرام گلپریان)

۱. گل مریم ۲. گلچهره ۳. جمعه‌بازار ۴. مرغک زیبا ۵. آخرین درود ۶. رود آواره ۷. بزم خیال ۸. جنگ و جنگ‌ساز

  • چراغی در افق (آهنگساز: محمد سریر)

۱. چراغی در افق ۲. آواز با عشق ۳. نوازش باران ۴. حریر مهتاب ۵. شب تنهایی ۶. عشق دیرین ۷. حسرت ۸. کوره‌راه زندگی

۱. زمزمه ۲. باز اومد ۳. شکفتن ۴. خاموشی‌های ساحل ۵. رها ۶. لانهٔ متروک ۷. سرزمین محبوب من