بيوگرافی استـــاد اکبر گلپايگاني (گلپا)

نام : علي اكبر گلپايگاني
روز تولد : 10 بهمن 1312
محل تولد : محله تکيه زرگرها ی تهران
همسر : گلرخ گلرايلی
فرزندان : ساقي و ساغر گلپايگاني
خواهران و برادران : عباس ، حسن (مدرس آواز و استاد دانشگاه)، محمد (با نام هنری گلريز) که خواننده ميباشند ، محمود (مهندس و مدرس آواز) ، و يک خواهر بنام مريم .
تيم هاي مورد علاقه : رئال مادريد – بارسلونا – بايرن مونيخ – منچستر
فوتباليست مورد علاقه : پله – زيدان – گرد مولر – بكن باوئر
فوتباليست هاي ايراني : همايون بهزادي – علي پروين – مهدوي كيا – كريمي – كعبي
خواننده مورد علاقه : اديب خوانساري
خوانندگان مورد علاقه نسل امروز : شجريان – افتخاري – اصفهاني – مرحوم ايرج بسطامي
فيلم ايراني مورد علاقه : سوته دلان
بازيگران ايراني مورد علاقه : فردين – بهروز وثوق – جمشيد مشايخي – اكبر عبدي – هديه تهراني – نيكي كريمي – خسرو شكيبايي – پرويز پرستويي
كارگردان ايراني مورد علاقه : تهمينه ميلاني
تحصيلات : ديپلم و فارق التحصيل از دانشگاه نقشه برداري دانشگاه افسري و كارشناس بانك مسكن
يك بيت : به خدا قطع كند خصم اگر سر ز تنم به جهاني ندهم ذره خاك وطنم

تحت توجهات پدرش با اصول اول موسيقي تا حدودي آشنا شد ، تا اين که گذرش به منزل (حسن يکرنگي) که مردي پاک طينت و داراي صدايي خوش بود مي افتد او که به خوبي به گوشه ها و رديفهاي موسيقي ايراني وارد بود گلپاي جوان را مورد تشويق قرار مي دهد . مدت زيادي از آمد و شد نمي گذارد که او يک شب با استاد ((نور علي برومند)) در آن منزل آشنا مي شود ... استاد (( نور علي برومند)) از صداي او خيلي خو شش مي آيد و تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار ميدهد. تا اين که ((داوود پير نيا)) مبتکر برنامه گلهاي جاويدان براي شرکت در برنامه گلها از وي دعوت مي کند ... اكبرجوان و با استعداد به زودى خواننده اصلى اركستر گل ها و گل هاى جاويدان شد .... و شد گلپا . گلپا آواز را هم طورى خواند كه ورد زبان ها شد و بعد از اين دوره موفق به ترانه خوانى روى آورد و از آنجا كه از ريشه محكمى برخوردار بود بسيارى از آثارش خيلى سريع مشهور شد .
گلپا از محضر استاداني نظير : ((حاج آقا محمد ايراني)) ، ((اديب خوانساري)) و صفحات ((طاهر زاده)) بهره مي گيرد ولي به هيچ وجه کوششي به عمل نمي آورد که از آنها تقليد نمايد.
گلپا در سال 1956 ميلادي ( 1334-35 ش ) به همراه ((علي اصغر بهاري استاد کمانچه)) و (( نورعلي برومند رديف دان و استاد تار )) در سازمان بين المللي ((يونسکو)) دو تصنيف يکي در دسگاه سه گاه و ديگري در مايه اصفهان با اشعار سعدي و حافظ اجرا نمود و بدين ترتيب مي توان گفت گلپايگاني و برومند و بهاري از پيشروان معرفي آواز و موسيقي ايراني در سطح جهان هستند .
سال 1961 ميلادي بنا به دعوت دانشکده "ميوزيک بيلدينگ" يو.اس.ال.ا کاليفرنيا با استاد ((فرهنگ شريف)) و توني که از استاد تار مي باشد 18 جلسه تدريس کرد و اولين ايراني است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دريافت دکتراي افتخاري در رشته آواز از دانشگاه کلمبياي آمريکا شده است.
چند سال پيش در منزل ((عبدالرزاق وحدت)) مراسمي براي بزرگداشت از استاد گلپايگاني برگزار شد . در اين بزرگداشت خودماني اساتيدي مثل ((فرهاد فخرالديني)) و ((استاد جليل شهناز)) و ((مرحوم استاد علي تجويدي)) و ((استاد اسدالله ملک)) و ((استاد محمد رضا شجريان)) و همچنين همايون خرم و ميلاد کيايي و بيژن ترقي و فريدون حافظي و ..... حضور داشتند . اين بزرگداشت به همت هنرمندان و به پاس قدرداني چند دهه فعاليت ارزشمند استاد گلپا در عرصه آواز ايران ترتيب داده شده بود .

اکبر گلپایگانی( مرد حنجره طلايي ) بدون کوچکترین تردید یا شک و شبهه ای برترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی در طول تاریخ این سرزمین و در مدت قریب به یک صد سال از شکل گیری آن در قالب نوین به شمار می رود .
استاد گلپا مبدع و مروج شیوه جدیدی از تصنیف خوانی در قالب های اصیل به شمار می رود که در آن پیش از او هیچ خواننده دیگری تا آن اندازه در ژرفای ترکیبات الحان، ملودی ها، و سازها غور و تفحص نکرده بود . ایشان در تمام ادوار خوانندگی خود تنها حول و حوش 50 ترانه خوانده اند که الحق والانصاف اغلب در نوع خود بی بدیلند . وسواس خاص استاد در گزینش اشعار، سازها، و ملودی ها وجه فراق و تمایز ایشان از سایرین است .
با مطرح شدن نام اکبر گلپایگانی و اوج گیری این بزرگمرد آواز ایرانی، تقریبا همگی آوازخوانان معروف و مردمی کنار زده شدند و برای مردم و صاحبان فن و ذوق تنها چهار نام دیگر بازتابی سنگین و قابل اعتنا و قابل قیاس با گلپا داشتند : مرضیه، بنان، ایرج، و شجریان. این درست که استادانی چون محمودی خوانساری و قوامی و حتی عبدالوهاب شهیدی و نادر گلچین و سایرین نیز عرصه پهناوری از بی کرانه موسیقی ایرانی را تصرف کرده بودند، لیکن به واسطه امکانات محدودتر در ضبط صدا و ترانه، کم کاری، و دوری گزینی از هیاهوی عصر، و عوامل دیگر، نتوانستند پا به پای این چهار استاد گام بردارند . البته نام بانو دلکش نیز نمی تواند از اذهان زدوده شود ، اما ایشان در مبحث آواز دستگاهی همانند مرضیه کمتر وارد شده اند .
برای این بزرگمرد آواز ایرانی عمری مستدام و طولانی آرزومندیم و امیدواریم اکنون که گلو و حنجره مرمرین ایشان از قید ( پلمپ بیست و پنج ساله ) آزاد شده ، بیست و پنج سال دیگر بخوانند و با به فراموشی سپردن آنچه در این مدت گذشت ، از زنگار غم و اندوه رهایی یافته و نسیم شور وشادی و امید را در قلب جوانان این سرزمین به وزیدن وا دارند ، جواناني که به نسل کنونی تعلق دارند و تنها نامی از ایشان و استادان دیگر
شنیده اند .
خوبم ، باور کنید ، زخم ها خورده ام ، غصه ها خورده ام ، نبودن ها را شمرده ام ، این روزها میگذرد ، خالی ام ، خالی از خشم ، آرامش ، نفرت ، و حتی عشق ، خالی از شادی ، خوبم ، اینبار تو هم باور کن...