هفتم آبان ماه زادروز پـادشـاه ایــران,کـوروش کبـیـر بـر پــارسیـان گـرامـی بـاد


” آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌هاي مرا با شادماني پذيرفتند … مَردوك (خداي بابلي) دل‌هاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامي وارد بابل شد … نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. من براي صلح كوشيدم. برده‌داري را برانداختم. به بد‌بختي‌هاي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم هيچ‌كس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند. خداي بزرگ از من خرسند شد … فرمان دادم … تمام نيايشگاه‌هايي را كه بسته شده بود، بگشايند. . . اهالي اين محل‌ها را گرد آوردم و خانه‌هاي آنان را كه خراب كرده بودند، از نو ساختم. صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم. “


اين سخنان پادشاه پيروز و فاتح شهر بابل از آن رو اهميت دارد كه بدانيم در كتيبه‌هاي بازمانده از ديگر پادشان بزرگ و قدرتمند گذشته همچون ” آشور نصيرپال” (884 پ‌م. )، “سِـناخِـريب” (689 پ‌م)، ” آشور بانيپال” (645 پ‌م. ) پادشاهان آشور و “نبوكد نَصَر دوم” پادشـاه بـابل (565 پ‌م. ) چنان پيروزمندانه از غارت و جنايت بر عليه مردم سرزمين‌هاي مغلوب سخن رانده شده كه مو بر تن هر جنبنده‌اي راست مي‌كند.

پس از ترجمه و انتشار فرمان كوروش بزرگ شهرت اين استوانه گلي و متن بشردوستانه حك شده بر آن با عناوين “منشور آزادي” و “نخستين منشور جهاني حقوق بشر” شهرتي عالمگير يافت.



کوروش سیروس در انگلیسی- cyrus the great - و کوروس در یونانی، یکی از چهره های برجسته تاریخ شناخته شده است.

ایرانیان او را پدر، یونانیان او را قانونگذار و یهودیان اورا مسیح نجات دهنده، می نامیدند.

تو ای کوروش، ای نیک آموزگار پیام آور پاک پروردگار

ستایش کنم خاک پای تو را نشستنگه جان فزای تو را

هم آرامگاهت که اندرجهان بر او سوده سر خسروان و مهان

مادر کوروش ماندانا دختر آ‍‍‍ژی دهاک پادشاه مادر و پدرش کمبوجیه اصیل زاده ای پارسی بود. پس از بزرگ شدن بر اژی دهاک که بر مردمان ستم میکرد ودستور قتل کوروش را داده بود، پیروز شد و بدون خونریزی سرزمین ماد را تسخیر کرد. کوروش مردی دانا و بزرگ منش ودر کشورداری فردی با درایت کامل بود.

کوروش یهودیان را از اسارت بیرون و به دستور او ساخت معبد مقدس آنها آغاز شد که یهودیان این کار ار معجزه ای از طرف خدا می دانند. کوروش کبیربنیاد شاهنشاهی عظیمی را گذاشت که از دریای مدیترانه درغرب تا رود سند در شرق و از دریای سیاه در شمال تا به صحرای عربستان در جنوب بود. کوروش در سال پانصد و سی پ.م. در جنگی که در شمال شرقی شاهنشاهی اش داشت جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر پاک کوروش کبیر را به پاسارگاد، به آرامگاهی که از یک اطاقک و شش پله درست شده بود بردند. پیکر او در یک تابوتی از سنگ آهک قرار دادند. بر روی آرامگاه او چنین نوشته شده است: ای انسان، بدان که هر که هستی و از هر کجا که بیایی، من کوروشم، کسی هستم که شاهنشاهی را برای ایرانیان و این دولت بی کران را بنیان نهادم. پس هیچ وقت به این آرامگاه و این خاکی که مرا پوشانده است رشک مبر (قابل توجه کسانی که طرح سد سیوند را زدند).


در این پارسگرد و در این مهد پاک                بریزم همی اشک بر روی خاک
 
تو ای دادگر شاه پوزش پذیر                        به بینادلی دست ما را بگیر
 
همه تارو پودم پر از مهر توست                   جهان را نیازی بدان چهرتوست



کوروش کبیر در قرآن مجید با نام ذوالقرنین یاد شده است که در مورد اثبات این قضیه و توضیح آن در آینده نزدیک حتما برایتان خواهم نوشت.

تویی فره فر شاهنشهان که پاکیزه جانی و روشن روان

کوروش کبیر نه تنها به مردمان کاری نداشت بلکه حتا به دین و آیین آنها احترام میگذاشت و با اینکه یکتاپرست و زرتشتی بود خدایان دیگر جاها را از جمله مردوک خدای بابل را گرامی میداشت. کوروش در همه جا از خود سخاوت نشان میداد.

گزنفون درباره ای او نوشته: " هنوز هم زیبایی خارقالعاده نیکوکاری و بخشش بی کران، دانش دوستی بی حد و آمال بلند کوروش، موضوع داستانها و ترانه های مردمان است و هرکسی آرزو دارد در شاهنشاهی او زندگی میکرد.

پندارنیک، گفتار نیک، کردار نیک کوروش در تمامی دوران ستودنیست. در این سال که سد سیوند آبگیری شد بیایید کوروش را گرامی تر داریم و قدر دان آموخته هایش به جهانیان باشیم. هرچند که ایران در روز بزرگداشتش خاموش نشسته. در دلهایتان یاد آن استوره ی انسانی را زنده نگه دارید. باشد که کوروش در اذهان و دلهای ما ایرانیان تابنده و جاودان بماند. کوروش کبیر از افتخارات ما ایرانیان بوده و هست و دیگر چنین افتخاری جهانی نصیبتان نخواهد شد زین رو این روز را خجسته دارید...

سخنانی از کوروش کبیر:

همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند.


فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند
تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود


منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد...، شاه چهار گوشه ی جهان


ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد


من برای صلح کوشیدم


من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم.


فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند


فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند

یکی از زیبا ترین و پر معنا ترین شعرهای فریدون مشیری, یادش زنده باد...



از دل و ديده ، گرامی تر هم
 
آيا هست ؟
 
- دست ،
 
آری ، ز دل و ديده گرامی تر :
 
دست !
 
زين همه گوهر پيدا و نهان در تن و جان ،

بی گمان دست گرانقدرتر است .

هر چه حاصل كنی از دنيا ،

دستاورد است !

هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمين ،

دست دارد همه را زير نگين !

سلطنت را كه شنيده ست چنين ؟!

شرف دست همين بس كه نوشتن با اوست !

خوشترين مايه دلبستگي من با اوست .

در فروبسته ترين دشواری ،

در گرانبارترين نوميدی ،

بارها بر سرخود ، بانگ زدم :

- هيچت ار نيست مخور خون جگر ،

دست كه هست !

بيستون را ياد آر ،

دست هايت را بسپار به كار ،

كوه را چون پَر كاه از سر راهت بردار !

وه چه نيروی شگفت انگيزي است ،

دست هايی كه به هم پيوسته است !

به يقين ، هر كه به هر جای ، در آيد از پاي

دست هايش بسته است !

دست در دست كسی ،

يعنی : پيوند دو جان !

دست در دست كسی

يعنی : پيمان دو عشق !

دست در دست كسی داری اگر ،

دانی ، دست ،

چه سخن ها كه بيان می كند از دوست به دوست ؛

لحظه ای چند كه از دست طبيب ،

گرمی مهر به پيشانی بيمار رسد ؛

نوشداروی شفا بخش تر از داروی اوست !

چون به رقص آيی و سرمست برافشاني دستٰ  

پرچم شادی و شوق است كه افراشته ای !

لشكر غم خورد از پرچم دست تو شكست !

دست ، گنجينه مهر و هنر است :

خواه بر پرده ساز ،

خواه در گردن دوست ،

خواه بر چهره نقش ،

خواه بر دنده چرخ ،

خواه بر دسته داس ،

خواه در ياري نابينايی ،

خواه در ساختن فردايی !

آنچه آتش به دلم مي زند ، اينك ، هر دم

سرنوشت بشرست ،

داده با تلخی غم های دگر دست به هم !

بار اين درد و دريغ است كه ما

تيرهامان به هدف نيك رسيده است ، ولی

دست هامان ، نرسيده است به هم !


فريدون مشيري

نگاهی به طراحی جدید فرودگاه بین المللی کویت


طراحی جاه طلبانه، فضای داخلی رویایی و یا محیطی هیجان انگیز. این ها واکنش ها و القابی است که در چند روز گذشته توسط علامندان به دنیای طراحی و معماری، به پروژه جدید دفتر طراحی فاستر و همکاران داده شده است.

البته مانند هر پروژه ی دیگری مخالفانی هم وجود دارند، اما این طور که پیداست همکاری وزارت کار عمومی کویت با نورمن فاستر در قدم اول بسیاری از نگاه ها را به سوی خود معطوف کرده.
ابعاد ترمینال ها حکایت از بلند پروازی تیم طراحی دارد. طول هر کدام از بال های این ساختمان سه پره 1200 متر یا 1.2 کیلومتر است. وقتی به داخل ترمینال وارد شوید ارتفاع سقف در بلندترین نقطه به 25 متر می رسد. سقفی که با ستون های بتونی برافراشته شده و در بعضی از قسمت ها با سایبان هایی از مواد جدید می تواند نور طبیعی روز را به صورت غیر مستقیم به داخل هدایت کند.

حجم جامد ستون های بتونی و حرکت های مواج روی سقف در کنار طراحی قسمت هایی که با این سایبان ها پوشیده شده، الهام بخش نوعی قایق سنتی کویتی به نام «داو» است. نکته ای که شاید در تلطیف هر چه بیشتر این فضای داخلی که در یکی از گرم ترین نقاط قابل سکونت کره زمین واقع شده، موثر است.
اما طراحی این فضای بسیار بزرگ برای این کشور بسیار کوچک برای چه هدفی صورت گرفته؟ موژان مجیدی مدیر اجرایی دفتر طراحی فاستر و همکاران "مقیاس طراحی این فرودگاه را نشان دهنده نگرش و دیدگاه آینده نگر برای سرمایه گذاری در زیرساخت ها و طراحی جاه طلبانه فضاها را به همان اندازه موثر و گیرا می داند."

این فرودگاه به طور سالیانه ظرفیت پذیرش 13 تا 25 میلیون مسافر را داراست اما نقشه های طراحی شده این امکان را می دهند تا با طرح های توسعه، این پروژه در آینده توانایی میزبانی 50 میلیون مسافر در سال را داشته باشد. نکته ای که می تواند مقصد بسیاری از مسافران را تغییر دهد و یا محلی برای تجدید قوای خطوط هوایی و مسافران آن ها باشد.

انشــا درباره حیـوانــات!


انشا دانش آموز كلاس چهارم دبستان درباره ي حيوانات


ما حيوانات را خيلي‌ دوست داريم، بابايمان هم همينطور. ما هر روز در مورد
حيوانات حرف مي‌زنيم ، بابايمان هم همينطور. بابايمان هميشه وقتي‌ با ما
حرف مي زند از حيوانات هم ياد مي‌کند، مثلا امروز بابايمان دوبار به ما
گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداري که نشستي پاي تلوزيون؟ و هر وقت ما پول ميخواهيم مي گويد؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟

چند روز پيش وقتي‌ ما با مامانمان و بابايمان مي رفتيم خونه عمه زهرا يک

تاکسي داشت مي زد به پيکان بابايمان. بابايمان هم که آن روي سگش آمده بودبالا به آقاهه گفت؛ مگه کوري گوساله؟ آقاهه هم گفت؛

کور باباته يابو،

پياده مي شم همچين مي زنمت که به خر بگي‌ زن دايي، بابايمان هم گفت: برو بينيم بابا جوجه و عين قرقي پريد پايين ولي‌ آقاهه از بابايمان خيلي‌
گنده تر بود و بابايمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابايمان
گفت؛ مگه کرم داري آخه؟ خرس گنده مجبوري عين خروس جنگي بپري به مردم؟

ما نتيجه مي گيريم که خيلي‌ خوب شد که ما در ايران به دنيا آمديم تا
بتونيم هر روز از اسم حيوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنيم
و درموردشان حرف بزنيم و و نمي دانيم اگر در ايران به دنيا نيامده بوديم چه کاری بايد مي کرديم....

بیوگرافی بــانــو حـمیــرا


نام اصلی: پروانه امیرافشاری
ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در… شهر تهران می‌‌باشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح انگیز، بنان، ملوک ضرابی و … بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد.
در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است.
وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانه‌ای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا می‌‌کند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند.
صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجره‌ای به باغ گل و … اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.
شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

27شهریور سالگرد وفـات استــاد شــهریـــار


سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است


زندگی

شهریار به سال  ۱۲۸۵ در روستای خشکناب آذربایجان متولد شد.دوران طفولیت خود را در روستای مادری قایش قورشاق و روستای پدری خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران سپری نمود . پدرش حاج میر آقا خشکنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت و به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه تبریز وی را يکی از پاسداران شعر و ادب ميهن خواند و عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبيات تبريز را نیز به وی اعطا نمود.

شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرا در تبریز دفن شد. شهریار دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.


عشق و شعر

شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد.پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا
...

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می شود به صورت جدی به شعر روی می آورد و منظومه های زیادی را می سراید. وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذری، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهمترین آثار ادبی ترکی آذری شناخته می‌شود.


شعرها و کتاب ها

حیدر بابایه سلام، شعر ترکی

کلیات محمد حسین شهریار، مجموعه اشعار به زبان فارسی



عید خون
نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند
تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند
لاله از خاک جوانان می‌دمد بر دشت و هامون
یا درفش سرخ بر سر، انقلابیون گرفتند
خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند
زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند
با دمی پنهان چو اخگر عشق را کانون بیفروز
کوره افروزان غیرت کام از این کانون گرفتند
خوف کابوس سیاست جرم خواب غفلت ما
سخت ما را در خمار الکل و افیون گرفتند
کار با افسانه نبود رشته‌ی تدبیر می‌تاب
آری ارباب غرائم مار با افسون گرفتند
خاک لیلای وطن را جان شیرین بر سر افشان
خسروان عشق درس عبرت از مجنون گرفتند
شهریارا تا محیط خود تنزل کن بیندیش
کاین قبا بر قامت طبع تو ناموزون گرفتند


بزرگانمون رو از یاد نبریم...

روحش شـــاد


امروز 11سپتامبر؛سالگرد حمله به برجهای دوقلو...!



11سپتامبر از نمــایــش تــا حقیقت...!

تحقیقات و بررسی های انجام شده درباره حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا شواهد بسیاری را از اطلاع مقامات دولت وقت آمریکا از وقوع این حملات بر جای گذاشته است و هم‌اکنون “باراک اوباما” نیز پیش‌بینی‌های جدیدی را در آستانه سالروز این واقعه مطرح می کند.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه “یو اس ای تودی”، “باراک اوباما” رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه و در آستانه دهمین سالروز حملات ۱۱ سپتامبر به تمام مقامات دولت آمریکا دستور داده است که کاملا “گوش به زنگ” باشند.

“جی کارنی” سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد: در حال حاضر هیچ تهدید خاص و موثقی درباره حمله ای تروریستی در سالروز ۱۱ سپتامبر وجود ندارد.

وی در ادامه تأکید کرد: با این وجود ما همواره گوش به زنگ هستیم چه در روز سالگرد این حملات و چه بعد از آن.

آیا امسال نیز در سالروز واقعه ۱۱ سپتامبر باید منتظر اتفاق خاصی باشیم؟

تقلا و جنب و جوش اوباما در روزهای باقی مانده تا دهمین سالروز حملات یازده سپتامبر به شدت افزایش یافته است و وی در هفته های اخیر جلساتی را با تیم امنیت ملی خود برگزار کرده است.

آخرین جلسه اوباما با تیم امنیتی وی در کاخ سفید، روز سه شنبه برگزار شد و ظاهرا در این نشست درباره طرح‌های امنیتی برای سالروز حملات یازده سپتامبر در آمریکا بحث و گفت‌وگو شده است.

“جی کارنی” سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد: این تنها بخشی از مجموعه نشست‌هایی است که طی ۴ ماه گذشته برگزار شده است. برخی از این نشست ها به ریاست اوباما و برخی دیگر نیز به ریاست “جان برنان” مشاور کاخ سفید در امور مقابله با تروریسم بوده است.

وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) نیز اوایل روز گذشته اعلام کرد که سطح هشدار را در تمام تأسیسات نظامی در آستانه سالروز حملات یازده سپتامبر افزایش داده است.

“جرج لیتل” سخنگوی پنتاگون اعلام کرد: این اقدامات در واکنش به هیچ تهدید خاصی نیست، اما بخشی از یک سری اقدامات احتیاطی است.

بنا بر این گزارش، اوباما در نظر دارد تا در دهمین سالروز حملات یازده سپتامبر از هر سه محل این حملات در روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دیدن کند.

مقامات دولت آمریکا پیش از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از وقوع حملات مطلع بودند

شواهد بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه دولت آمریکا از وقوع حملات یازده سپتامبر حتی پیش از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مطلع بود. یکی از این شواهد اعتراف مدیر وقت آژانس امنیت ملی آمریکا در زمان وقوع این حملات است.

“مایکل هیدن” مدیر وقت آژانس امنیت ملی آمریکا در زمان وقوع حملات یازده سپتامبر اعلام کرده است، ” انتظار ۱۱ سپتامبر را داشتیم ولی تصور نمی کردیم به وقوع بپیوندد”. این درست مشابه اظهارات کنونی “باراک اوباما” و دیگر مقامات آمریکا است که هم‌اکنون در آستانه دهمین سالروز این حملات مطرح شده است.

تنها تفاوتی که رفتار کنونی مقامات آمریکا با رفتار مقامات دولت “جرج بوش” رئیس جمهوری سابق آمریکا در آستانه روز ۱۱ سپتامبر دارد این است که در آن زمان واشنگتن تصمیم گرفت بیشتر سکوت کند و تمهیدات امنیتی را که اتخاذ می‌کرد در خفا صورت دهد.

چرا در روز ۱۱ سپتامبر ۱۷ دوربین تلویزیونی در فواصل مختلف برج های دوقلو نصب شده بود؟

در روز یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱، روزی که برج‌های دوقلو در نیویورک و ساختمان پنتاگون در واشنگتن و یک ساختمان دیگر در ایالت پنسیلوانیا هدف قرار گرفتند، تنها در ساختمان‌های برج‌های دوقلو تعداد بسیاری از کارکنان از جمله ۴ هزار نفر یهودی مرخصی بودند. آیا مرخصی چهارهزار نفر بدون هماهنگی قبل امکان پذیراست؟ همین یک مورد نشان دهنده اطلاع مقامات ساختمان‌های تجارت جهانی از وقوع حادثه‌ای در روز ۱۱ سپتامبر بود و این مرخصی بخش اعظمی از کارکنان این مراکز یکی از اقدامات امنیتی که دولت آمریکا تصور می‌کرد در خفا در حال اجرای آن است.

یکی دیگر از شواهدی که از تمهیدات مقامات آمریکا پیش از وقوع حملات یازده سپتامبر حکایت داشت، نصب دست کم ۱۷ دوربین تلویزیونی در فواصل مختلف و زوایای گوناگون از برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی بود که بلافاصله به محض شروع حملات و آتش سوزی ها در برج‌های دوقلو تصاویر مختلفی را از زوایای گوناگون بر روی شبکه های تلویزیونی مخابره کردند. چرا در آن روز توجه بسیاری از شبکه های تلویزیونی به این برجها جلب شده بود و حتی پیش از اینکه اتفاقی بیفتد تیم های فیلمبرداری خود را به این محل اعزام کرده بودند؟


آیا این یک واقعه ی تروریستی بوده؟

یا یک تراژدی برنامه ریزی شده بود که باید هزاران قربانی میگرفت؟

نظر شما چیه؟

خواننده ی محبوب من "Bruno Mars"


پیتر گنه هرناندز (زاده ۸ اکتبر ، ۱۹۸۵) که با نام برونو مارس شناخته می‌شود

خواننده, آهنگساز و نوازنده گیتار و درام اهل آمریکا است.

مارس در هاوایی در خانواده ای اهل موسیقی بزرگ شد و از زمانی که سن کمی داشت به دنبال خوانندگی رفت و پس از مدتی به آهنگسازی نیز پرداخت.


مارس از سال ۲۰۰۷ خوانندگی خود را به طور رسمی و با خواندن به همراه خوانندگانی چون بی.او.بی در آهنگ "Nothin' on You" و با تراوی مک‌کوی در آهنگ "Billionaire" انجام داد.همچنین مارس در دوباره نویسی آهنگ های "Right Round" از فلو رایدا و کشا و "Wavin' Flag" از کینان شرکت داشت.پس از آن در اکتبر ۲۰۱۰ اولین آلبوم رسمی خود به نام "Doo-Wops & Hooligans" را روانه بازار کرد که دو آهنگ "Just the Way You Are" و "Grenade" به مقام سوم بیلبورد 200 دست پیدا کردند.





پیشنهاد میکنم حتماً موزیک ویدئوی "Grenade" رو ببینید , محشره!

Grenade

The Lazy Song

بیوگرافی مایکل جکسون



نام كامل:MICHAL JOSEPH JACKSON

اسامي مستعار:KING OF THE POP-WACKO JACKO-MJ
تاريخ تولد: 29 آگست 1958.
محل تولد: اينديانا آمريكا.
شغل: خواننده، ترانه سرا، رقصنده.
سبب شهرت: خـوانـنـده اصـلي گـروه THE JACKSON 5. آلـبـوم
THE THRILLER در سال 1982.
قد: 178 سانتي متر.
نام پدر:JOSEPH WALTER JACKSON--شغل: گيتاريست، اپراتور جرثقيل و مدير اجرايي گروه جكسون.
نام مادر:KATHERINE ESTHER JACKSON(NEE SCRUSE)
برادرها:
SIGMUND ESCO(JACKIE)-TORIANO(TITO)-JERMAINE LA JUANE-MARLON DAVID
STEPHAN RANDELL(RANDY)
خواهرها:
REBBIE(MAUREEN)-LATOYA-JANET

همسران:

1-DEBBIE ROWE----شغل: پرستار
ازدواج: 1966----طلاق: 1999.


2- LISA MARIE PRESLEY---- دختر الويس پريسلي
ازدواج: 1994----طلاق: 1996.

فرزندان:
1-PRINCE MICHAEL JACKSON---پسر----8 ساله---- نام مادر:DEBBIE ROWE

2-PRINCE MICHAEL JACKSON 2(MICHAEL JOSEPH JACKSON)----پسر----3 ساله----هويت مادرش مشخص نميباشد.

3-PARIS MICHAEL KATHERINE JACKSON---دختر----8 ساله--- نام مادر:DEBBIE ROWE

شمار آثار بفروش رفته وي در سراسر جهان: 200 ميليون.

جوایز دریافتی:

18بارGRAMMY AWARDS

15مرتبه AMERICAN AWARD

3 مرتبه BILLBOARD MUSIC AWARD
4 مرتبه MTV AWARDS

آلبومها:

1972: Got to Be There

1972: Ben

1973: Music and Me

1975: Forever, Michael

1979: Off the Wall

1982: Thriller

1987:Bad

1991: Dangerous

1995: HIStory

2001:Invincible

2001:GREATEST HITS

2002: LOVE SONGS

2003:MAXIMUM MICHAEL JACKSON

2004:NUMBER ONES

2005:ESSENTIAL COLLECTION

 


يوگرافي:
مـايـكـل در يـك خـانـواده 11 نـفري بـدنيا آمد. پدر مايكل به
سبب تنگدستي ناچار به كنار گذاشتن گيتار خود و كار در
كـارخانـه ذوب آهـن بـود. بـه عـلت درآمــد ناچيز پدرمايكل
هـمـگي اعـضاي خانواده ناچار بودند در يك خانه كوچك دو
اتـاق خوابه سر كنند. پدر مايكل مرد بيرحم و سخت گيري
بـود بــطوري كه شبها در مـواقعي كه شب كار بود فرزندان
خـود را در اتـاق محبوس ميكرد تا از خانه خارج نگردند. اما
مـايـكـل و بـرادر و خـواهـرهـايـش پـنـهـانـي از مـنــزل خارج
ميگشتند و به خانه هاي همسايگان خود رفته و براي آنها ساز نواخته و آواز ميخواندند.

سرانجام پدر مايكل به استعداد و علاقه فرزندانش به موسيقي پي برد و تصميم گرفت بروي آنها سرمايه گزاري كند. ابتدا JACKIE,TITO,JERMAINE و دو جوان همسايه ديگر بنامهاي MILFORD وREYNARD JONES به كمك پدر مايكل گروهي را بنام TEH JACKSON BROTHERS تشكيل دادند (در سال 1962). دو سال بعد مايكل و برادر بزرگترش مارلون به گروه پيوستند.

در سال 1996 نام گروه به THE JACKSON 5 تغيير يافت. در آن گروه مايكل 9 ساله به خواننده اصلي گروه برگزيده شد. گروه جكسون در كلوبهاي محلي شروع به فعاليت كردند و نخستين آلبوم خود در سال 1967 بنام BIG BOY را عرضه كردند. سپس گروه جكسون با قراردادي جديد در سال 1969 به MOTOWN آمدند. در سال 1969 گروه جكسون توسط DIANA ROSS بطور رسمي به مردم معرفي گرديدند. در سال 1976 گروه جكسون فايو مجددا قراردادي با EPIC RECORS به امضاء رسانيده و نام گروهشان به JACKSON تغيير يافت.

مايكل در سال 1979 از گروه خارج گرديد و بعنوان تك خواننده شروع به فعاليت كرد. نخستين آلبوم مايكل در سال 1979 به نام OFF THE WALL منتشر گشت.



مطالبي ديگر در رابطه با مايكل جكسون:

1-مايكل در مصاحبه اي اعلام كرد كه از پدر خود بيزار است. وي پدر خود را فردي بيرحم و ظالم معرفي ميكند.

2-مايكل و برادرانش در كودكي به درخواست مادرشان خانه به خانه به تبليغ مسيحيت ميپرداختند.

3- وي در جريان جنگ سارايو در رساندن غذا و كمكهاي پزشكي به مناطق جنگ زده سارايو پيشگام بود.

4-ترانه "WE ARE THE WORLD" با همكاري مايكل و LIONEL RICHIE سروده گرديد. ساخت اين تك ترانه بمنظور جمع آوري اعانه براي مردمان فقير آفريقا صورت گرفت. اين ترانه توسط 44 خواننده اجرا گشت. اين تك ترانه 7 ميليون كپي در سراسر جهان فروش داشت.

4-آلبومهاي THRILLER-DANGEROUS-BAD به ترتيب با 30،40و 29 ميليون كپي پرفروش ترين آلبومهاي جهان ميباشند.

5-مايكل گياه خوار بود.

6-مايكل پدر خوانده پسر خواننده گروه BEE GEES بود.

7- علت تغيير رنگ پوست مايكل از تيره به روشن عمل جراحي نميباشد. وي مبتلا به بيماري پوستي VITILIGO بود. در اين بيماري دستگاه ايمني بدن به اشتباه ملانين (رنگدانه) پوست را از ميان ميبرد كه سبب ميگرد پوست فاقد رنگدانه گرديده و بتدريج سفيد شود.

8-به گفته خود مايكل وي تنها 3 بار عمل جراحي روي بيني و يك مرتبه عمل جراحي گونه انجام داده است اما همواره جراحي هاي متعدد مايكل بحث داغ رسانه ها و مردم عادي بوده است. به گفته برخي وي در بيني خود ديگر غضروفي ندارد و از تكه اي پروتز به عنوان بيني استفاده میکرد.
9- مـايـكـل در نوامبر سال 2002 پسر دوم خود را از پنجره
اتـاق هـتـلـي در آلـمـان آويـزان كــرد كــه مــوجــب حــيـرت
هــوا دارانش گشت. به گفته خود مايكل وي هيچگاه قصد
رها كردن پسرش را نداشته است.

10-وي در سال 1993 و همچنين در سال 2005 به اتهام 10 مورد كودك آزاري مورد محاكمه قرار گرفت كه سرانجام بي گناه شناخته گرديد.

11-وي پس از پايان محاكماتش به خاطر كم آبي و كاهش وزن در بيمارستان يستري گشت.

12-محل سكونت فعلي وي NEVERLAND نام دارد كه 11
كـيـلومتر مربع وسعت داشته و در كاليفرنيا واقع است. در
نورلـنـد بـاغ وحـش و شـهـــربازی نيز وجود دارد. هر هفته
مايكل پذيراي يك اتوبوس از كودكاني است كـه بـه دعـوت
وي براي تفريح به آنجا مي آيند.

13-مايكل ميگويد كه رابطه بسيار قوي و صميمي با حيوانات و كودكان دارد. وي علت اين امر را چنين بيان ميكند كه كودكان و حيوانات همچون افراد بزرگسال خيانت كار نبوده و فرد را مورد قضاوت منفي قرار نميدهند.

14- سرگرميهاي مايكل شامل: بازي با كودكان ( با تفنگ آب پاش)- وي علاقه زيادي نيز به بالا رفتن از درخت داشت.




مایکل جکسون زیبا و افسانه ای بدون ماسک و آرایش قیافه جالبی نداشت و از کابوسهای او برداشتن نقابش بود
 تا مبادا زیبایی ساختگی اش نابود شود، به عقیده من مایکل جکسون سیه چهره خیلی زیبا تر از مایکل جکسون سفیدی بود که مجبور به درد کشیدن و مسکن مصرف کردن باشد، او هوادارانش را از خودش محروم کرد، خودش را از زندگی و دنیای هنر را از خودش
 خیلی زود بیفروغ شد…
 
با دیدن فیلم زندگی مایکل و کنسرت بسیار مشهور و استثنایی Moonwalker همه چیز را در مورد مایکل جکسون خواهید دانست!




روحـش شـــاد....

فایده هاي تعجب برانگيز لیموهاي ترش و شيرين


موسسه علوم بهداشت ، 819  N. L.L.C . خيابان چارلز بالتیمور ، دکتر 1201 .


این آخرین دست آورد پزشكي در طب موثر ، برای سرطان است !
 

با دقت بخوانید و خودتان قضاوت کنید !

 
 لیمو (از مرکبات) محصولی معجزه آسا برای کشتن سلول های سرطان است ؛ که 10000 بار قوی تر از شیمی درمانی است .

چرا ما در مورد آن نمی دانیم ؟ چون آزمایشگاه ها (شرکت های دارو سازی)  با ساخت مشابه و مصنوعی آن سود زیادی میبرند . شما هم اکنون می توانید به یک دوست کمک کنید تا از آنها بی نیاز شود و بداند که آب لیمو در پیشگیری از بیماری بسيار مفید است .

 طعم آن  شیرین يا ترش ، و لذت بخش  است  و فاقد اثرات وحشتناک  شیمی درمانی  است .

چگونه است که بسیاری از مردم باید بمیرند ، در حالی که این خواص محرمانه و محفوظ  نگه داشته شده است ، تا مبادا منافع شرکت های بزرگ مولتی ميلیونر را به خطر بیفتاد ؟

همانطور که می دانید ، درخت لیمو در دو نوع لیمو شیرین و لیموترش شناخته شده است . شما می توانید از این میوه به روش های مختلف مصرف کنید :

شما می توانید آنرا به صورت استفاده از ، افشره ، نوشابه های آماده ، شربت ،  شیرینی ، روي غذا ، گوشت و غیره ، مصرف کنید .

لیمو بسیاری از خواص را داراست ،  اما  جالب ترین اثر آن در  کیست  و تومورهاست  .

خاصیت این گیاه در بهبود  سرطان از همه نوع ثابت شده  است . برخی از دانشمندان می گویند که در تمامی انواع سرطان بسیار مفید  است .

همچنین به عنوان یک داروی ضد میکروبی در برابر عفونت های باکتریایی و قارچ ، و مقابل انگلهای داخلی و کرم ها موثر است . و همچنین تنظیم کننده فشار خون  بیش از حد بالا و ضد افسردگی ، استرس و اختلالات عصبی است .

منبع این اطلاعات جالب است : این اطلاعات از یکی از بزرگترین تولید کنندگان دارو در جهان می آید ، که می گوید تست های آزمایشگاهی بیش از 20 سال از سال 1970 ، نشان داد که عصاره لیمو در تخریب سلول های  بدخیم   در 12 نوع سرطان ، از جمله روده بزرگ ،  پستان ، پروستات ، ریه  و لوزالمعده ، و ... تاثیر دارد .

ترکیبات این میوه 10،000 بار بهتر از محصول  Adriamycin ، و مواد دارویی که به طور معمول در شیمی درمانی در جهان استفاده می شود ، کاهش رشد سلولهای سرطانی را نشان داد . و چه شگفت آور است ، و شگفت آور تر اینکه ؛ این نوع از درمان با عصاره لیمو تنها سلول های سرطانی بدخیم را از بین میبرد و بر روی سلول های سالم تاثیر نمی گذارد .


منبع : موسسه علوم  بهداشت ،  819 N. L.L.C.   خیابان   کیوز بالتیمور ،  MD1201

تــــو زِ دیـــار مــن آمـَدی....


تو ز دیار من آمدی ... سکوت جانم به هم زدی

شیشه ی غم به تلنگری ... زدی شکست

چو نغمه ای بیش و کم زدی ... به دل ریشم تو چنگ زدی

روشنی چشمون تو ... به دل نشست

هوای من شد ... هوای تو

صدای من شد ... صدای تو

تپیدن قلب به خاطرم ... کشیدن درد برای تو

ای گل یاس سپید من ... ای طلوع خورشید من

عطر تن تو به جان من ... چه خوش نشست

ای تو هم گریه ی دل پذیر ... ای تو صفای دل اسیر

بی تو ای آیت زندگی ... دلـــم شکست

اگه نفس بود ... برای تو

غم هوس بود ... برای من

اگه عزیز بود ... برای تو

حرف و حدیث بود ... برای من

تو ز دیار من آمدی ... سکوت جانم به هم زدی

شیشه ی غم به تلنگری ... زدی شکست

چو نغمه ای بیش و کم زدی ... به دل ریشم تو چنگ زدی

روشنی چشمون تو ... به دل نشست

هوای من شد ... هوای تو

صدای من شد ... صدای تو

تپیدن قلب به خاطرم ... کشیدن درد برای تو

تو ز دیار من آمدی

سکوت جانم به هم زدی .....

کـوچــولــوها و حـیـوانـات:)


بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

قضاوت نادرست


یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.
چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند.
او یک بسته بیسکویت نیز خرید....
...او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد
در کنار او یک بسته بیسکویت بود و در کنارش مردی نشسته بود و داشت روزنامه می خواند
وقتی که او نخستین بیسکویت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکویت برداشت و خورد.
او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت

پیش خود فکر کرد:
«بهتر است ناراحت نشوم ، شاید اشتباه کرده باشد.»
ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکویت برمی داشت، آن مرد هم همین کار را می کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکویت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد:
«حالا ببینم این مرد بی ادب چه کار خواهد کرد؟»
مرد آخرین بیسکویت را نصف کرد و نصفش را خورد
این دیگه خیلی پررویی می خواست!
او حسابی عصبانی شده بود
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.
وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساکش قرار دهد و
ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکویتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
خیلی شرمنده شد!!
از خودش بدش آمد . . .
یادش رفته بود که بیسکویتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.
آن مرد بیسکویتهایش را با او تقسیم کرده بود ، بدون آنکه عصبانی و برآشفته شده باشد....!
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
نتیجه گیری :

زود قضاوت نکنیم،چرا که همیشه تصمیم درست آن چیزی نیست که ما فکر میکنیم

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مد تابستانی مردان  D&G


عکسها در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

فاجعه ی انســانی در شــاخ آفـریـقــا...!!!

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از جمعيت هلال احمر، در پي وقوع بحران انساني، فقدان مواد غذايي و قحطي در كشور سومالي و در خطر بودن جان هزاران نفر از مردم اين كشور، جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران در آستانه ماه ضيافت الهي، دومين محموله كمك‌هاي انسان‌دوستانه خود را شامل مواد غذايي و اقلام بهداشتي به اين كشور ارسال خواهد كرد.

همچنين در اين راستا جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران آمادگي دارد در ادامه كمك‌هاي ضروري به مردم نيازمند سومالي، ملت شريف و نوعدوست ايران  را نيز در اين امر خير و خداپسندانه سهيم كند، بدين منظور شماره حساب 99999 جمعيت هلال احمر نزد بانك ملي ايران شعبه مركزي پذيراي كمك‌هاي نقدي هموطنان عزيز خواهد بود.

تو رو خدا هر چقدر که میتونید و از دستتون برمیاد بهشون کمک کنید...!!!!

با درود بر فردوسی بزرگ که درود و داد و دَهِش یزدان بر او باد

 

در این خاک زرخیزایران زمین
نبودند جزمردمــــــــی پاک دین

 

همه دینشـــــــان مردی وداد بود
وز آن کشـــــــورآزاد و آباد بود

 

چو مهــرو وفا بود خود کیششان
گنه بود آزارکــــــــــس پیششان

 

همه بنـــــــــــده ناب یزدان پاک
همه دل پرازمهراین آب و خاک

 

پدر در پدر آریایــــــــــــی نژاد
ز پشت فریدون نیـــــــــکو نهاد

 

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و برننگ بود

 

کجا رفت آن دانــــش و هوش ما
که شـــــد مهر میهن فراموش ما

 

که انداخت آتـــش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

 

چه کردیم کین گونه گشتـیم خوار
خرد را فکــــندیم این سان زکار

 

نبود این چنین کـــشور و دین ما
کجا رفت آییــــــــــــن دیرین ما

 

به یزدان که این کشــور آباد بود
همه جای مــــــــــردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

 

گرانمـــــایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکـــس که بودی دلیر

 

نه دشمن دراین بوم وبرلانه داشت
نه بیگانه جایی دراین خانه داشت

 

از آنروزدشمـــن بما چیره گشت
که ما را روان وخـردتیره گشت

 

از آنروز این خــــانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگـــــانه شد

 

چو ناکس به ده کــــدخدایی کند
کشاورز باید گـــــــــــدایی کند

 

به یزدان که گــر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجــــــام بد داشتیم

 

بسوزد در آتـش گرت جان و تن
به از زندگــــی کردن و زیستن

 

اگر مایۀ زندگــــــی بندگی است
دوصدبارمردن به اززندگی است

 

بیا تا بکـــــــوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم

گزارش تصویری از جشن دنیای تصویر

 

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

بیوگرافی داریوش ارجمند

 

شروع فعالیت سینمایی با فیلم گفته به زیر سلطه من آیید به عنوان نویسنده و کارگردان در سال ١٣٦٢
با بازی در فیلم ناخدا خورشید ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و با دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.
فارغ التحصیل رشته تاریخ و جامعه شناسی از دانشگاه مشهد در سال ١٣٥١.

فوق لیسانس تاتر و سینما در سال ١٣٥٣
کارمند وزارت فرهنگ و هنر در سال ١٣٤٩
فعالیت در سینمای آزاد مشهد در سال ١٣٥٢
 
در دهه شصت بازیهای ماندگاری از خود به جای گذاشت.

نام اصلی: داریوش

نام خانوادگی اصلی: ارجمند

سمت (در بخش های): بازیگران،صحنه و لباس،

تاریخ تولد: 1323

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

مدرک تحصیلی: فوق لیسانس تاتر و سینما

روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان :

امیر ارجمند (فرزند)

 انوشیروان ارجمند (برادر)

 برزو ارجمند (برادرزاده)

بیوگرافی :

فارغ التحصیل رشته تاریخ و جامعه شناسی از دانشگاه مشهد در سال ١٣٥١

فوق لیسانس تاتر و سینما در سال ١٣٥٣

کارمند وزارت فرهنگ و هنر در سال ١٣٤٩

فعالیت در سینمای آزاد مشهد در سال ١٣٥٢

شروع فعالیت سینمایی با فیلم گفته به زیر سلطه من آیید به عنوان نویسنده و کارگردان در سال ١٣٦٢

با بازی در فیلم ناخدا خورشید ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و با دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.

در دهه شصت بازیهای ماندگاری از خود به جای گذاشت:

در فیلمهای کشتی آنجلیکا، جستجوگر، پرده آخر توانا و قدرتمند ظاهر شد. در دهه هفتاد اما کم کار بود. بازی معرکه اش در سه فیلم ماندگار آدم برفی، اعتراض و سگ کشی نشان از توانایی های او دارد. به شرطی که کارگردانی حرفه ای او را هدایت کند.

دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش دوم مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در نقش کوتاهی در فیلم سگ کشی آخرین تقدیر از او بود.

داریوش ارجمند در زمینه اجرا هم توانا نشان داده است. اولین بار اجرای نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی امام علی (ع) را با مهارت هر جه تمام تر بر عهده گرفت و بعدها در یک برنامه تلویزیونی پای ثابت اجرا شد.

داریوش ارجمند یک سخنور چیره دست نیز هست

بخشی از فیلم شناسی:

1385 رئیس ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]

1384 قاعده بازی ( احمدرضا معتمدی ) [بازیگر]

1384 شاهزاده ایرانی ( محمد نوری‌زاد ) [بازیگر]

1383 ازدواج به سبک ایرانی ( حسن فتحی ) [بازیگر]

1381 تب ( رضا کریمی ) [بازیگر]

1379 سگ کشی ( بهرام بیضایی ) [بازیگر]

1379 مسافر ری ( داود میرباقری ) [بازیگر]

1378 اعتراض ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]

1377 شور زندگی ( فریال بهزاد ) [بازیگر]

1374 فرار مرگبار ( تورج منصوری ) [بازیگر]

1374 شیخ مفید ( فریبرز صالح سیروس مقدم ) [بازیگر]

1373 آدم برفی ( داود میرباقری ) [بازیگر]

1373 زمین آسمانی ( محمدعلی نجفی ) [بازیگر]

1372 هبوط ( احمدرضا معتمدی ) [بازیگر]

1370 قربانی ( رسول صدرعاملی ) [بازیگر]

1370 ناصرالدین شاه آکتور سینما ( محسن مخملباف ) [بازیگر]

1369 تیغ آفتاب ( مجید جوانمرد ) [بازیگر-طراح صحنه و لباس]

1369 پرده آخر ( واروژ کریم‌مسیحی ) [بازیگر]

1368 جستجوگر ( محمد متوسلانی ) [بازیگر]

1367 کشتی آنجلیکا ( محمدرضا بزرگ نیا ) [بازیگر]

1367 سفر عشق ( ابوالحسن داودی ) [بازیگر]

1366 پاییزان ( رسول صدرعاملی ) [بازیگر]

1365 ناخدا خورشید ( ناصر تقوایی ) [بازیگر]

1362 گفت به زیر سلطه من آیید ( داریوش ارجمند ) [کارگردان-چهره پرداز]

جوایز و انتخابها:

>> برنده لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (ناخدا خورشید)

[ دوره 5 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1365 ]

.................................................................

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (جستجوگر)

[ دوره 8 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1368 ]

.................................................................

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (اعتراض)

[ دوره 18 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1378 ]

.................................................................

>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سگ کشی)

[ دوره 19 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1379 ]

................................................................

>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سگ کشی)

[ دوره 5 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1380 ]

.................................................................

>> برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (سگ کشی)

[ دوره 2 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1381 ]

.................................................................

>> برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (اعتراض)

[ دوره 1 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1380 ]

.................................................................

>> 4 - چهارمین بازیگر نقش اول مرد سال (اعتراض)

[ دوره 15 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1379 ]

.................................................................

>> 2 - دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال (سگ کشی)

[ دوره 16 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1380 ]

 

من عاشق بازیش توی ستایشم...! اُفتاااااااااااااد؟؟؟!!!

عکس کودکی هنرمندان

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه

 

امــروز  6مــرداد , تــولــدمــه...!

 

اینم یه عکس از بنده ی حقیر...

پـَــــ نــــه پـَــــ !!!

 


رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم


يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!


با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه


زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه


صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!


ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...


بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!


رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس


ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم


کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون


خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!


ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم


ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا


در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه


تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم


از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!


زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش


تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!


اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟
پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی


حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!!


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...

"شـــــاد بـــــاشین"

زنان ژاپن ملکه فوتبال جهان شدند...

 

تیم ملی فوتبال زنان ژاپن برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شد ، رقابت‌های جام جهانی فوتبال زنان در آلمان با قهرمانی ژاپن به پایان رسید. در دیدار پایانی این رقابت‌ها كه در ورزشگاه شهر فرانكفورت و در حضور ۴۸ هزار و ۸۱۷ تماشاگر برگزار شد، ژاپن با پیروزی ۳ بر ۱ در ضربات پنالتی مقابل آمریكا توانست قهرمان جام جهانی فوتبال زنان شود.

دو تیم در پایان وقت قانونی و اضافه مسابقه با تساوی ۲ بر ۲ به كار خود پایان داده بودند. نیمه نخست بازی گلی در بر نداشت. در نیمه دوم "مورگان" در دقیقه ۶۹ دروازه‌ آسیایی‌ها را باز كرد اما، ۹ دقیقه مانده به پایان مسابقه "میاما" بازی را به تساوی و وقت‌های اضافه كشاند.

"وامباخ" در دقیقه ۱۰۴ با ضربه سر سانتر مورگان را به گل دوم آمریكا تبدیل كرد، اما این برتری تنها ۱۳ دقیقه پا بر جا بود. "ساوا" در دقیقه ۱۱۷ این مسابقه دراماتیك پاس میاما را به گل تبدیل كرد تا قهرمان جام جهانی با ضربه‌های پنالتی مشخص شود. در ضربه‌های پنالتی ژاپن بهتر عمل كرد و توانست سه بر یك آمریكا قهرمان دو دوره جام‌های جهانی را شكست داده و نخستین قهرمانی خود را در جام جهانی به ثبت برساند.

این مسابقه بازیكن اخراجی هم داشت. "ایوا شیمیزو" بازیكن ژاپن در آخرین دقیقه این ماراتن یكصد و بیست دقیقه با خطای شدید بر روی مورگان كارت قرمز "ببیانا اشتاین هاوس"، داور آلمانی مسابقه را برابر خود دید و ناچار شد زمین مسابقه را ترك كند.

آمریكا كه پیش از این دو بار قهرمان جام جهانی شده بود، قصد داشت با رسیدن به سومین عنوان خود آلمان را كنار زده و پر افتخارترین تیم فوتبال زنان جهان شناخته شود. همانند بسیاری از مسابقه‌های این دوره ژاپن در حالی حریف خود را شكست داد كه تیم برتر مسابقه نبود. با این حال با در نظر گرفتن تمام بازی‌های جام جهانی در آلمان باید عنوان كرد كه برای رسیدن به عنوان قهرمانی شایستگی اش را داشت.

"هوماره ساوا"، بازیكن ژاپن در پایان مسابقه گفت: "همه ما تا پایان مسابقه اعتماد به نفس خودمان را حفظ كردیم و خودمان را باور داشتیم، از همین رو در پایان به پیروزی رسیدیم. از قهرمانی در جام جهانی بسیار خوشحالیم، ما اكنون شماره یك جهان هستیم."

"پیا ساندهیج"، سرمربی آمریكا هم گفت: "در بیشتر زمان بازی صاحب توپ بودیم و به خوبی بازی كردیم، ولی فوتبال همین است. سه شوت اشتباه در ضربه‌های پنالتی را به سادگی نمی‌توان توضیح داد. ما باید از فرصت‌هایمان در نیمه نخست بهره می‌گرفتیم. همین چیزهای كوچك است كه میان برد و باخت تمایز ایجاد می‌كند."

ژاپن در حالی با شكست آمریكا نخستین قهرمانی خود را در جام جهانی جشن گرفت كه برای نخستین بار به دیدار پایانی این رقابت‌ها راه یافته بود. سامورایی‌ها در 25 بازی گذشته خود برابر آمریكا هرگز برنده از زمین بیرون نرفته بودند. دو تساوی و ۲۳ شكست نتیجه‌ رقابت‌ها میان آمریكا و ژاپن پیش از فینال جام جهانی 2011 زنان بود.

ساوا هافبك ۳۲ ساله ژاپن در پایان مسابقات با ۵ گل به عنوان برترین گلزن و بهترین بازیكن جام انتخاب شد.

 

بيوگرافی استـــاد اکبر گلپايگاني (گلپا)

 

نام : علي اكبر گلپايگاني
روز تولد : 10 بهمن 1312
محل تولد : محله تکيه زرگرها ی تهران
همسر : گلرخ گلرايلی
فرزندان : ساقي و ساغر گلپايگاني
خواهران و برادران : عباس ، حسن (مدرس آواز و استاد دانشگاه)، محمد (با نام هنری گلريز) که خواننده ميباشند ، محمود (مهندس و مدرس آواز) ، و يک خواهر بنام مريم .
تيم هاي مورد علاقه : رئال مادريد – بارسلونا – بايرن مونيخ – منچستر
فوتباليست مورد علاقه : پله – زيدان – گرد مولر – بكن باوئر
فوتباليست هاي ايراني : همايون بهزادي – علي پروين – مهدوي كيا – كريمي – كعبي
خواننده مورد علاقه : اديب خوانساري
خوانندگان مورد علاقه نسل امروز : شجريان – افتخاري – اصفهاني – مرحوم ايرج بسطامي
فيلم ايراني مورد علاقه : سوته دلان
بازيگران ايراني مورد علاقه : فردين – بهروز وثوق – جمشيد مشايخي – اكبر عبدي – هديه تهراني – نيكي كريمي – خسرو شكيبايي – پرويز پرستويي
كارگردان ايراني مورد علاقه : تهمينه ميلاني
تحصيلات : ديپلم و فارق التحصيل از دانشگاه نقشه برداري دانشگاه افسري و كارشناس بانك مسكن
يك بيت : به خدا قطع كند خصم اگر سر ز تنم به جهاني ندهم ذره خاك وطنم

تحت توجهات پدرش با اصول اول موسيقي تا حدودي آشنا شد ، تا اين که گذرش به منزل (حسن يکرنگي) که مردي پاک طينت و داراي صدايي خوش بود مي افتد او که به خوبي به گوشه ها و رديفهاي موسيقي ايراني وارد بود گلپاي جوان را مورد تشويق قرار مي دهد . مدت زيادي از آمد و شد نمي گذارد که او يک شب با استاد ((نور علي برومند)) در آن منزل آشنا مي شود ... استاد (( نور علي برومند)) از صداي او خيلي خو شش مي آيد و تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار ميدهد. تا اين که ((داوود پير نيا)) مبتکر برنامه گلهاي جاويدان براي شرکت در برنامه گلها از وي دعوت مي کند ... اكبرجوان و با استعداد به زودى خواننده اصلى اركستر گل ها و گل هاى جاويدان شد .... و شد گلپا . گلپا آواز را هم طورى خواند كه ورد زبان ها شد و بعد از اين دوره موفق به ترانه خوانى روى آورد و از آنجا كه از ريشه محكمى برخوردار بود بسيارى از آثارش خيلى سريع مشهور شد .
گلپا از محضر استاداني نظير : ((حاج آقا محمد ايراني)) ، ((اديب خوانساري)) و صفحات ((طاهر زاده)) بهره مي گيرد ولي به هيچ وجه کوششي به عمل نمي آورد که از آنها تقليد نمايد.
گلپا در سال 1956 ميلادي ( 1334-35 ش ) به همراه ((علي اصغر بهاري استاد کمانچه)) و (( نورعلي برومند رديف دان و استاد تار )) در سازمان بين المللي ((يونسکو)) دو تصنيف يکي در دسگاه سه گاه و ديگري در مايه اصفهان با اشعار سعدي و حافظ اجرا نمود و بدين ترتيب مي توان گفت گلپايگاني و برومند و بهاري از پيشروان معرفي آواز و موسيقي ايراني در سطح جهان هستند .
سال 1961 ميلادي بنا به دعوت دانشکده "ميوزيک بيلدينگ" يو.اس.ال.ا کاليفرنيا با استاد ((فرهنگ شريف)) و توني که از استاد تار مي باشد 18 جلسه تدريس کرد و اولين ايراني است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دريافت دکتراي افتخاري در رشته آواز از دانشگاه کلمبياي آمريکا شده است.

چند سال پيش در منزل ((عبدالرزاق وحدت)) مراسمي براي بزرگداشت از استاد گلپايگاني برگزار شد . در اين بزرگداشت خودماني اساتيدي مثل ((فرهاد فخرالديني)) و ((استاد جليل شهناز)) و ((مرحوم استاد علي تجويدي)) و ((استاد اسدالله ملک)) و ((استاد محمد رضا شجريان)) و همچنين همايون خرم و ميلاد کيايي و بيژن ترقي و فريدون حافظي و ..... حضور داشتند . اين بزرگداشت به همت هنرمندان و به پاس قدرداني چند دهه فعاليت ارزشمند استاد گلپا در عرصه آواز ايران ترتيب داده شده بود .

اکبر گلپایگانی( مرد حنجره طلايي ) بدون کوچکترین تردید یا شک و شبهه ای برترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی در طول تاریخ این سرزمین و در مدت قریب به یک صد سال از شکل گیری آن در قالب نوین به شمار می رود .
استاد گلپا مبدع و مروج شیوه جدیدی از تصنیف خوانی در قالب های اصیل به شمار می رود که در آن پیش از او هیچ خواننده دیگری تا آن اندازه در ژرفای ترکیبات الحان، ملودی ها، و سازها غور و تفحص نکرده بود . ایشان در تمام ادوار خوانندگی خود تنها حول و حوش 50 ترانه خوانده اند که الحق والانصاف اغلب در نوع خود بی بدیلند . وسواس خاص استاد در گزینش اشعار، سازها، و ملودی ها وجه فراق و تمایز ایشان از سایرین است .
با مطرح شدن نام اکبر گلپایگانی و اوج گیری این بزرگمرد آواز ایرانی، تقریبا همگی آوازخوانان معروف و مردمی کنار زده شدند و برای مردم و صاحبان فن و ذوق تنها چهار نام دیگر بازتابی سنگین و قابل اعتنا و قابل قیاس با گلپا داشتند : مرضیه، بنان، ایرج، و شجریان. این درست که استادانی چون محمودی خوانساری و قوامی و حتی عبدالوهاب شهیدی و نادر گلچین و سایرین نیز عرصه پهناوری از بی کرانه موسیقی ایرانی را تصرف کرده بودند، لیکن به واسطه امکانات محدودتر در ضبط صدا و ترانه، کم کاری، و دوری گزینی از هیاهوی عصر، و عوامل دیگر، نتوانستند پا به پای این چهار استاد گام بردارند . البته نام بانو دلکش نیز نمی تواند از اذهان زدوده شود ، اما ایشان در مبحث آواز دستگاهی همانند مرضیه کمتر وارد شده اند .
برای این بزرگمرد آواز ایرانی عمری مستدام و طولانی آرزومندیم و امیدواریم اکنون که گلو و حنجره مرمرین ایشان از قید ( پلمپ بیست و پنج ساله ) آزاد شده ، بیست و پنج سال دیگر بخوانند و با به فراموشی سپردن آنچه در این مدت گذشت ، از زنگار غم و اندوه رهایی یافته و نسیم شور وشادی و امید را در قلب جوانان این سرزمین به وزیدن وا دارند ، جواناني که به نسل کنونی تعلق دارند و تنها نامی از ایشان و استادان دیگر

شنیده اند .

كره مريخ - پنج شهريور

 

از اتفاق روز 5 شهریور مطلع باشید و به دیگران هم خبر دهید. امسال را به خاطر بسپارید ..
 
روز 5 شهریور تمام دنیا در انتظار ……
کره مریخ به بالاترین درجه درخشش دراسمان شب در 5 شهریور خواهد رسید
اون به اندازه کره ماه تمام بزرگ با چشم غیر مسلح به نظر خواهد رسید
این وقتی است که در روز 5 شهریور کره مریخ به فاصله 634 مایلی خود به زمین میرسد.
حتما در راس ساعت 12:30 بعد از ظهر ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید .
به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد !!!
این امر 1200 سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد
این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید...!
 

ایــــرانــــم دوستت دارم...

 

زندگی یعنی چه؟

 

شب آرامی بود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

:با خودم می گفتم

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ
!!!


زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند



زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم.


زنده یاد سهراب سپهری

خ و ش بـــ ختــــی...

 

دلبسته ي کفشهایم بودم. کفش هايي که يادگار سال هاي نو جواني ام بودند
دلم نمي آمد دورشان بيندازم .هنوز همان ها را مي پوشيدم
اما کفش ها تنگ بودند و پایم را مي زدند
قدم از قدم اگر بر مي داشتم زخمی تازه نصیبم مي شد
سعي مي کردم کمتر راه بروم زيرا که رفتن دردناک بود
 

مي نشستم و زانوهایم را بغل مي گرفتم
و مي گفتم:چقدر همه چیز دردناک است
چرا خانه ام کوچک است و شهرم و دنيایم

مي نشستم و می گفتم : زندگیم بوي ملالت مي دهد و تکرار
 
می نشستم و می گفتم:خوشبختي تنها يک دروغ قديمي است
می نشستم و به خاطر تنگی کفشهایم جایی نمیرفتم
قدم از قدم بر نمیداشتم .. می گفتم و می گفتم
 
 
......... پارسايي از کنارم رد شد
عجب ! پارسا پا برهنه بود و کفشی بر پا نداشت
مرا که ديد لبخندي زد و گفت: خوشبختي دروغ نيست
اما شايد تو خوشبخت نشوي زيرا خوشبختي خطر کردن است
و زيباترين خطر..... از دست دادن
 

تا تو به اين کفش هاي تنگ آويخته اي ....برایت دنيا کوچک است و زندگي ملال آور
جرات کن و کفش تازه به پا کن.شجاع باش و باور کن که بزرگتر شده اي
 
 
رو به پارسا کردم ، پوزخندی زدم و گفتم
اگر راست مي گويي پس خودت چرا کفش تازه به پا نمي کني تا پا برهنه نباشي؟
 

پارسا فروتنانه خنديد و پاسخ داد :من مسافرم و تاوان هر سفرم کفشی بود
که هر بار که از سفر برگشتم تنگ شده بود و
پس هر بار دانستم که قدري بزرگتر شده ام
 

هزاران جاده را پيمودم و هزارها پاي افزار را دور انداختم
تا فهميدم بزرگ شدن بهايي دارد که بايد آن را پرداخت
 

حالا دیگر هيچ کفشی اندازه ي من نيست
 

وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست

سر تا پاي‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ مي‌كنم، مي‌شوم‌ قد يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌
كه‌ ممكن‌ بود يك‌ تكه‌ آجر باشد توي‌ ديوار يك‌ خانه
يا يك‌ قلوه‌ سنگ‌ روي‌ شانه‌ يك‌ كوه
يا مشتي‌ سنگ‌ريزه، ته‌ته‌ اقيانوس؛
يا حتي‌ خاك‌ يك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همين‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره

يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ وقت
هيچ‌ اسمي‌ نداشته‌ باشد و تا هميشه، خاك‌ باقي‌ بماند، فقط‌ خاك
اما حالا يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد
ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.
 

يك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود،
انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغيير كند

واي، خداي‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم
همان‌ خاكي‌ كه‌ با بقيه‌ خاك‌ها فرق‌ مي‌كند
 

من‌ آن‌ خاكي‌ هستم‌ كه‌ خدا از نفسش‌ در آن‌ دميده
من‌ آن‌ خاك‌ قيمتي‌ام


که می خواهم تغییر کنم......... انتخاب‌ کنم
وای بر من اگر همین طور خاك‌ باقي‌ بمانم

 
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..

بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم

پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم...!

بیوگرافی Justin Timberlake

 

نام: جاستين راندال تيم برليک
تاریخ تولد: ۳۱ ژانويه ۱۹۸۱
محل تولد: ممفيس - تنسی - آمريکا
لقب:جی . تی
نام پدر: رندی تیمبرلیک
نام مادر: لین هارلس
قد:1.82

جاستين راندال تيم برليک در صبح ۳۱ ژانويه ۱۹۸۱ در ممفيس تنسی آمريکا به دنيا آمد .
پدرش" رندی تیمبرلیک "و مادرش"لین هارلس" هستند.وقتی جاستین 5 سال داشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و هر دو ازدواج مجدد کردند. مادر او صاحب یک کمپانی تولید برنامه های سرگرمی و تفریحی است .جاستین صاحب یک خواهر ناتنی بود از پدرش که پس از تولد فوت کرد و بعدا" جاستین آهنگی را به یاد او خواند.
او کار خود را از دوره نوجوانی و هنگامی که 11 سال داشت در کلوپ معروف "ميکی موس" شروع کرد جايی که خوانندگان ديگری همچون بريتنی اسپيرز ، کريستينا آگوريلا و همچنين دوست هم گروهيش "جاشوا چار " آنجا حضور داشتند . اما معروفيت او از زمانی آغاز شد که او و جاشوا گروه "انسينک" را به وجود آوردند و جاستين خواننده اول گروه بود و از همان زمان بود که جاستين با بريتنی روابطی را آغاز کرد و چون آن زمان اوج شهرت بريتنی بود بنابراين به شهرت جاستين هم اضافه شد و دليلش هم آن بود که جاستين در يک مصاحبه تلويزيونی به شرح روابط عاشقانه و خصوصيش با بريتنی پرداخت و بريتنی هم بعد از آن در يک مصاحبه ديگر در برابر عموم گفت که ميخواهد با ازدواج با جاستين خودش را نجات بدهد. چون اولین رابطه جنسی او با جاستین بوده است .پس مدتی روابطشان به دلیل اینکه بریتنی اول با یکی از رقـاص های همکارش بنام "وید راسون" و بعد هم با شـوهر فعلیش "کوین فدرلاین "رابطـه برقرا کرد به هم خورد.
در سال ۲۰۰۲ جاستين اولين آلبوم تک صدايی خودش را انتشار داد که تحسينهای منتقدانه ای را دريافت کرد به طوری که در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر جهان بود و بيش از ۳ ميليون کپی در آمريکا و بيش از ۷ ميليون در سراسر جهان فروش داشت .
بعد از آن جاستين روابطی را با کريستينا آغاز کرد و توسط توری مشترک در سال ۲۰۰۳ با کريستينا از آلبوم خودش حمايت کرد . اما دوستی او با کريستينا فقط برای نفع شخصی و افزايش معروفيت او بود چون رابطه آنها هم خيلی زود به جدايی کشیده شد.
او در اوايل سال ۲۰۰۳ شروع به برقراری رابطه با کامرون دياز کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ در يک فيلم هيجان انگيز به نام "ادیسون" بازی کرد. و بعد از آن هم در فيلم "الفبای سگ" که بر اساس زندگی واقعی "جیس جانز"تهيه شده بازی کرد .
جاستين هم مثل بريتنی و کريستينا با عکسها و پوسترهايی که از او تهيه شده است تجارت میکرد و این گونه توانست از تهيه مخارج آلبومش بر بيايد. او در اجراهای گوناگونی با خوانندگان مختلفی مثل جانت جکسون و ...همکاری داشته است.
در سال 2004 او در یک نمايش با جانت جکسون همکاری داشت که در اين نمايش در جلوی بيش از ۱۰۰ ميليون تماشاچی هنگامی که جانت در حال اجرای بخشی از شعرش" ميخواهم تو را تا پايان اين آواز لخت کنم " بود جاستين بخشی از لباس او را پاره کرد به طوری که سينه جانت جکسون به طور کامل نمايان شد. و اين کار آنها با انتقاد شديد مردم روبرو شد و به معروفيت از دست رفته جانت جکسون اضافه کرد و جاستين را به اوج معروفيت خود رساند . اما چون کار آنها از نظر جامعه غير معمول بود آنها تصميم به معذرت خواهی گرفتند و هر دو معذرت خواهی خود را به صورت کتبی به عموم اعلام کردند.
و در همان زمان بود که جاستین برنده 2 جایزه یکی برای بهترین آلبوم پاپ و دیگری برای بهترین خواننده مرد شد.
در پنجم ماه می ۲۰۰۵ جاستين در هنگام ضبط آلبوم جديدش با "اسنوپ دوگ"(خواننده و يکی از حاميان بزرگ جاستین) متوجه بيماريش شد . او غده کوچکی در گلويش داشت که با عمل جراحی برداشته شد و اگه دير متوجه اين بيماری ميشد اين غده ميتوانست مسیر خوانندگيش را با مشکل مواجه کند.. بعد از آن او همکاری خودش را با گروه معروف "چشم سیاه" آغاز کرد و دریک آهنگ به صورت هم خوان همکاری کرد و بعد از آن نيز در تورها و کنسرت ها اين گروه را همراهی کرد.
جاستین از طرفداران کایلی مینگو میباشد. او از بهترین دوستان" جاستین تریک آیالا "می باشد. جاستین فعلا با جسیکا بیل رابطه دارد.
او در سال 2007 جایزه بهترین ویدیو "ام تی وی" را دریافت کرد.همچنین آلبومش در سال 2006 بنم " " برنده دو جایزه"گرمی"شد.
آلبوم ها:
ان ساینس(1995)
جاسفید و بازی بزرگ (2002)
همکاری و فعالیت(2004)
آینده سکس،صدای عشق(2006)
همکاری و فعالیت(2007)
و...

فیلم ها:
تیر و کمان(2000)
روی خط(2000)
نوع رفتار(2001)
نیروی ادیسون(2005)
آلفبای سگ(2006)
شکایت اژدهای سیاه(2007)
فریاد سوم(2007)
خبر چین جنوب(2007)
عشق به معلم مذهبی(2008)
جاده باز(2008)
و...

جملات مشهور در مورد آقايون (طنز)

 

خانم ها حالشو ببرند... dancing

با عذرخواهي از انگشت شمار مردان متفاوت:32:

طنز ه هاااااااااااااااااااااااااااااااا...!:1r0n6:


زن خودش را خوشگل میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از عقل اوست.دوریس ري


هر زنی از سر هر مردی زیاد است. ژان پل سارتر


مردها جنگ را دوست دارند چون بخاطر جنگ ظاهری جدی پیدا میکنند و این تنها چیزیست که نمیگذارد زنها بهشان بخندند.جان رابرت فاولز

خداوند مردان را نیرومندتر آفریده است'اما نه لزوما باهوشتر.او به زنان فراست و زنانگی داده است و اگر این دو با هم خوببکار روند میتواند مغز هر مردی را که تا بحال دیده ام مختل کند.فرا فاوست

زنان از مردان عاقلترند.چون که کمتر میدانند و بیشتر میفهمند.جیمز تربر

مردها همه مانند هم هستند فقط چهره هایشان با هم فرق دارد تا بتوان آنها را از هم تشخیص داد

یک مرد عبارت است از کلیه ادا و اطوارهای گذشته و امروزش.الکسی کارلایل



هيچ فكر كردي چرا خدا مرد را قبل از زن خلق كرد ؟ خب معلومه قبل از خلق هر شاهكاري يك چركنويس هم لازمه

اگر زنان در مورد شخصیت مردان کمی نکته سنج باشند'هیچگاه تن به ازدواج نخواهند داد
. جورج برنارد شاو

بنی اسراییل 40 سال در بیابان سرگردان بودند.مردها حتی در آن زمان هم مسیر را نمی پرسیدند.ناشناس


عوض کردن شوهر فقط عوض کردن مشکل است. کاتلین نوریس

مرد نثر آفرینش است و زن شعر آن. ناپلئون

بسیاری از مردان باهوش زن کودنی دارند'اما به ندرت زن باهوشی پیدا میشود که شوهر کودنی داشته باشد.اریکا یونگ


هر زنی برای شناخت مردان کافیست یکی از آنها را خوب بشناسد.ولی یک مرد حتی اگر با تمام زنها آشنا باشد یکی از آنها را هم خوب نمی شناسد.هلن رولند


همه ی مردها بد نیستند.بدتر و بدترین هم دارند. ناشناس


خدا مرد را آفرید ولی اگر من بودم بهترش را می آفریدم.ارنا بمبک


در طول تاریخ نمی توانید مردی را بیابید که اسیر زن نشده باشد.
ضرب المثل هندی


مامانم به من گفت:تنها دلیل وجود مردها برای چمن زنی و پنچر گیری اتومبیل است.تیم آلن

افکار مردان اوج میگیرد و بالا میرود'همسطح زنانی که با آنها معاشرت میکنند.الکساندر دوما


بهترین مردان بزرگ همواره بدترین شوهرانند.کریستوفر مارلو



چرا مردان زنان باهوش را دوست دارند؟
بخاطر اینکه دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند.کتی لت


مردی بزرگ است که معایبش قابل شمارش باشد.ضرب المثل آمریکايی



شما مردها را چه میشود؟دیدن یک موی بولوند شما را 3 پله از نردبان تکامل پایین می آورد.ناشناس


اگر میخواهی فقط حرف کاری زده شود از مرد بخواه و اگر میخواهی آن کار انجام شود از زن بخواه.مارگارت تاچر


اگر در دنیا یک زن بد باشد همه ی مردها تصور می کنند زن آنهاست.ضرب المثل روسی



مردها بچه هایی ریشو هستند.توفیق


تنها یکی از 1000 مرد رهبر مردان دیگر می شود .999نفر دیگر دنباله رو زنهایشان هستند.گروچو مارکس

مردها خود را در رانندگی بسیار برتر از زنان می دانند در حالیکه آقایان 87% تصادفات رانندگی را مرتکب می شوند و شرکتهای بیمه از این که به زنها خسارت نمی پردازند سود بسیاری می برند.ناشناس


او(مرد)مانند خروسی بود که تصور میکرد خورشید به این دلیل طلوع میکند که قوقو لی قوقوی او را بشنود. جورج الیوت

مردان از دو نوع خارج نیستند;یا روی سرشان خالیست یا توی سرشان.توفیق

من خواهان سه چیز در یک مرد هستم:ملاحت – شجاعت – وبلاهت.دوروتی پارکر


عاقلترین مردان دچار اشتباه شده اند و زنان آنها را فریفته اند ولی همچنان ادعا میکنند که زن عاقل نیست.جان میلتون


مردها مثل نوزاد هستند..... توی اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشید.ناشناس

مردها مثل ماشین چمن زنی هستند..... به سختی روشن میشن و راه میفتن , موقع کار کردن حسابی سروصدا راه می اندازند و نیمی از اوقات هم اصلا کار نمی کنند.ناشناس

:kap:

:kap:

:thankyou:

گزینش نام ایران

 

تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با نام رسمی" پارس یا پرشین" می شناختند،
اما در دوران سلطنت رضاشاه حلقه ای از روشنفکران باستان گرا مانند سعید نفیسی،محمد علی فروغی و سید حسن تقی زاده با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که نام کشوررا رسما به "ایران" تغییر داده وبه این منظور اقداماتی انجام دادند. بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود،"سعید نفیسی" از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به "ایران" تغییر یابد، این پیشنهاد در آذر ماه 1313 شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه نوشته