خدا جون دوستت دارم...!
سپاس و آفرین آن پادشا را
که گیتى را پدید آورد و مارا
بدو زیباست ملک و پادشایى
که هر گز ناید از ملکش جدایى
خداى پاک و بى همتا و بى یار
هم از اندیشه دور و هم ز دیدار
نه بتواند مرو را چشم دیدن
نه اندیشه درو داند رسیدن
نه نقصانى پذیرد همچو جوهر
نه زان گردد مرو را حال دیگر
نه هست او را عرض با جوهرى یار
که جوهر پس ازو بوده ست ناچار
نشاید وصف او گفتى که چون است
که از تشبیه و از وصف او برون است
به وصفش چند گفتى هم نه زیباست
که چندى را مقادیرست و احصاست
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸۹ ساعت 11:51 توسط محمد
|
خوبم ، باور کنید ، زخم ها خورده ام ، غصه ها خورده ام ، نبودن ها را شمرده ام ، این روزها میگذرد ، خالی ام ، خالی از خشم ، آرامش ، نفرت ، و حتی عشق ، خالی از شادی ، خوبم ، اینبار تو هم باور کن...