
باهم بودنمان نعمتی بود
برای قلب هایمان...
چشـم هایمـان...
لـب هایمـان...
و حتی کـفـش هایمـان...
برق شــــادی نوتر نشانشان میداد...
باهم قدم برمیداشتند...گام به گام...با عشق
اما این شــــادی دیری نپایید...کفش هایم دلتنگِ کفش هایت است...
مــن که جــای خــود دارم...!
92.11.24 ؛ 18:10
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18:32 توسط محمد
خوبم ، باور کنید ، زخم ها خورده ام ، غصه ها خورده ام ، نبودن ها را شمرده ام ، این روزها میگذرد ، خالی ام ، خالی از خشم ، آرامش ، نفرت ، و حتی عشق ، خالی از شادی ، خوبم ، اینبار تو هم باور کن...