هفتم آبان، سالروز بزرگداشت کورش بزرگ خجسته باد

این روز را ایرانیان (مردم) برای بزرگداشت شخصیت بزرگ تاریخی ایران که در سراسر جهان از او به نیکی یاد میشود، برگزیدهاند. به یاد داشته باشیم بزرگداشت کورش نیازی به این ندارد که 7 آبان را به زادروز او یا فتح بابل یا روز جهانی پیوند دهیم. جایگاه کورش به اندازهای در تاریخ جهان والا است که نیازی به این کارها نیست. همین که مردم ایران چند سالی است تصمیم به برگزاری چنین روزی کردهاند بس است!
کورش بزرگ (دوم) هخامنشی از سوی مادر ماد و از سوی پدر پارسی بود و به گونهای با دارا بودن چنین شجره نامهای و البته بهره گیری از بزرگان قوم ماد در دستگاه اداری و جنگی خود، از سوی همگی اقوام ایرانی، به خوبی پذیرفته شده بود.

میتوان آغاز یکپارچگی ایران را پس از به روی کار آمدن کورش دوم هخامنشی دانست. زیرا از آن زمان بود که تیرههای ایرانی پراکنده توانستند زیر یک پرچم یگانه با نام ایران گرد هم آیند.
کوروش را میتوان بهراستی نخستین و بزرگترین آشتیخواه جهان خواند. چرا که تا آن زمان در هیچ جای جهان چنین اندیشه ی بشر دوستانه ای وجود نداشت. (بازتاب یافته در منشور کورش)
در آن دوران بر پایه ی منابع دردست، زمانی که یک نیروی توانمند بر تیره ی دیگر پیروز و چیره میگشت, این را برای خود یک حق همیشگی میدانست که شکست خوردگان و مردم زیر دست را به بردهگی بکشند و روستاها و شهرهای آنها را ویران کنند. این حق را برای خود در نظر داشتند که مردم زیر دست باید دین ملت پیروز را بپذیرند. در اینجا بود که پادشاهان پیرزو خدایان و نمادهای مورد احترام ملت شکست خورده را یا از بین برده یا اینکه آنها را برای هدیه دادن و گاه نظارت خدای خود بر خدای ملت شکست خورده! به نیایشگاههای ویژهی خود میبردند. از این جمله میتوان به مردوک اشاره کرد که در زمان کورش بدست پادشاه بابل از ایلام به بابل آورده شده بود و به اصطلاح اسیر بود.
کورش بزرگ از هر نظر که بنگریم شماری از ویژگیها را داشت که انسان میانگارد هیچ کس دیگری جز او نمیتواند بزرگترین شخص تاریخی جهان باشد. او هم از سوی خاندان پدری و هم خاندان مادری از چندین نسل پیش از خود شاهزاده بهشمار میآید.
بدین گونه:
خاندان پدری:هخامنش > چیش پیش > کورش > کامبوجیه > کورش بزرگ
خاندان مادری:فره ورتیش > خشتریته > هوخشتره > آشتیاگ > ماندانا > کورش بزرگ
همان گونه که دیدیم یکی دیگر از ویژگیهای منحصر به فرد کورش بزرگ این است که او از دو سو بزرگزاده بوده و پدران او هم از سوی مادر و هم از سوی پدر، بر دو تیرهی بزرگ آریایی یعنی مادها و پارسها فرمانروایی میکردند و هم خون مادی را در رگهایش جریان داشت و هم خون پارسی. شاید این نیاز هزاران سال بود که احساس میشد برای یکپارچه شدن دو تیرهی بزرگ آریایی که سالها به یک یکپارچگی همیشگی نرسیده بودند. اما در این میان با بر روی کار آمدن چنین فرزندی دیگر هم مادها و هم پارسیان هیچ یک نمیتوانستند که با فرمانروایی کوروش مخالفت کنند و به گونهای سرشتین او را همراهی میکردند, چرا که فرمانروایی هخامنشی را یک فرمانروایی یکپارچه و تقسیم شده میان خود میدانستند.
خوبم ، باور کنید ، زخم ها خورده ام ، غصه ها خورده ام ، نبودن ها را شمرده ام ، این روزها میگذرد ، خالی ام ، خالی از خشم ، آرامش ، نفرت ، و حتی عشق ، خالی از شادی ، خوبم ، اینبار تو هم باور کن...