نگارههای شاهنامه در یک نمایشگاه

موزه فیتزویلیام در کمبریج به مناسبت هزارمین سال تصنیف شاهنامه فردوسی، نمایشگاهی از نگارههای مبتنی بر این اثر بزرگ برگزار کرده است.
شاهنامه تا روزگار ما منبع الهام مهمی برای هنرمندان بوده است. هزاران طراح و نقاش و خوشنویس بر پایه داستانهای شاهنامه اثر خلق کردهاند.
حکیم ابوالقاسم فردوسی با بیانی رسا و زبانی استوار همراه با کوشش و جوششی بیمانند، سالیانی دراز از زندگی خود را به سرودن شاهنامه گذراند.
او حدود سال ۳۷۰ هجری در سن چهل سالگی تدوین شاهنامه را شروع کرد و آن را حوالی سال ۴۰۰ به پایان رساند.
این منظومه سترگ با حدود ۶۰ هزار بیت به درستی "حماسه ملی ایران" دانسته میشود. در روزگاری که ملیت ایرانی پایمال و منکوب شده بود، فردوسی آگاهانه هدف احیای غرور ملی ایرانیان را دنبال میکرد.
سند هویت ایرانی
شاهنامه به زبانی فاخر و استوار، در عین حال شیوا و روان سروده شده است، به گونهای که پس از گذشت هزار سال همچنان برای ایرانیان امروز مانند نیاکان آنها قابل فهم است.
شاهنامه در طول سدهها به ضمیر ایرانیان راه یافته، به آگاهی ملی آنان قوام و انسجام بخشیده است. صدها خنیاگر و گوینده و نقال و قوال گمنام در گسترش شاهنامه و پراکندن پیام آن نقش داشتهاند.
هدف فردوسی آن بود که نشان دهد اقوام ایرانی، مردمی بی نام و نشان نیستند، بلکه به گذشتهای پرشکوه و فرهنگی گرانبها پشت دارند.
متن شاهنامه در سه بخش تدوین شده که کمابیش از هم قابل تفکیک هستند: افسانهای، پهلوانی و تاریخی.
دوره افسانهای عهد کیومرث و هوشنگ و تهمورث و جمشید و ضحاک را تا ظهور فریدون در بر میگیرد. در این بخش پیدایش تمدن ایرانی با بینشی اسطورهای گزارش شده است.
دوره پهلوانی با قیام کاوه شروع میشود. این نماینده مردم ستمدیده و دادخواه بر حکومت ضحاک ماردوش می شورد و فریدون را به تخت سلطنت میرساند.
بخش پهلوانی قسمت اصلی حماسه ملی است، که زیباترین و هیجانانگیزترین داستانهای شاهنامه را در بر دارد، با جنگهای پرماجرای ایران و توران، و پهلوانانی مانند سام و زال و رستم و اسفندیار و گودرز و بیژن و گردآفرید و سهراب و... این دوره با قتل رستم دستان و سلطنت بهمن پسر اسفندیار به پایان میرسد.
دوره تاریخی، سرگذشت سلسلههای ایران باستان و فرمانروایان تاریخی مانند دارا و اسکندر را تا اشکانیان و ساسانیان پی میگیرد و با حمله اعراب و ورود اسلام به ایران پایان مییابد.
در بخش پایانی شاهنامه افسوس فردوسی از فروپاشی پادشاهی ایران و سقوط کشور به دست اعراب مسلمان آشکار است.
احیای زبان فارسی

مردم ایران نه تنها از ارزش معنوی شاهنامه بلکه از نقش آن در زنده کردن زبان فارسی آگاه هستند. با این اثر بزرگ بود که زبان فارسی توانست در برابر یورش دو زبان بیگانه یعنی تازی و ترکی پایداری کند.
فردوسی از کار بزرگی که به انجام رساند، نیک آگاه بود و چند جای شاهنامه به نقش آن در احیای زبان فارسی تفاخر کرده است:
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی...
یا: پى افكندم از نظم كاخی بلند
كه از باد و باران نيابد گزند
از آن پس نميرم كه من زندهام
كه تخم سخن را پراكندهام
هر آنكس كه دارد هش و راى و دين
پس از مرگ بر من كند آفرين
پشت کردن به دربار
فردوسی در آغاز سرودن شاهنامه از زمرۀ مالکانی بود که "دهقان" خوانده میشدند و مال و دارایی کافی داشتند. اما او به خاطر اشتغال پیوسته به سرودن شاهنامه از رسیدگی به ملک و مال خود باز مانده و در نتیجه به تنگروزی افتاده بود. خود در چند بیت از تنگنای مالی چنین یاد کرده است:
الا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند؟
چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری درم خوار بگذاشتی
نماندم نمکسود و گندم، نه جو
نه چیزی پدید است تا جو درو...

زمانی که از تهیدستی به ستوه آمده بود بر آن شد که شاهنامه را به سلطان محمود غزنوی پیشکش کند، تا شاید مانند بسیاری از گویندگان دیگر از "لطف شاهانه" به مال و مکنتی برسد.
اما سلطان محمود به فردوسی و شاهکار او توجه نشان نداد. پژوهشگران در بی اعتنایی "پادشاه غازی" دو دلیل برشمردهاند: یکی تعصب محمود در تسنن بود و حال آن که فردوسی شیعه بود. و دیگر آن که آن همه ستایش از بزرگان ایران بر سلطان ترک گران آمده بود.
فردوسی خود در این باره به محمود چنین طعنه زده است:
چو اندر تبارش بزرگی نبود
نیارست نام بزرگان شنود
چارلز ملویل، استاد تاریخ ایران در دانشگاه کمبریج عقیده دارد: «فردوسی شاعری مداح و درباری نبود. افزون بر این او گاهی نسبت به آیین زرتشت، دین کهن ایرانیان ارادت نشان میدهد، به همین دلیل مراجع دینی نیز با او میانهای نداشتند.»
فردوسی نه حمایت درباریان را به دست آورد و نه تائيد ارباب شریعت را؛ اما در عوض کتاب او در دل ایرانیان راه یافت و نسلهای پیاپی شاهنامه را چونان شناسنامه و سند هویت ملی خود قبول کردند.
نگارههای شاهنامه
داستانهای شاهنامه از منابع اصلی نگارگری ایرانی و مکتبهای گوناگون مینیاتور بوده است.
نگارههایی که برای تزیین شاهنامه به کار رفتهاند، صحنههای حماسی یا تغزلی (رزمی و بزمی) را ترسیم میکنند.
هنرمندان ایران بیشتر برگهای کتاب را به جای بوم و سطح دیوار به کار بردهاند.
هرچند هنر نگارگری ایرانی با رویکرد تزیین و مصورسازی به متن ادبی وابسته مینماید، اما امروزه به عنوان هنری اصیل و مستقل نیز شناخته شده است.
نمایشگاه کمبریج از چند مجموعه بزرگ موجود در بریتانیا فراهم آمده است. برخی از کارها در روزگاری تازهتر به سفارش شاهان هند پدید آمدهاند.
این آثار در طول حدود شش قرن پس از خلق شاهنامه آفریده شدهاند و گفته میشود که برای درک تابلوها و لذت بردن از آنها آشنایی با فردوسی و شاهکار او ضرورت ندارد.
در نمایشگاه تازه بیش از صد نگاره عرضه شده که از نظر تازگی ترکیبها و درخشش رنگها کمنظیر هستند.
نمایشگاه "نگارههایی از حماسه شاهنامه" در موزه فیتزویلیام در کمبریج تا ۹ ژانویه ۲۰۱۱ دایر است.
خوبم ، باور کنید ، زخم ها خورده ام ، غصه ها خورده ام ، نبودن ها را شمرده ام ، این روزها میگذرد ، خالی ام ، خالی از خشم ، آرامش ، نفرت ، و حتی عشق ، خالی از شادی ، خوبم ، اینبار تو هم باور کن...