سالگرد درگذشت ناصر عبداللهی

امروز چهارمين سالگرد پرواز اين خواننده ي محبوب و مردمي اهل جنوب است و ما هرگز او را فراموش نخواهيم کرد و هميشه به يادش خواهيم بود. او در سوم آذر ماه ۱۳۸۵ در بندرعباس به دلایل نامشخصی بی هوش و به کما رفت و پس از گذراندن ۲۷ روز در کما (بیمارستان هاشمی نژاد تهران) سر انجام در یک روز زمستانی ، در ۲۹ آذر ۱۳۸۵ در ۳۶ سالگی اش شمع وجودش خاموش گشت...

روحش شاد و يادش گرامي باد...

مصاحبه با احسان خواجه امیری,سيروان و کريم باقري

 عکس   عکسهای کریم باقری در کنار سیروان خسروی و احسان خواجه امیری

آقای خسروی بازی در سوت پایان چطور بود؟
سیروان خسروی:یک تجربه خوبی بود و یک نقش کوتاهی داشتم ولی واقعا بازیگری سخت هستش و کار هرکس نیست.تمام بازیگران این فیلم مطرح بودند و خوشحالم دقایق کوتاهی را در کنار آنها بودم.
شما با آقای خواجه امیری هم در تنظیم آهنگ ها همکاری دارید؟
سیروان خسروی:بله قطعه اول از آلبوم یه خاطره از فردای آقای خواجه امیری را من تنظیم کرده ام.
آقای خواجه امیری چه اتفاقی باعث شد که این قطعه توسط سیروان ساخته شود؟
احسان خواجه امیری:دلیلش این است که سیروان کارش را خیلی خوب بلد است و من تنظیم هایش را خیلی دوست دارم.تصمیم گرفتم که قطعه ای از آلبوم را سیروان تنظیم کند و با او تماس گرفتم و این پیشنهاد را مطرح کردم و سیروان با وجود اینکه خیلی سرش شلوغ بود اما این کار را انجام داد.
خواندن برای سریال های تلویزیونی چطور هستش؟
احسان خواجه امیری:ببینید من برای زیبا شدن یک تیتراژ سریال خیلی تلاش می کنم تا کیفیت مطلوب را بدست آورم,شاید اینطور بگم ۲۴ ساعت در استودیویی که در منزل دارم کار می کنم تا به نتیجه نهایی برسم.از این رو فکر می کنم خواندن برای سریال های تلویزیونی خیلی مشکل باشد.

آقای باقری آیا با بازی در در مسیر زاینده رود قصد دارید وارد عرصه بازیگری شوید؟

کریم باقری:نه اصلا اینطور نیست,آقای کاشانی از من خواستند که در سریال در مسیر زانیده رود حضور داشته باشم و چون این کار فرهنگی بود قبول کردم.در این سریال خودم بودم و نقش خاصی را بازی نکردم.زیرا اساسا اعتقاد دارم هر کسی را بهر کاری ساختند و کار من فوتبال است و نباید در کار هنر دخالت کنم و اصلا نمی خواهم بازیگر شوم.
آیا آهنگ های آقای خواجه امیری را گوش داده اید؟
کریم باقری:بله,کارهای احسان خواجه امیری را دوست دارم و همیشه در ماشین به موزیک های او گوش می دهم,به نظر من صدای او بی نظیر است و معتقدم با افزایش سنش صدایش بهتر هم می شود.من اغلب کارهای قدیمی را گوش می دهم و تمام سی دی های ایرج پدر احسان را هم دارم.عاشق صدای پدرش هستم.

 

 عکس   عکسهای کریم باقری در کنار سیروان خسروی و احسان خواجه امیری

 عکس   عکسهای کریم باقری در کنار سیروان خسروی و احسان خواجه امیری


فیلمهای روی پرده


 

 

خاطره:


کارگردان :نادر طریقت
بازیگران:مهناز افشار،پزمان بازغی،

 شبنم قلی خانی، لادن طباطبایی،
سعید تهرانی،فخرالدین شریف،داریوش اسدزاده،با حضور:پوریا پور سرخ
خلاصه داستان:حادثه ای،زندگی آرام نویسنده                  جوانی  
به نام پریچهر را دگرگون می کند
.اطرافیان وی تلاش می کنند تا او را نجات دهند،اما چالش های پیش رو مانع انجام این کار می شود.
سینماهای نمایش دهنده:آزادی،آستارا،آفریقا،اریکه ایرانیان،بهاران،پایتخت،پردیس تماشا،جوان،حافظ،
پردیس رازی،پردیس زندگی،شاهد،صحرا،فردوسی، گلریز،ماندانا،مرکزی،پردیس ملت،موزه سینما،میلاد


********************


دیگری


کارگردان:مهدی رحمانی
تهیه کننده:محمد علی نجفی
پخش از:سبحان گستر
بازیگران:محمد رضا فروتن،مریلا زارعی،میلاد
مرادی نسب،مهران رجبی،اصغر نقی زاده، 

اصغر بیچاره،سیروس همتی،فرامرز روشنایی،
رویا حمزه لویی

خلاصه داستان:"دیگری" داستان سفر ناخواسته

پسر بچه ای
با مردی است که قرار است بزودی نا پدری اش

شود.
سینماهای نمایش دهنده:آزادی،اریکه ایرانیان،                 ایران،
پردیس،سینمای زندگی،عصر جدید،فرهنگ،ماندانا،

پردیس سینمایی ملت

********************



آناهیتا


کارگردان:عزیزا... حمید نژاد
پخش از:سپاهان فیلم
بازیگران:شهاب حسینی،میترا حجار،

پوریا پور سرخ،
شهره سلطانی،نرگس محمدی،محمد رضا داود نژاد
خلاصه داستان:تعدادی دانشجو هنگام تحقیق روی

مولکول های
آب به حقایق تازه ای دست پیدا می کند.
سینماهای نمایش دهنده:آزادی،اریکه ایرانیان،
ایران،بلوار،بهمن،پایتخت،پردیس تماشا،جوان،
جی،حافظ،پردیس رازی،پردیس زندگی،سروش،                 شاهد،                                                                    
پردیس سینمایی  شکوفه،فرهنگ،قدسکارون،گلریز،ماندانا،مرکزی،            پردیس ملت،
ناهید و فرهنگسرای فردوس


********************

لطفا مزاحم نشوید.



نویسنده و کارگردان: محسن عبدالوهاب
بازیگران: باران کوثری ، افشین هاشمی ،
هدایت هاشمی ، شیرین یزدان بخش و حامد بهداد
خلاصه داستان: این فیلم از سه اپیزود تشکیل شده:
ماجرای اختلاف زن و شوهری
جوان ، دزدیده شدن کیف یک روحانی
و ورود یک تعمیرکار تلویزیون
به خانه یک پیرمرد و پیرزن...
سینماهای نمایش دهنده: آزادی ، فرهنگ ، زندگی ، ملت ،
ایران ، اریکه ایرانیان ، جوان ، پایتخت ،
مرکزی ، پردیس تماشا ، حافظ ، سپیده ، ماندانا و...



********************

ملک سلیمان

کارگردان: شهریار بحرانی
بازیگران: امین زندگانی ، محمود پاک نیت ، الهام حمیدی ،
حسین محجوب ، علیرضا کمالی نژاد ، زهرا سعیدی ،
مهدی فقیه ، جواد طاهری ، سیروس صابر و...
تهیه کننده: مجتبی فراورده
خلاصه داستان: خداوند به وسیله نشانه هایی                  سلیمان را تحریک می کند
تا از او ملک بی بدیلی بخواهد. اما سلیمان برای بدست آوردن چنین
حکومتی باید جهان و جهانیان و شیاطین را تحت 

تسلط خود در بیاورد و...
سینماهای نمایش دهنده: استقلال ، آزادی ، پردیس ملت ، پردیس زندگی
، فرهنگ ، مرکزی ، سپیده ، بهمن ، فلسطین ،
اریکه ایرانیان ، ایران ، شاهد ، ناهید ، جوان ،
ایران ، پردیس تماشا ، بهاران ، شکوفه و...

بیشتر بدانید...

 

 

 

آيا ميدانستيد كه حس چشايي نوعي پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقيق تر از انسان است ؟

آيا ميدانستيد كه لاما شتر بدون كوهاني است كه به هنگام عصبانيت بر صورت طرف مقابل تف مي اندازد ؟

آيا ميدانستيد كه قلب گنجشك ۱۰۰ بار در دقيقه مي تپد ؟

آيا ميدانستيد كه فيل تنها حيواني است كه مي تواند ايستادن روي سر و گردن را ياد بگيرد ؟

آيا ميدانستيد كه
يك موش كور ۱۴ سانتي مي تواند در يك شب تونلي به طول 91.4 متر حفر كند ؟

آيا ميدانستيد كه
مرغ ها براي تخمگزاري احتياجي به خروس ندارند و خروس فقط براي بارور كردن تخم است ؟

آيا ميدانستيد كه
كرم هاي ابريشم در ۵۶ روز ۸۶ هزار برابر وزن خود غذا مي خورند ؟

آيا ميدانستيد كه
داركوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند ؟

آيا ميدانستيد كه
زمان گردش سياره عطارد بدور خود ۲ برابر زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد ؟

آيا ميدانستيد كه
۹۰٪ سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است ؟

آيا ميدانستيد كه
قلب ميگو ها در سر آنها قرار دارد ؟

آيا ميدانستيد كه
گونه اي از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد

جفت گيري كند ؟

آيا ميدانستيد كه سطح شهر مكزيك سالانه ۲۵ سانتيمتر نشست ميكند ؟

آيا ميدانستيد كه بيشترين سرعت كه انسان دست يافته 40.000 كيلومتر با سفينه آپولو ۱۰ است ؟

آيا ميدانستيد كه
چين بيشتر از هر كشوري همسايه دارد چون چين با ۱۳ كشور هم مرز است ؟

آيا ميدانستيد كه
موريانه ها قادرند تا ۲ روز زير آب زنده بمانند ؟

آيا ميدانستيد كه
كبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو ميشود، يعني اينكه از سلولهاي جديدي برخوردار ميشود ؟

آيا ميدانستيد كه
درازترين دم به سوسمار آبهاي شور تعلق دارد كه درازاي آن به ۳ متر ميرسد ؟

آيا ميدانستيد كه
قدمت خالكوبي به بيش از ۵۰۰۰ سال ميرسد ؟

آيا ميدانستيد كه
اغلب مارها داراي ۶ رديف دندان ميباشند ؟

آيا ميدانستيد كه
شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند ؟

آيا ميدانستيد كه
قلب والها تنها ۹ بار در دقيقه مي تپد ؟

آيا ميدانستيد كه
درازترين جانور يك نوع كرم خاكي است كه درازاي آن به بيش از ۵۵ متر ميرسد ؟

آيا ميدانستيد كه
اولين كليساي ساخت بشر يعني كليساي پطرس مقدس در انطاكيه تركيه ميباشد ؟

آيا ميدانستيد كه
رشد تعداد ماشينها در جهان ۳ برابر رشد جمعيت انسانهاست ؟

آيا ميدانستيد كه
وزير دفاع اسراييل و رئيس حزب كارگر آن ايراني الاصل ميباشند ؟

آيا ميدانستيد كه ايران زمان شاه داراي ورزيده ترين خلبانان دنيا بود و تيم اكرو جتش حرف اول را در دنيا ميزد ؟

آيا ميدانستيد كه بيشترين آمار طلاق در جهان متعلق به ايران است ؟

آيا ميدانستيد كه
اسم قاره ها با همان حرفي كه آغاز ميشود پايان ميابد ؟

آيا ميدانستيد كه
شما نميتوانيد با حبس نفستان خود كشي كنيد ؟

آيا ميدانستيد كه
خوك‌ها به دليل فيزيك بدني قادر به ديدن آسمان نيستند ؟

آيا ميدانستيد كه
فندك قبل از كبريت اختراع شد ؟

آيا ميدانستيد كه
بيشتر سر دردهاي معمولي از كم نوشيدن آب است ؟

آيا ميدانستيد كه
زكرياي رازي به غير از الكل كاشف گوگرد هم هست ؟

آيا ميدانستيد كه
ركورد ضربه زدن به توپ پيگ پنگ در مدت زمان ۶۰ ثانيه ۱۷۳ ضربه است ؟

آيا ميدانستيد كه
مهمترين عامل افزايش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزني مناسب است ؟

آيا ميدانستيد كه
۷۰ در صد جمعيت ايران زير ۳۰ سال سن دارند و ايران جوانترين جمعيت دنيا را دارد ؟

آيا ميدانستيد كه
خوردن كاهو مانع ريزش و سفيد شدن موها ميگردد ؟

آيا ميدانستيد كه
براي جلوگيري از جوانه زدن سيب زميني درون سبد آن بايد يك عدد سيب قرار دهيد ؟

آيا ميدانستيد كه
آب دريا داراي طلاست و اين مقدار در حدود ۴ گرم در هر ميليون تن آب است ؟

آيا ميدانستيد كه
يك نوع وزغ وجود دارد كه در بدن خود سم كافي براي كشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟

آيا ميدانستيد كه
۳۵۰ هزار نوع كفش دوزك در جهان وجود دارد ؟

آيا ميدانستيد كه
وال براي شكار از صداي بسيار بلندي كه دارد استفاده ميكند و طعمه را فلج يا ميكشد ؟

آيا ميدانستيد كه
سريعترين قطار دنيا سرعت ۵۸۱ كيلومتر دارد و اين نوع قطارها تنها در ژاپن وجود دارند ؟

آيا ميدانستيد كه
چشم انسان حدود ۱۳۵ ميليون سلول بينايي دارد ؟

آيا ميدانستيد كه
مراسم موميايي كردن در مصر باستان ۷۰ روز به طول ميانجاميد ؟

آيا ميدانستيد كه صدايي بلندتر از زمانيكه سفينه ايي به فضا پرتاب ميشود در جهان وجود ندارد ؟

آيا ميدانستيد كه در قديم ارزش نمك بيش از طلا بوده و از نمك براي نگهداري غذا استفاده ميشده است ؟

آيا ميدانستيد كه
شكستگي استخوان ناشي از پوكي استخوان در زنان دو برابر مردان است ؟

آيا ميدانستيد كه
توماس اديسون از تاريكي وحشت داشت ؟

آيا ميدانستيد كه
چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتر است ؟

آيا ميدانستيد كه
الفباي مردم هاوايي ۱۲ حرف دارد ؟

آيا ميدانستيد كه
مورچه ها نميخوابد ؟

آيا ميدانستيد كه
اسكندر و ژوليوس سزار صرع داشتند ؟

آيا ميدانستيد كه
آدامس توسط يك فرمانده جنگي اختراع شد ؟

آيا ميدانستيد كه
كد كشور روسيه ۰۰۷ است ؟

آيا ميدانستيد كه
ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتني متر تغيير ميكند ؟

آيا ميدانستيد كه
عقرب ميتواند سه سال بدون غذا زندگي كند ؟

آيا ميدانستيد كه
يك كوروكوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد ؟

آيا ميدانستيد كه حلزون مي‌تواند ۳ سال بخوابد ؟

آيا ميدانستيد كه به طور ميانگين مردم از عنكبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ! ؟

آيا ميدانستيد كه
ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73.000 متر مربع پيتزا مي‌خورند ؟

آيا ميدانستيد كه
بچه‌ها بدون كشكك زانو متولد ميشوند كه در سن ۲ تا ۶ سالگي ظاهر مي‌شوند ؟

آيا ميدانستيد كه
پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند ؟

آيا ميدانستيد كه
گربه‌‌ها مي‌توانند ۱۰۰ صدا با حنجره خود توليد كنند در حاليكه سگ‌ها كمتر از ۱۰ صدا ؟

 

سوژه های داغ وطنی...

 

 

 

 

رضا خان از تولد تا کودتا

در اسفند سال 1256 (1295ق) همزمان با سفر دوم ناصرالدين شاه قاجار به اروپا و زمزمه تشكيل قزاقخانه توسط روسها در ايران، در روستاي آلاشت از توابع سوادكوه مازندران كودكي به دنيا آمد كه رضا نام گرفت (بعدها انقراض سلسله قاجاريه و تأسيس حكومت پهلوي به دست وي به وقوع پيوست).

 

نام پدر رضا، عباسعلي (سرهنگ فوج سوادكوه) و مادرش زهرا (نوش آ‌فرين) از مهاجرين قفقاز مي‌باشد. نوش‌آفرين همزمان با تولد رضا، همسرخود را كه در مأموريت تهران بود از دست داد. مرگ عباسعلي و ناسازگاري اعضاي خانواده همسرش كه تولد اين فرزند را بد يًُمن مي‌دانستند موجب شد به همراه كودك نوزاد خود از آلاشت به تهران نزد برادر و ديگر اقوام خود مهاجرت نمايد. در بين راه در منطقه سرگدوك فيروزكوه به خيال اينكه فرزند نوزاد وي بر اثر سرما و برف شديد فوت نموده است به كاروانسرادار محل تحويل مي‌دهد تا پس از فروكش كردن برف او را دفن كند. كودك پس از مدتي مداوا به وسيله يك كاروان ديگر به مادرش برگردانده مي‌شود. در نهايت رضا به همراه مادر به تهران بازمي‌گردد و در محله سنگلج در كمال فقر و تهيدستي زندگي مي‌كند و بزرگ مي‌شود و به يك نوجوان شرور و سركش تبديل مي‌گردد. براي تهيه نان و گردش زندگي به كارهاي مختلف از جمله شاگردي مغازه آهنگري و كارگري در اصطبل خانه سفارت انگليس گمارده مي‌شود و سرانجام در سن 12 سالگي توسط ابوالحسن خان سرتيپ (صمصام) از بستگان خود وارد فوج سوادكوه (از ابوالجمعي علي‌اصغرخان امين‌السلطان صدراعظم) شده و با درجه تابيني (سربازي) شروع به خدمت مي‌كند. در سال 1313ق پس از قتل ناصرالدين شاه قاجار فوج سوادكوه براي حفاظت از سفارتخانه و مراكز دولتي به تهران فراخوانده مي‌شود. وي در دوران خدمت در قزاقخانه به سرعت رشد نموده و در سال 1318ق، به سرگروهباني محافظين بانك استقراضي روسيه در مشهد و پس از چندي به وكيل‌باشي گروهان شصت تير منصوب مي‌گردد. نام رضا شصت تير با وجود درجه گروهباني در قزاقخانه و در محافل تهران مخصوصاً بين لوطيها معروف مي‌گردد. سپس در سال 1324ق به همراه گروه محافظين عين‌الدوله هنگام تبعيد ، به فريمان اعزام مي‌شود. رضاخان در نزد عين‌الدوله تقرب مي‌يابد و به آموختن درس و خواندن و نوشتن مي‌پردازد. در سال 1288ش، همراه با سواران بختياري و ارامنه براي خواباندن شورشها و قيامهاي محلي به زنجان، اردبيل و... اعزام مي‌شود و در جنگ با قواي ارشدالدوله از خود رشادتها نشان مي‌دهد. سپس با درجه ياوري به فرماندهي دسته تيرانداز و نهايتاً در سال 1297ش به فرماندهي آترياد همدان منصوب مي‌گردد. وي در سال 1299 براي سركوبي قيام ميرزا كوچك خان جنگلي به گيلان اعزام مي‌گردد.


با خروج قواي روسيه از ايران دولت انگليس براي كنترل اوضاع و جامه عمل پوشاندن به مطامع خود اقدام به پي‌ريزي كودتاي نظامي مي‌نمايد و براي اجراي اين طرح هماهنگي‌هاي لازم را ميان ژنرال ادموند آيرونسايد (فرمانده قواي انگليسي در ايران)، اردشير جي (جاسوس دولت انگليس در ايران)، رضاخان فرمانده آترياد (تيپ) همدان و سيدضياءالدين طباطبايي مدير روزنامه رعد ايجاد مي‌كند. در نتيجه مذاكرات و هماهنگي‌هاي به عمل آمده بين سيد ضياء و رضاخان، كودتا در روز سوم اسفند سال 1299ش به وقوع مي‌پيوندد و قواي آترياد همدان بدون كمترين مقاومتي وارد تهران شده و كليه ادارات دولتي و مراكز نظامي را اشغال مي‌كنند و قريب به يكصد تن از رجال، معاريف و روحانيون را بازداشت و زنداني مي‌نمايند. احمدشاه، محمدحسن ميرزا (وليعهد) به كاخ فرح‌آباد مي‌گريزند و فتح‌الله خان سپهدار رشتي (نخست‌وزير) به سفارت انگليس پناهنده مي‌شود. سرانجام رضاخان با صدور فرمان احمدشاه به فرماندهي ديويزيون قزاق و وزارت جنگ و سيدضياءالدين طباطبايي به نخست‌وزيري منصوب مي‌گردد.
 

رضاخان پهلوي نگهبان سفارت هلند در تهران از چپ: رضاخان پهلوي و كنوبل (وزيرمختار هلند در ايران)

 

ياور رضاخان پهلوي محافظ منزل عبدالحسين ميرزا فرمانفرما به همراه عده‌اي ديگر در كرمانشاه (شخصِ غيرنظامي كنارِ رضاخان؛ محمدولي ميرزا فرمانفرمائيان

 

سرهنگ رضاخان پهلوي و جمعي از افسران روسي و ايراني آترياد همدان 1. محمود آيرم 2. عبدالله اميرطهماسبي 3. رضاخان پهلوي

 

رضاخان پهلوي (پشتِ مسلسل) فرمانده يگان مسلسل قزاقخانه در كرمانشاه (1293)

 

رضاخان پهلوي فرمانده تيپ مختلط همدان در ميان عده‌اي از افسران ايراني و روسي قزاقخانه، در روز قبل از كودتا 1. رضاخان پهلوي 2. مرتضي يزدان‌پناه 3. ايرج مطبوعي

 

رضاخان پهلوي سردار سپه و وزير جنگ

 

اردشير جي

 

رضاخان پهلوي در بامداد روز سوم اسفند سال 1299 چند ساعت پس از كودتا، در كنار اتومبيل مصادره شده نصرت‌الدوله فيروز

 

بازديد رضاخان پهلوي وزير جنگ از يك مانور نظامي 1. رضاخان پهلوي 2. محمدصادق كوپال

 

رضاخان پهلوي (وزير جنگ) و دو تن از اعضاي كابينه كودتا از راست: رضاخان پهلوي، عيسي خان فيض و مصطفي عدل (منصورالسلطنه)

 

سيدضياءالدين طباطبايي و رضاخان پهلوي (نخست‌وزير و فرمانده كودتا) و عده‌اي از همكارانش

 

احمدشاه قاجار، رضاخان پهلوي (وزير جنگ) و محمدخان اميرعلايي (آجودان احمدشاه)

 

نايب رضاخان پهلوي و عده‌اي از فرماندهان ارشد قزاقخانه 1. مير پنج حسن خان 2. ميرپنج محمدخان (بعدها مطبوعي) 3. سرهنگ حسين قلي خان بيگدلي 4. نايب رضاخان ۵. ميرپنج اسکندر خان ارمني

به ابد خواهم برد

 

 

من به درماندگی صخره و سنگ

من به آوارگی ابر و نسیم

من به سرگشتگی آهوی دشت

من به تنهایی خود می مانم

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی گیسوان تو به یادم می آید

شعر چشمان تو را می خوانم

چشم تو چشمه شوق

چشم تو ژرف ترین راز وجود برگ بید است که با زمزمه جاریه باد تن به وارستن عمر ابدی می سپرد

تو تماشا کن

که بهاری دیگر

پاورچین پاورچین

از دل تاریکی میگذرد

و تو در خوابی

 پرستو ها خوابند و تو می اندیشی

به بهاری دیگر

به یاری دیگر

اما برای من

نه بهاری

و نه یاری دیگر


- افسوس

من و تو  دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

از سر این بام

این صحرا

این دریا

پر خواهم زد

خواهم مرد

 و غم تو این غم شیرین را

با خود به ابد خواهم برد ...

اخراجی هاي۳ در راه است...

 

dpp_0892.jpg

 dpp_0899.jpg 

dpp_0883.jpg

dpp_0889.jpg 

dpp_0891.jpg

dpp_0901.jpg 

خلیج همیشگی فارس

 

 

ابر خودرو 6 چرخ

شرکت ایتالیایی کووینی، ابر خودوریی را با 6 چرخ و طراحی ویژه به بازار عرضه می‌کند.

به گزارش برنا، ایده اولیه ساخت کووینی C6W از شرکت خودروسازی ایتالیایی کووینی مربوط به 32 سال پیش است. ماشینی استثنائی با 6 چرخ و بدنه‌ای از فایبرگلاس و فیبر کربنی با 434 اسب بخار قدرت و سرعت 300 کیلومتر در ساعت.

 

 

ایده ساخت این خودرو از یک ماشین مسابقه‌ای در 1967 گرفته شده و علاوه بر اینکه احتمال چپ کردن در آن به صفر رسیده، امکان ترمز سریع نیز تقویت شده است. البته این خودرو هنوز به شکل انبوه عرضه نشده و صحبتی از زمان عرضه و قیمت آن در میان نیست.

 
مشخصات:    Covini C6W

8 سیلندر، 6 دنده
ظرفیت موتور: 4 هزار و 200 سی سی
حداکثر سرعت: 185 مایل. 300 کیلومتر در ساعت
ابعاد: 4 متر و 180 سانتی متر طول ـ یک متر و 99 سانتی متر عرض
وزن: یک هزار و 150 کیلوگرم
 

 






















 

از کجا به کجا رسيده ايم...!

چرا ما ايرانيها هميشه بايد حسرت بخوريم؟ چون نادانيم؟ يا ساده ايم؟ يا اينکه بد شانسيم؟ نميدونم شايدم همش يا شايد هيچکدومش ولي اينو ميدونم که از وقتي که چشممو باز کردم توي وطنم همش ناله کردمو ناله شنيدم,یک بار نشده که بتونم با غرور سرمو بالا بگیرم و بگم که ما فلان کار را حالا نه برای دنیا حداقل برای خودمان انجام دادیم ! حرفهای من فقط برای زمان حال نیست بلکه در طول تاریخ این ملت ظلم دیده و زبانش هم باید کم کارترین عضو بدنش میبوده...!

 

شعر زیر از سروده های اشرف الدین حسینی گرگانی شاعر دوره ی مشروطه میباشد که حق مطلب را درباره ی این مرز و بوم ادا میکند...

 « درد ایران بی دواست »

دوش ميگفت اين سخن ديوانه اي بي بازخواست:

درد ايران بي دواست


عاقلی گفتا که از دیوانه بشنو حرف راست

درد ایران بی دواست


مملکت از چارسو در حال بحران و خطر

چون مریض محتضر


با چنین دستور این رنجورمهجور از شفاست

درد ایران بی دواست


پادشه بر ضد ملت، ملت اندر ضد شاه

زین مصیبت آه، آه!


چون حقیقت بنگری هم این خطا هم آن خطاست

دردایران بی دواست


هرکسی با هر کسی خصم است و بدخواه است وضد

گوید او را مســــــتبد


با چنین شکل ای بسا خون ها هدر جان ها هباست

دردایران بی دواست


صوراســــــــــــرافیل زد صبح ســــــــــعادت دردمی
د

ملا نصرالدین رسید


مجلس و حبل المتین سوی عدالت رهنماســـــــــت

درد ایران بی دواست


با وجود این جـــــــــراید خفته ای بیدار نیســـــــــت

یک رگی هشیار نیست


این جراید همچو شـــیپور و نفیر و کــــرناســـــــــت

درد ایران بی دواست


شکر می کردیم جمعی کارها مضبوطه شــــــــــد

 مملکت مشروطه شد


باز می بینیم آن کاسه وآن آش است وماست

دردایران بی دواست


با خرد گفتم که آخر چارهء این درد چیســـت؟

عقل قاطع هم گریست


بعد آه و ناله گفتا: چاره در دست خداســــت!

درد ایران بی دواست


مســـــجد مروی پر از اشـــرار غارتگر شـــده

مدرسه سنگر شده


روح واقف در بهشــت از این مصیبت درعزاست

دردایران بی دواست


اشرفا! هرکــس در این مشروطه جانبازی نمود

رفعت و قدرش فزود


در جزا اســـتبرق جنات عد نش متکّاســــــت

درد ایران بی دواست...!

ستارخان

 

ستارخان سردار ملي (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغي در منطقه قراجه داغ (ارسباران) به دنيا آمد. سوابق زندگي او در دوران كودكي و نوجواني تا درگيريهاي جنبش مشروطه‌ چندان معلوم نيست. از اطلاعات جسته و گريخته‌اي كه از وي به دست آمده، درمي‌يابيم كه او با پدر خود در روستاهاي اطراف ارسباران به شغل پارچه‌فروشي مشغول بوده است.


ستارخان پس از قتل برادرش اسماعيل به دست نيروهاي دولتي به همراه خانواده خود به تبريز مهاجرت كرد و در محله اميرخيز اقامت گزيد و از داش‌ها و لوطيهاي آن محله شد.


وي مدتي جزء سواران حاكم خراسان بود، از آنجا به عتبات عاليات سفر كرد، پس از چندي به تبريز بازگشت و به مباشري املاك محمدتقي صراف مشغول گرديد. سپس به توصيه رضاقلي خان سرتيپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمري) شد و حفاظت راه مرند و خوي به او محول گرديد. چندي بعد مورد توجه مظفرالدين ميرزا (وليعهد) قرار گرفت، ضمن دريافت لقب خاني، از تفنگداران وليعهد در تبريز محسوب گرديد. ستارخان بنابر عادت لوطي‌گري در يكي از درگيريهاي خود با مأمورين محمدعلي ميرزا (وليعهد) در تبريز، مورد تعقيب قرار گرفت، از شهر گريخت و مدتي به راهزني پرداخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدين محل به شهر بازگشت و دلالي اسب را پيشه خود كرد.


در سال 1325ق انجمن ايالتي آذربايجان به واسطه رشادتهاي ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملي و سالار ملي اعطاء نمود.


با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر كشور، مجاهدين و آزاديخواهان آذربايجاني و قفقازي به فرماندهي ستارخان و باقرخان به حمايت از مشروطيت قيام نمودند و در مقابل قواي 35 تا 40 هزار نفري اعزامي از مركز و خوانين محلي به فرماندهي عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله كه براي سركوبي قيام تبريز اعزام شده بودند به شدت مقاومت كردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند. تبريز به مدت 11 ماه توسط قشون دولتي محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگيري به عمل آمد. زندگي بر مردم بسيار سخت و طاقت‌ فرسا گرديد. نهايتاً با وساطت قنسولهاي روس و انگليس و موافقت دولتهاي طرفين عده‌اي از قواي روسيه به تبريز وارد شدند و راه جلفا را براي ورود آذوقه باز كردند. در نتيجه محاصره شهر به پايان رسيد و سربازان دولتي و خوانين محلي مخالف مشروطيت از اطراف تبريز دور شدند. بدين ترتيب نقشي كه ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبريز داشتند به پايان رسيد.


با حضور سربازان روسي در تبريز موقعيت براي ستارخان و باقرخان سخت و خطرناك گرديد. آنها به اتفاق جمعي ديگر از سران آزاديخواه به قنسولگري عثماني پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آيت‌الله محمدكاظم خراساني به همراه جمعي از مجاهدين در روز هشتم ربيع‌الاول 1328ق به تهران مهاجرت كردند. در تهران استقبال شاياني از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شوراي ملي مورد تجليل قرار گرفتند و دو لوح نقره‌اي طلاكوب به ستارخان و باقرخان اهدا گرديد و براي هر كدام ماهيانه مبلغ هزار تومان مقرري از طرف مجلس تعيين شد و در پارك اتابك (محل فعلي سفارت شوروي) اسكان يافتند.


در جريان ترور آيت‌الله سيدعبدالله بهبهاني دولت مشروطه تصميم به خلع سلاح گروههاي مسلح گرفت، ستارخان با اين امر مخالفت نمود و با قواي دولتي به جنگ پرداخت در اين جنگ پاي او تير خورد و تسليم شد و 30 تن از نيروهاي وي كشته و 300 تن اسير شدند.


وي چهار سال پس از اين واقعه در تاريخ 28 ذي الحجه 1332 درگذشت و در باغ طوطي در جوار حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد.

 

ستارخان سردار ملي

 

سلطان ستاري، دختر ستارخان

 

گروهي از مجاهدين مسلح مشروطه‌خواه محله ليل‌آباد تبريز

 

۱. ستارخان، و عده‌اي از مجاهدين مسلح تبريز

 

1. ستارخان 2. باقرخان، و عده اي از مجاهدين مسلح مشروطه خواه در تبريز

 

1. ستارخان 2. باقرخان، و جمعي از مجاهدين مشروطه خواه در تبريز

 

 

ضرغام (از خوانين منطقه آذربايجان) و افراد تحت فرمان وي به هنگام محاصره شهر تبريز در دوره مشروطه

 

شكراله خان شجاع نظام و عده‌اي از خوانين آذربايجان طرفدار محمدعلي شاه

 

باسكرويل (معلم آمريكايي مدرسه جمهوريان پروتستانت) از طرفداران و كشته‌شدگان انقلاب مشروطه در تبريز

 

ستارخان و فرزند خردسال وي يدالله ستاري
"وقتي پاختيانوف، كنسول روس به ستارخان پيشنهاد كرد كه بيرقِ كنسولخانه را به سردرِ خانه اش بزند تا در امانِ دولت روس باشد و از آن گذشته نويدِ سمت قراسوراني آذربايجان را به او داد: ستار جمله اي گفت كه در تاريخ ماند: « ژنرال كنسول، من مي خواهم كه هفت دولت به زير بيرقِ دولت ايران بيايند، من زير بيرقِ بيگانه نرم»."

 

ستارخان و باقرخان به هنگام اقامت در عمارت وزير مخصوص در تهران

 

ورود ستارخان و باقرخان به تهران از دروازه گمرك

شهلا جاهد اعدام شد...!

 او ساعاتي قبل از اعدامش از همه ميخواهد که حلالش کنند! صدايش نمي لرزد و استوار  ميگويد: دفترچه خاطرات ندارم يعني تمام ناتمام داستان خود را با خود خواهم برد...!

   از نخستين دقايق بامداد ديروز خانواده شهلا، همراه تعدادي از هنرمندان سينما و تلويزيون، فعالان حقوق زنان، ده‌ها خبرنگار و عكاس و افرادي كه سال‌ها اخبار پرونده خديجه جاهد - معروف به شهلا - را پيگيري كرده بودند، مقابل در زندان اوين تجمع كرده و در سكوتي وهم‌انگيز و پراضطراب منتظر فرجام اين ماجرا بودند. 
   با آمدن خرمشاهي - وكيل شهلا - خبرنگاران و عكاسان دورش حلقه زده و هر كدام سؤالي مي‌پرسيدند. او نيز در حالي كه اضطراب و نگراني در چهره و صدايش موج مي‌زد، گفت: «فقط اميدوارم اتفاق خوبي بيفتد. البته هنوز هم چند ساعتي وقت باقي مانده، پس تمام تلاشمان را خواهيم كرد تا شايد در آخرين لحظه‌ها رضايت بگيريم!» 
   لحظاتي بعد خودرويي با عبور از پيچ خيابان و گذر از سربالايي منتهي به زندان پشت در آهني توقف كرد. خبرنگاران با ديدن چهره حسن رحيمي - مديركل روابط عمومي و اطلاع‌رساني قوه قضائيه - كه در صندلي جلو نشسته بود، به طرف خودرو هجوم بردند. وي كه انگار از مشاهده اين همه خبرنگار زن و مرد متعجب شده بود، با خنده گفت: «مگر شماها خواب و زندگي نداريد كه نيمه شب آمديد اينجا؟!» 
  وقتي خبرنگاران از علت حضورش پرسيدند، گفت: «به دستور رئيس قوه قضائيه آمده‌ام تا اگر بتوانم كاري انجام دهم و شايد موفق به جلب رضايت اولياي دم شويم!» سپس لحظاتي بعد در آهني كنار رفت و خودرو وارد محوطه زندان شد. 
  دقايقي بعد عصمت‌الله جابري - سرپرست اجراي احكام دادسراي جنايي - به همراه پورمكري - مسئول اجراي حكم - سوار بر خودرو به محاصره خبرنگاران درآمدند، اما بدون پاسخ به هيچ سؤالي و فقط با وعده تلاش براي جلب رضايت اولياي دم وارد زندان شدند. 
  در ميان حاضران، حضور مهناز افضلي - بازيگر و كارگردان سينما - مريلا زارعي و فرشته صدرعرفایي ـ بازيگران سينما ـ كه با چشماني اشكبار كنار خانواده شهلا بودند، جلب توجه مي‌كرد. آنها بارها و بارها سعي كرده بودند تا رضايت خانواده مرحوم لاله سحرخيزان - مقتول - را جلب كنند، حتي براي اين كار به خانه خواهر و مادر لاله در شيراز نيز رفته بودند، اما باز هم نا‌اميد نشده و در آخرين لحظات نيز تا پشت در زندان آمده بودند تا شايد بتوانند براي نجات شهلا كاري انجام دهند. 
  حاضران سرگرم گفت‌و‌گو با يكديگر و خواندن دعا بودند كه ناگهان خانواده شهلا با مشاهده خودروي پژوي سفيد اولياي دم به شيون و زاري پرداختند. 
مادر شهلا كه از شدت ضعف به سختي قدم بر‌مي‌داشت، قرآن به دست خود را جلوي خودروي اولياي دم انداخت. به دنبال او خواهران و برادران شهلا و چند تن از حاضران نيز دور خودرو حلقه زده و همه يك‌صدا فرياد مي‌زدند: «شهلا را به خاطر خدا ببخشيد» و... 
  مادر شهلا در سرماي استخوان‌سوز محله اوين همچنان به خود مي‌لرزيد، اما لحظه‌اي آرام و قرار نداشت. 
é عقربه‌ها ساعت 5 صبح را نشان مي‌داد. حالا ديگر هر لحظه با نزديك شدن به زمان طلوع آفتاب، دلهره حاضران بيشتر مي‌شد. 
  حدود ساعت پنج و نيم صبح آمبولانس پزشكي قانوني به در زندان رسيده بود كه خانواده شهلا بخصوص مادر و خواهرانش با ديدن آمبولانس شيون‌كنان روي زمين افتاده و بشدت بي‌تابي مي‌كردند. انتظار كشنده‌اي بود، همه مي‌خواستند بدانند سرانجام اين پرونده پرهياهو و جنجالي چه خواهد شد.سرانجام ساعت پنج و پنجاه و دو دقيقه خبر رسيد كه «شهلا اعدام شد!» 
  لحظاتي بعد يكي از خبرنگاران با صداي بلند اين خبر را اعلام كرد و خواهر شهلا با شنيدن اين خبر از حال رفته و هياهوي عجيبي در ميان جمعيت به‌پا شد. البته حاضران فرد ديگري را مقصر اصلي اين ماجراي هولناك مي‌دانستند و او را بشدت سرزنش مي‌كردند.

 

عکسهای حامد بهداد

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

EL CLASICO

 

سلام بچه ها دوشنبه شب بازي رئال و بارساست دعا کنيد که تيم محبوب من رئال ببره

حتي اگه بارسلونارو دوست داريد

زنده باد کهکشاني هاي ۲ (viva galaxy2)

قرررررررررربونتون بااااااااااي...!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترم بوقي & ترم آخري...!

 

سال اول پسرها با کيف سامسونت به دانشگاه مي آيند ولي سال آخر با خود هيچ چيز نمي آورند! ( حتي خودشان را!)

- سال اول هميشه براي نشستن در صندلي هاي جلو بين دانشجويان رقابت است ولي سال آخر براي نشستن در صندلي هاي عقب!

 - سال اول پسرها دنبال دخترها ي دانشگاه هستند ولي سال اخر دختر ها دنبال پسرها!

- در سال اول همه گمشده ي خود را فقط در داخل ورودي خود جستجو مي کنند ولي سال اخر همه گم شده ي خود را همه جا جستجو مي کنند به جز ورودي خود!

 - در سال اول پسر ها، دخترهاي ورودي خود را ناموس خود مي دانند ولي در سال آخر طفيلي خود!

 - سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتي از کنار سرويس هاي بهداشتي دانشکده هم عبور نمي کنند ولي در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوي آينه ي همان سرويس مي گذرانند!

 - در سال اول هر پسري که ازدواج کند بقيه پسر ها او را تيز و موفق مي دانند و به حال او غبطه مي خورند ولي در سال اخر هر پسري که ازدواج کند همه او را احمق و بيچاره مي دانند و به حال او گريه مي کنند!

- در سال اول اگر دختري به پيشنهاد ازدواج پسري جواب رد بدهد بقيه دخترها او را تحسين کرده و قهرمان ملي خود تلقي مي کنند ولي در سال آخر اگر پسري پيدا شود که به يک دختر پيشنهاد ازدواج بدهد بقيه دختر ها آن دختر را تحسين کرده و قهرمان ملي تلقي مي کنند!

- سال اول دخترها با چند جزوه و يک کيف کوچک براي مداد و خودکار به دانشگاه مي آيند ولي سال آخر با يک کيف بزرگ محتواي آرايشگاه همراه!

 - در سال اول اگر کسي به کار تحقيقاتي و علمي يا حتي فرهنگي بپردازد يا در انجمن ها ي دانشگاه فعاليت کند همه او را فعال و نمونه مي دانند ولي در سال آخر اگر کسي اين سوسول بازي ها را کند او را احمق و بيکار و علاف مي دانند!

- در سال اول همه (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوي گرفتن نمره ي بيست را از اساتيد دارند ولي در سال اخر همه ي دانشجويان براي نمره ي ده حاضرند به مستخدم دانشکده هم التماس کنند!

- در سال اول همه ضمن خوشحالي از ورود به دانشگاه روياي ادامه ي تحصيل تا مقطع دکترا و چه بسا بالاتر را در سر مي پرورانند ولي در سال آخر همه براي اتمام دوره شان لحظه شماري مي کنند!

- سال اول همه ي دانشجويان اساتيد خود را افرادي نابغه فعال و نمونه مي دانند و آنها را به عنوان الگوي خود قرار مي دهند ولي در سال آخر ، اساتيد خود را افراد معمولي اي که يا شانس داشتند و يا پارتي مي شناسند!

 - سال اول دانشجويان دانشگاه را محيطي مي دانند که در آن مي توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالاي علمي برسند ولي سال آخر متوجه مي شوند همان اندک علمي را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط يک مدرک بي ارزش بدست آوردند......!!!

ازدواج نكنيد اگر..

 (به اميد خوشبختي همه ي جووناي ايروني) 

1) اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید.( تنبلی و بی مسئولیتی)



2) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود( که به نظر شما غیرمنطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید.(عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)



3) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.(عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)



4) اگر تصور می کنید; افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید.(خطای شناختی)



5) اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید.(خطای شناختی)



6) اگر در پی کسب لذت و علائق خود، کارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد.(اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)



7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید.(واکنش دفاعی و خود میان بینی)



8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید.(عدم خودآگاهی)



9) اگر تاکنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتارهای شما ایجاد نشده است.(عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)



10) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده(خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگی تان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد.(مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)



11) اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید(حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیرقابل انعطاف هستید.( عدم انعطاف پذیری لازم)



12) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نمی باشید.(عدم اگاهی اجتماعی)



13) اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می کنید و بیشتر از آنکه سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند.(عدم مدیریت رابطه)



14) اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفا، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید.(هوش هیجانی پائین)



15) اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واکنشی نسبت به دیگران عکس العمل نشان می دهید.(رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)



16) اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آن ها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی هست.(پاسخ اجتنابی به رویدادها)



17) اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی(کسی که یکباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید.(اختلال شخصیت)



18) اگر فکر می کنید، از میان چند میلیارد ساکنین کره زمین، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.(خطای شناختی، عدم کنترل احساس، هوش هیجانی ضعیف)



19) اگر بدون اینکه خود را دقیقا ارزیابی کنید و بشناسید، دنبال همسر مناسب می گردید.( عدم شناخت خود)



20) اگر وضعیت فعلی تان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت، اقدام به ازدواج می کنید.(مشکل در شیوه حل مسئله)

خدا جون دوستت دارم...!

 

سپاس و آفرین آن پادشا را

که گیتى را پدید آورد و مارا

بدو زیباست ملک و پادشایى

که هر گز ناید از ملکش جدایى

خداى پاک و بى همتا و بى یار

هم از اندیشه دور و هم ز دیدار

نه بتواند مرو را چشم دیدن

نه اندیشه درو داند رسیدن

نه نقصانى پذیرد همچو جوهر

نه زان گردد مرو را حال دیگر

نه هست او را عرض با جوهرى یار

که جوهر پس ازو بوده ست ناچار

نشاید وصف او گفتى که چون است

که از تشبیه و از وصف او برون است

به وصفش چند گفتى هم نه زیباست

که چندى را مقادیرست و احصاست

“چطور مي توانيد با روح خود ارتباط برقرار كنيد؟”

 

(حتما حوصله کنید و مطلب رو تا آ خر بخونید)



تمام امراض جسمي از مشكلات روحي سرچشمه مي گيرد " تخليه تنش ها ي روحي و التيام آن ، راهي است جهت رهايي از هرگونه اختلال ارگاني جسمي در بدن واينكه هاله ي انسان
به معناي واقعي بتواند بدون مواجه شدن با مانع و سدي آزادانه به هر طرف حركت كند. در اين جاست كه مي توانيم بگوييم هاله ي خود را بيدار كرده ايم . اين بدان معني است كه : هر چه قدر انرژي معنوي و روحي كه از طريق چاكراي فوقاني سر (در هاله انسان مراكزي براي ورود و خروج انرژي وجود دارد كه چاكرا ناميده مي شود) به ما وارد مي شود بيشتر باشد ، هاله ما پررنگ تر است .
روح در واقع انعكاس يك نيروي ماوراي دنيوي است كه خداوند پس از خلق ، آن را در كالبد جسماني وي در زمين جاي مي دهد . با اتصال به دنياي ماوراء و الهي ، روح ما در حالتي آرام و بدون تنش قرار مي گيرد. شايد اصلا" متوجه اين موضوع به معناي دقيق نشويم ولي مي فهميم كه روح ما در وضعيتي آرام بسر مي برد.
ما همواره بدنبال سلامتي ، موفقيت و شادكامي در دنياي مادي هستيم ، غافل از اينكه ذاتا" خود ما با بي اعتنايي به روح و روان خود ، مانعي هستيم براي نيل به همه ي اهداف فوق . زماني كه به محدوديتهاي دنياي مادي و معايب آن پي ببريم ، ناخودآگاه مجبور به ارتقاء وضعيت روحي خود جهت رسيدن به آرامش وسلامتي كامل مي شويم .در غير اين صورت " بي قراري روحي " ايجاد مي شود.
بسياري از عوامل هستند كه در ايجاد حالت " بي قراري روحي " نقش دارند ودر اين اوضاع است كه ما سعي مي كنيم وضعيت آشفته خود را تغيير و ترميم كنيم ، مثل ؛ ورشكستگي مالي ، از دست دادن نزديكان ، زماني كه به هر دليلي خود را در مقابل يك بحران روحي ناگهاني مي بينيم و يا نزديك به زمان مرگ هستيم ، و يا وقتي كه در برابر اهداف دنيوي ( موفقيتها ، كاميابي و سلامتي ) خود را ناتوان ببينيم. احتمال وقوع اين حالت در مورد افراد حساس و عاطفي بيشتر است.
صرف نظر از عوامل ايجاد اين حالات روحي ، همه ي انسان ها نياز دارند كه با ضمير نا خود آگاه و روح خود ارتباط برقرار كنند تا درجه ي آرامش ايده آل برسند ، در اينجا به راهكارهايي از علم مديتيشن ( روشي از روان درماني ) اشاره شده است كه با تمرين آنها مي توانيد تاحدي به ماهيت روحي خود پي ببريد :
در يك اتاق تاريك بنشينيد ، چشمانتان را ببنديد و بدن خود را كاملا" در حالي راحت قرار دهيد ، هفت بار نفس عميق بكشيد . ( دم عميق و بازدم آهسته ) ، بر تمام بدن خود تسلط داشته باشيد ، به مدت چند ثانيه بروي تمام نقاط پاهاي خود تمركز كنيد و دوباره تنفسي عميق بكشيد و در اين موقع حس مي كنيد كه پاهاي شما وجود خارجي ندارد. حال ، چند ثانيه اي بروي نيم تنه بالايي ، قفس سينه و ناحيه كمر ، تمركز كنيد و دوباره نفسي عميق بكشيد. در مرحله بعد همين كار را در ناحيه سر انجام دهيد . بعد از هر مرحله ، باز هم حس مي كنيد آن عضو از بدن شما وجود خارجي ندارد. با وجود اين حس و انجام تنفس هاي عميق ، نهايتا" شما با خود مي گوييد : "مثل اينكه من جسم ندارم و جدا و بدون آن زنده هستم!" . به مدت 30 ثانيه در همان وضعيت بمانيد .
هالي ارغواني در اطراف خود حدود 6 متر بالاتر از جسم و زمين تجسم كنيد و آهسته بگوييد :" اين جسم معنوي من است كه اجازه داده در مورد همه چيز در زندگيم فكر و تجربه كنم ، ولي اين خود من نيستم ! تصور كنيد كه اين هاله بخار شد و در هوا محو شد ، در اينجاست كه باز هم آهسته مي گوييد : من نه خود جسم مادي هستم و نه احساسات و افكارم ، من به خودي خود و مستقل از همه ي اينها هستم و وجود دارم . براي 30 ثانيه در همان وضعيت بمانيد .
به آرامي با خود بگوييد :" من تنها يك جسم نيستم ، جسمم تنها وسيله اي است براي به حركت درآوردن روح .من افكار و احساساتم نيستم ، آنها تنها حاصل از روح من هستند ، ذهن من ابزاري براي روحم است . من خود روحم هستم !!اين خود من هستم ، من داراي هوش ، استعداد و عشق الهي هستم و مي توانم با خدا ارتباط برقرار كنم . بله من يك روح هستم !!
به مدت 5 دقيقه به همان حال بمانيد و به آرامي از وضعيت خود خارج شويد: آهسته چشمها را باز كنيد ، چند بار نفس عميق بكشيد .
با انجام اين تمرين ، احساس سبكي مي كنيد و به يك آرامش فوق العاده روحي دست مي يابيد . فهميديد كه شما تنها يك كالبد جسمي و يا افكار و احساساتتان نيستيد ، جسم و فكر شما محو شد و خود شما باقي مانديد . اين "شمايي " كه در اين تمرين مديتيشن به آن رسيديد ، روح شما است . هم اكنون ، آرام و سبكتر شده ايد.
اين تمرين را هر روز ، مخصوصا" زماني كه به بحراني روحي دچار مي شويد ،انجام دهيد .
اين تمرين باعث ايجاد آرامش و برانگيخته شدن نيروي عشق الهي در شما مي شود.

“عشقهاي قرن بيست و يك”

 دوباره شب شد و من بيقرارم
كانكت كن زود بيا در انتظارم
بيا من آمدم پاي مسنجر
شدم محسور از آواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم
گلي از گنج هوم پيجت بچينيم
بيا ايكن نماي بي نشانم
كه من جز آدرس ميلت ندارم
بيا فرهاد باز بي تو غش كرد
و حتي هارد ديسكم هم كش كرد
بيا اي عشق دات كام عزيزم
به پاي تو دبليوها بريزم
مرا در انتظار خويش مگذار
و يا ز اندازه آن بيش مگذار
بيا اي حاصل سرچ جهاني
بيا اجرا كن آن فايل نهاني
بيا در دل تو را كم دارم امشب
حدودا'' صد مگي غم دارم امشب
اگر آيي دعايت مينمايم
دعا تا بي نهايت مينمايم
اگر آيي دعاي من همين است
و يا نقل به مضمونش چنين است
مبادا لحظه اي دي سي شوي يار
جداي از آن پي سي شوي يار
مبادا نام ما را پاك سازي
و كاخ آرزو ها را خاك سازي
بمان تا جاودان اندر دل من
بمان تا حل شود هر مشكل من